[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۵
  • دوره جدید

جایگاه تعلیم و تربیت ایرانی اسلامی در تولید علم، روزنامه شیراز نوین

در بیان مرتبه آموزش و پرورش ایرانی و تعلیم و تربیت اسلامی در ایران سده‌های اخیر حرف و سخن بسیار است که در این مقاله به اختصار به آن می‌پردازم. تربیت در ایران باستان به سه منظور بوده است: 
۱- خدمت به اجتماع. 
۲- خدمت به خانواده و رفع مسئولیت از پدر و مادر. 
۳- بهبودی حال و برتری بر دیگران. 
بنابراین می‌توان گفت که هدف اساسی، همان تربیت دینی و اخلاقی است که به صورت انجام دادن وظایف خانوادگی و اجتماعی و پیشرفت شخصی تحقق می‌یابد. سازمان آموزش و پرورش در طی چندین هزار سال به یک حال نبوده است. پس نمی‌توان گفت که سازمان واحدی در این دوره وجود داشته است؛ اما خانواده و آتشکده و آموزشگاه‌های دربار، مراکز مهم تعلیم و تربیت در این دوره به شمار می‌آمده‌اند. در دوره ساسانی دانشگاه‌هایی نظیر جندی‌شاپور نیز بر این مراکز افزوده می‌‌شود. در دانشگاه جندی شاپور که در قرن سوم میلادی به دستور اردشیر بابکان تأسیس شد، کتب علمی و ادبی را که از هند و یونان آورده بودند به پهلوی ترجمه کردند و پزشکانی را از یونان برای تدریس در این دانشگاه به کار گماشتند. این دانشگاه تا اواخر قرن سوم هجری وجود داشت و یکی از مراکز بزرگ علمی و فرهنگی آن روزگار بود. کودک تا پنج سالگی در خانواده و در میان زنان تربیت می‌شد و آموزش دینی و علوم و فنون در سن هفت تا پانزده سالگی که آن سن را تمیز عقلی می‌نامیدند انجام می‌گرفت. روش عمده آموزش و پرورش، شفاهی و حفظی و تلقینی بود و گاه نیز مطلوب نادرستی را به کودکان تلقین می‌کردند. به طور مثال به اطفال تلقین می‌شد که شاه به خواست خدا و موهبتی الهی بر تخت سلطنت نشسته و نماینده او روی زمین است و برحسب اراده او امور کشوری را سامان می‌دهد. بنابراین، همگی باید چشم بر حکم و گوش بر فرمان او نهند و او را تا حد پرستش دوست بدارند. آموزش و پرورش که شمه‌ای از آن را بیان کردیم بی‌شک دارای محاسنی بود که از مهم‌ترین آنها می‌توان ایجاد روحیه گذشت و سعه صدر و علاقه به علوم و فنون را نام برد و این دو جنبه سبب شد که مردم این سرزمین در دوره‌هایی از تاریخ، امپراطوری بزرگی را ایجاد و ارائه کنند و در پیشبرد دانش و هنر سهیم باشند. اما از سوی دیگر، نظام تربیتی ایران باستان به ویژه در سال‌های پیش از ظهور دین اسلام دارای عیب‌هایی بود که مهم‌تر از همه، طبقاتی بودن آموزش و پرورش و ایجاد روح فرمانبرداری از قدرتمندان و پیروی کورکورانه از حاکمان را می‌توان ذکر کرد. این نوع تعلیم و تربیت همراه با ستمگری‌ها و تندروی‌های حاکمان دوره ساسانی، به سقوط این سلسله منجر شد و ایرانیان را برای پذیرش دین جدید آماده ساخت. 
تعلیم و تربیت در اسلام 
تعلیم و تربیت اسلامی با نزول قرآن تولد یافت و پیامبر اسلام‌(ص) که پروردگار او را به نیکی تربیت کرده بود، معلم و مربی آن شد. توالی این دو رویداد میمون و مبارک پرده از یک راز برمی‌دارد و آن، اهمیت بسیار بالا یا کلیدی بودن دو عنصر برنامه و معلم در مجموعه نظام تربیتی اسلامی است. این سخن هرگز به معنی سبک انگاشتن دیگر عناصر نیست؛ بلکه دقیقاً تأکید بر این نکته است که این دو یعنی برنامه و معلم در حکم عود استوار این خیمه بلندند. معلم، نقش برگشت‌ناپذیر و انکارناپذیری در چرخه آموزش ایفا می‌کند، معلم کانونی است که چرخه آموزشی بر محور آن می‌چرخد و قوام و دوام این چرخه به موقعیت و جایگاه معلم بستگی دارد. به همین دلیل، معلم مقام رفیع و ارزشمندی را به خود اختصاص داده است. از این رو در روایات و مستندات دینی ما، بر نقش معلم و جایگاه وی به طور جدی تأکید شده و کار او را همانند نقش پیامبران و مصلحان الهی شمرده‌اند. مسلمانان بحث‌های جستجوگرایانه خود را از قرآن که اولین و مهم‌ترین سند مدون تعلیم و تربیت است آغاز کرده‌اند و همین منبع بود که دروازه‌های علوم و دانش را در معنی عام کلمه که اعم از علوم شرعی و مذهبی و نیز دستاوردهای مادی و تجربی است، به روی آنان گشود.
محبوبه موغلی،مدیر متوسطه دوم نمونه دولتی یاس، ناحیه یک شیراز

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی