[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۳۴
  • دوره جدید

اولین مرد مجهول به منزل آخر رسید خاکسپاری در برهوت سناریوها، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سعید رضا امیر آبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

«سینما» منهای قهرمان چه عبارت گنگ و نامأنوسی خواهد شد. چنانچه مقوله قهرمان‌پروری را از هنر هفتم حذف کنیم، با مرسوله تصویری بی‌‌روح و لجام گسیخته‌ای روبرو خواهیم شد که هریک از ارکان قصه ذهن و قوای بصری تماشاگر را به سمت و سویی می‌کشند و در نهایت، این مخاطب است که خسته و دلمرده از سینما روی‌گردان شده و به دنبال دلبستگی‌های خویش بین مضامین دیگر می‌رود. در حقیقت، این قهرمان مقتدر داستان‌ها است که تماشاگران را بر سر ذوق آورده و به همذات‌پنداری وامی‌دارد. میل به تکامل در عرصه‌های مختلف در نهاد آحاد بشر نهادینه شده است و مقوله قهرمان‌پروری، این بستر را فراهم می‌سازد تا تماشاگر برای لحظاتی از کالبد خویش برون شده و در قامت قهرمانی بر آرزو و آمال‌های سرکوب شده خویش مرهم بگذارد. هریک از قهرمانان قصه‌ها به فراخور محتوای داستان به سلاح‌های هوشمندی، قدرت‌های بدنی، توانایی‌های ماورایی و دستاوردهایی از این دست مجهز بوده و احساس قدرت خویش را با مخاطبشان در طبق اخلاص قرار می‌دهند. طیف‌های مختلف تماشاگران نیز به فراخور بن‌مایه‌های فکری متنوعی که از آن برخوردار هستند، به گزینش یک قهرمان اقدام کرده و با سبک و سیاق وی در دنیای داستان‌ها حکمرانی می‌کنند. مکتب‌های فکری و گروه‌های سیاسی با درک میزان تأثیرگذاری هیروایسم‌ها از آنها به عنوان دستاویزی در انتشار مقاصد خویش استفاده می‌کنند. چنین بهره‌برداری‌های سیاسی در برهه‌ای رنگ و بوی ناخوشایندی به خود می‌گیرد که ابرقهرمان داستان در پی توجیه اهداف استعماری، استثماری، جنگ طلبانه و خشونت مدار است. 
در صورت بروز چنین رویدادی می‌توان ادعا کرد هنر از رسالت اولیه و ثانویه خویش که همانا کسب لذت مشروع و گسترش معرفت است، اعلام برائت نموده و همانند یک ماشین جنگی نرم به سلطه‌گری مشغول است. شرایط زمانی رنگ و بوی تأمل برانگیزی به خود می‌گیرد که قشر عمده‌ای از ابرقهرمان‌ها و قهرمان‌ها به خدمت مکتب‌های فکری سلطه‌جویانه درآمده باشند و نشانه‌های سینمای خوب مستقل در میان آنها به چشم نیاید. 
مجموعه آثار «ایکس من» با زیرمجموعه‌های فراوانی که پیرامون آن شکل گرفته است، در زمره آثاری قرار خواهد گرفت که در پدیده ابرقهرمان پروری، بدعت‌های نوینی را پایه‌ریزی کرده و سطح سلایق مخاطبان بی‌شمار خود را به سمت و سوی خشونت‌مداری سوق داده است. «لوگان» واپسین اثر در مجموعه فیلم‌های ایکس‌‌من به شمار می‌آید که در ادامه، نگاهی به بن‌مایه‌های فکری سازندگان و میزان فروش آن در بازارهای جهانی خواهیم داشت. 
شناسنامه فیلم 
عنوان: «لوگان»
نویسنده و کارگردان: جیمز منگولد 
تهیه‌کنندگان: هاچ پارکر و سایمون کینبرگ 
مدیر فیلمبرداری: جان ماتیسون 
تدوین: مایکل مک کاسکر و درک وسترولت 
با شرکت: هیوجکمن، پاتریک استوارت،  بویدهالبروک، استیون مرچنت و دافنه کین 
محصول: مارول - TSG 
توزیع: فاکس قرن بیستم 
مدت زمان: 137دقیقه 
بودجه: 100میلیون دلار 
فروش: 610میلیون دلار 
تاریخ انتشار: مارس 2017
داستان مرد گرگ‌نما 
لوگان خسته و تنها شده است. او در یکی از مناطق دورافتاده آریزونا با پروفسور زندگی دشواری را می‌گذراند و برای کسب درآمد به شغل رانندگی روی آورده است. دیگر خبری از چنگال‌های بلند مرد گرگ‌نما با قوای بدنی خارق‌العاده‌اش نیست و به خوبی می‌داند که عنصر نامیرایی با گذشت ایام در وجودش رو به زوال گذاشته است. با این وجود، ندای انجام وظیفه همچنان در روح و جانش بیدار است و در مواجهه با ظلم و بی‌عدالتی، به مقابله با دشمنان برمی‌خیزد. همین خلق و خوی عدالت‌طلبی است که او را مجاب می‌کند دخترک بی‌پناهی را از چنگ شکارچیان مردان مجهول نجات دهد. اما لوگان با گذشت ایام متوجه می‌شود دخترک خردسال قسمت زیادی از توانمندی او را به ارث برده و در حقیقت، دختر مرد گرگ‌نما است. 
از همین رو، لوگان مصمم می‌شود دخترک و پروفسور را به تنها مکان امنی که هنوز برای مردمان مجهول باقی مانده است هدایت کند و در طی این مسیر، به واکاوی شخصیت گرگ جوان بپردازد. اما دیگر خبری از توانایی‌های پیشین در او نیست و گرد پیری بر همه قدرت‌هایش نشسته است. از یک سو لوگان به دلیل داشتن فرزند دچار کشمکش‌های روحی و عاطفی شده است و از سوی دیگر، شکارچیان مسلح با سلاح‌های ژنتیکی که در اختیار دارند، کار را برای مرد گرگ‌نما دشوار می‌کنند. تقابل تسلسل‌وار این دو گروه دستمایه اصلی فیلم را تشکیل می‌دهد و در انتهای ماجرا، زمینه خروج هیوجکمن را از پروژه بزرگ و ادامه‌دار «مردان مجهول» مهیا می‌سازد. اگرچه مجموعه آثار «ایکس من» منهای لوگان و پروفسور اگزاوید قسمت زیادی از محبوبیت و بن‌مایه داستانی‌اش را از دست خواهد داد و به اثری متفاوت و بدون شناسنامه تبدیل خواهد شد. 
سقوط پایانی 
پایان قصه مرد گرگ‌‌نما می‌توانست به مراتب تأثیرگذارتر و خوش‌ساخت‌تر از آب درآید. این فیلم از لحاظ ماهیت داستانی، روابط منطقی با قسمت‌های پیشین و ماجراجویی‌های کاراکترها دارای اشکالات اساسی است و یک افول همه‌جانبه برای مجموعه آثار گیشه‌پسند «مردان مجهول» به حساب می‌آید. به یاد داشته باشیم که کاراکتر لوگان، اصلی‌ترین و محبوب‌ترین کاراکتر «ایکس من» به حساب می‌آید و حذف او از این سری داستان‌ها، آنها را به طور حتم دچار ریزش مخاطب و انزوا خواهد کرد. در فیلم «لوگان» نویسنده و کارگردان با ارتکاب اشتباهی کودکانه از یاد بردند که شخصیت پروفسور اگزاویر در قسمت سوم فیلم توسط یکی از مردمان مجهول کشته شده است و تنها در فلاش بک‌های داستانی از او استفاده می‌شود. اما گروه نویسندگان داستان لوگان را به سال 2029 می‌برند و کاراکتر اگزاویر را در حالی که به آلزایمر حاد دچار است، به فیلم اضافه می‌کنند. 
مخاطب با تماشای او دچار کند و کاو ذهنی می‌شود و به منظور یافتن راه‌حلی برای زنده ماندن پروفسور، عاجز می‌ماند؛ چراکه هیچ نشانه‌ای از حیات مجدد وی در قسمت‌های قبلی وجود ندارد. با عبور از این اشتباه کودکانه، فیلم لوگان دارای اشکالات اساسی است. این فیلم باید در مقام پایان قصه گرگ‌نما مخاطب را به شدت تهییج کند و پایانی شایسته را برای مرد گرگ‌نما رقم بزند. اما این رویه اتفاق نمی‌افتد و لوگان همانند همیشه با گروهی از دشمنان و شکارچیان مردان گرگ‌نما درگیر است؛ با این تفاوت که قوای بدنی او تحلیل رفته و همانند قسمت‌های قبلی نمی‌تواند پیروز میدان باشد و در نهایت، جان می‌دهد. 
مشتاقان پروژه «مردان مجهول» انتظار داشتند در قسمت پایانی، سلسله‌ای از سکانس‌های جذاب و ماجراجویی‌های مرد گرگ‌نما را مشاهده کنند. اما داستان از لحاظ سکانس‌های پرهیاهو دارای دستاورد جدیدی برای هوادارانش نیست و در مقایسه با قسمت‌های قبلی، حتی دچار عقب‌گرد مهلکی شده است. 
اصرار به معناگرایی
در میان مجموعه آثار هالیوودی نظیر اسپایدرمن، ایکسمن، انتقام‌جویان و آثاری مشابه آنها، این یک عادت شده است که آنها داستان خود را به صورت عامه‌پسند و پوپولیستی آغاز کرده و رفته رفته در قسمت‌های پایانی، گریز محسوسی به بن‌مایه‌های سینمای معناگرایانه بزنند. در «لوگان» نیز مشابه این مسئله به وقع پیوست. فیلم با به نمایش کشیدن درماندگی‌های روحی و جسمی قهرمانش درصدد است از محتوای داستان‌های قبلی دوری گزیند و داستان متفاوتی را عرضه کند. اما در میانه داستان است که رفت و برگشت‌های متعددی به سینمای اکشن عامه‌پسند دارد و تنها در سکانس‌های محدودی به دنبال نمایش نشانه‌هایی از بلوغ فکری است. اگرچه همین نشانه‌های کوچک نیز با نمایش خشونت‌‌های وافری که در فیلم وجود دارد، خدشه‌دار شده و امتیازات بسیاری از سوی منتقدان از فیلم دریغ شد. 
به یاد بیاوریم که نمایش سکانس‌هایی نظیر قطع اعضای بدن در مجموعه آثار «مردان مجهول» به چشم نمی‌آمد. گروه سازندگان با درک این مسئله که گروه زیادی از تماشاگران فیلم را کودکان و نوجوانان تشکیل می‌دهند، سعی می‌کر‌دند گوشه‌ای از استانداردهای لازم را رعایت کرده و به جزئیات بارز خشونت‌بار وارد نشوند. اما در لوگان همه خطوط قرمز در هم شکسته می‌شوند و چنگال‌های کند پیرمرد گرگ‌نما بر تن دشمنان نشسته و جزئیات مثله شدنشان را نمایش می‌دهد. از این رو می‌توان ادعا کرد که «لوگان» نه تنها پایان سربلندی برای این کاراکتر نیست، بلکه تلاش سال‌های متمادی او را به تباهی کشانده و انتهایی یأس‌آور و ملامت‌بار را برایش رقم زده است. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی