[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۴
  • دوره جدید

سرکوب نفرت در پناه سینما ، روزنامه شیراز نوین

نگاهی به فیلم «کلبه» واپسین ساخته استوارت هالزدین

سرکوب نفرت در پناه سینما 
 

شیرازنوین- سعید رضا امیر آبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

سینمایی که ادعای معناگرایی را در بطن خود می پروراند با مسیر دشوار و پرزحمتی روبرو است. این ژانر از سویی می بایست از مسیر مخاطب مداری منحرف نشده و گروهی معدود از تماشاگرانش را که به آن وفادار مانده اند، برای خود باقی بگذارد و از سوی دیگر سینمای معناگرا موظف به نمایش عناصر متفاوت فکری در بن‌مایه‌های خود است تا خط تباین پررنگی میان داشته های خود و داستان های پوپولیستی ایجاد کند. اگرچه این زاویه از هنر هفتم دارای مقبولیتی همانند آثار مارول نیست، اما با اتکا به مضامین تفکر برانگیز خود می تواند نگاهی ارباب مآبانه به باقی ژانرها داشته باشد و خود را از لحاظ سطح ارزشی در جایگاه علیا ارزیابی کند. با در نظر گرفتن مضامین فوق می توان انتظار داشت که کارخانه پرطمطراق هالیوود فعالیت چندانی در این گونه از داستان ها نداشته باشد و به صورت تفننی به آنها بپردازد. فیلم «کلبه» یکی از محدود آثاری در سینمای هالیوود سال 2017 است که در مضامین ارزشی تکاپو پرداخته و بارقه هایی از هنر هفتمی که تماشاگرانش را دعوت به اندیشیدن می کند، در آن هویداست. 
شناسنامه فیلم
عنوان: کلبه
کارگردان: استوارت هالزدین 
تهیه کنندگان: جیل نیتر، براد کامینگز
نویسنده: جان فاسکو
بر پایه رمان کلبه نوشته ویلیام پی یانگ 
فیلمبرداری: دیکلان کویین 
تدوین: ویلیام استامین کمپ
با شرکت: سام ورتینگتون، اوکتاویا اسپنسر، آوارهام آلاش، آلیس براگا و گراهام گرین 
موسیقی: آرون زیگمن
مدت زمان: 132 دقیقه
تاریخ اکران: مارس 2017
بودجه: 20 میلیون دلار
فروش باکس آفیس: 95 میلیون دلار 
داستان کلبه
فیلم در عین حالی که داستان ساده ای را روایت می کند، توان در آشفتگی ذهن مخاطبش را در پتانسیل نهفته خود دارا است. خانواده ای خوشبخت برای استفاده از تعطیلات راهی سواحل دریاچه می شوند و اوقات خوشی را در کنار یکدیگر سپری می کنند. اما دست سرنوشت مجموعه‌ای از اتفاقات ناگوار را در مسیر آنها قرار داده است. قایق فرزندان خانواده در میان دریاچه واژگون شده و پدر برای نجات جان فرزند بی مهابا خود را به آب می زند و با سخت کوشی موفق به نجات آنها می گردد. اما در بازگشت به ساحل با اتفاق وحشتناک تری روبرو می شود. از دختر کوچک خانواده خبری نیست و تمام تلاش ها برای یافتن وی بی نتیجه می ماند. پلیس محلی به والدین نگران اطلاع می دهد که در این منطقه کودکان زیادی گم شده اند و پلیس تا به حال نتوانسته است هیچ یک از آنها را زنده پیدا کند. باگذشت چند ساعت، پدر با پیکر بی جان فرزند روبرو می شود و فیلم وارد فاز جدیدی می گردد. از این پس همه دقایق سرشار از غم و نفرت و تباهی هستند و تماشاگر با غم خانواده داغدار رابطه تنگاتنگی برقرار می کند. اما خوشبختانه نویسنده رمان «کلبه» به همراه فیلمنامه‌نویس، مخاطبان خود را در این برهوت آزار دهنده رها نمی کند. فیلم در دقایق پیش رو از تماشاگرانش می خواهد نگاه عمیق‌تری به این قبیل معضلات داشته باشند و خود را از گرداب آشفتگی نجات دهند. تلاش برای گنجاندن منطق در سیرتحولات فیلم نشان از تبحر والای نویسنده در داستان سرایی و به سخره گرفتن اندیشه و احساسات تماشاگرانش دارد. 
اثبات توانایی ها 
گروه نویسندگان فیلم مسئله دشوار و لاینحلی را به عنوان چالش اصلی فیلم مطرح می‌کنند. پدر داغدار باید بتواند برخشم و نفرتی که بر وجودش سایه افکنده رها شود و با ژرف اندیشی به مقابله با تلاطم‌های روحی و روانی‌اش بپردازد. طرح این چالش به عنوان گره اصلی فیلم نشان از اعتماد به نفس و تبحر نویسنده دارد. چرا که او پس از مطرح نمودن چالش توانسته است اندک اندک ذهن مخاطب خود را به زیر سلطه کشیده و با عیان ساختن ادله های منطقی، هرگونه راه گریزی را برای او بن بست کند. در نهایت فیلم «کلبه» مخاطب خود را به جایی می رساند که احساس و منطقش در یک راستا قرار می گیرند و زندگی عاری از نفرت و دشمنی را به عنوان غایت نهایی خود بر می گزینند. برای نیل بدین هدف، گروه نویسندگان به سراغ ابزارهای ناجوانمردانه و سوءاستفاده های ابزاری نمی‌روند. بلکه داستان آنها از بدیهی ترین اتفاقات پیرامون نشأت گرفته و عنصر همذات پنداری در جای جای دقایق فیلم مشهود و مبرهن است. 
ساختار سناریو 
در ساختار فیزیکی فیلمنامه شاهد  عناصری شگفت انگیز و خرق عادت شده نیستیم. فیلم با نمایش سکانس هایی آرامش بخش داستان خود را آغاز می کند و پس از رسیدن به قله داستان، شیب ملایمی را برای دستیابی به پایانی تأثیرگذار پیش می گیرد. این شیوه از فراز و فرودهای داستانی از ابتدایی ترین گونه های داستان پردازی به شمار می آیند که در پاره ای از موارد، دلزدگی و ناخرسندی تماشاگران را به دنبال دارد. اما در فیلم «کلبه» با وجود استفاده از این ترکیب تکراری، شاهد دلزدگی مخاطب نیستم. چرا که برای هر یک از دقایق فیلم اتاق فکری پرمایه حضور داشته است و توالی اتفاقات به همراه دیالوگ های تأثیرگذار، مخاطب را غافلگیر می کند. به عبارتی دیگر، داستان «کلبه» همانند یک عمارت ساده و بی آلایش در نمای بیرونی است و در برهه ای که پا به درون آن می گذارید ، تحت تأثیر فضاسازی ها و ابداعات فیلمنامه مسحور و محصور خواهید شد. خوشبختانه تم اصلی فیلم بر پایه گریز از نفرت و استفاده از برکات لایتناهی بخشش بنا شده و تکنیک های نویسنده در راستای القای مسیرهای ناصواب متجلی نشده است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی