[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۲۸
  • دوره جدید

پنجره اول، روزنامه شیراز نوین

گروه فرهنگی میلاد صرف فعل خواستن بود  

دوستان نوجوان سلام 
یکشنبه چهارم تیرماه بیست و دومین سالروز تشکیل گروه فرهنگی و مطبوعاتی میلاد بود که در شماره 24 صفحه مکتبخانه میلاد ذکر آن گذشت. ولی نقل دوباره این ماجرا در صفحه پویش نوجوان فقط و فقط برای این است که ظرفیت‌های بالقوه شما نوجوانان عزیز را به شما خوبان یادآورشویم و بدون هیچ تعارفی بگوییم که هریک از شما دوستان اگر به انجام کاری مبادرت ورزیده و در انجام آن ثابت قدم باشید، با توجه به توانمندی‌های بی‌شمار شما و امکانات امروزی، یقیناً موفقیت شما دوستان نوجوان امروزی بسیار بیشتر از ما نوجوانان دیروز خواهد بود.
یادش بخیر سال‌های کودکی و نوجوانی، آن سال‌ها که در روستاهای مرادآباد، حسین‌آباد مفرح، قاسم‌آباد خشکه و... از توابع دهستان چهاردانگه (و شهر چهاردانگه امروز) واقع در جاده تهران ـ ساوه زندگی می‌کردیم، هر سال، آخرین ماه بهار که از تقویم خط می‌خورد و به‌قول معروف مدرسه‌ها تمام می‌شدند، من می‌ماندم و تابستان‌هایی که هم برای خرید کیف و کفش و لباس  سال تحصیلی بعد و هم برای تهیه مخارج سفر یکی‌دو هفته‌ای به  شمال و خانه مادربزرگ و عمویم باید کار می‌کردم.
پدرم خدابیامرز یک کارگر ساده بود که به‌سختی خرج و مخارج‌مان را تأمین می‌کرد و من یاد گرفته بودم که تا می‌توانم باید برای خانواده بال باشم نه بار، برای همین تقریباً از سال اول راهنمایی همیشه تابستان‌ها کار می‌کردم، از چیدن انگور در باغ‌های نزدیک خانه‌مان گرفته تا فروش میوه کنار جاده و شاگردی در مغازه رادیوسازی و حتی رفتن برای کار به پیشوای ورامین با دایی و پسرخاله‌ام که چندسالی از من بزرگ‌تر بودند.
جالب است که در همان سال‌ها طبع شعر هم داشتم و غالباً در شعرهایم آرزوهای دست‌نیافتنی‌ام را می‌سرودم تا دست‌‌کم در خیال خود بازی و تفریح کرده باشم، مثلاً در آستانه تابستان یکی از آن سال‌های دوست‌داشتنی شعری سروده بودم با این مطلع که از قضا مدتی بعد درصفحات 13 تا 18ساله‌های مجله زن روز، چاپ شد؛ «باز تابستان است، فارغ از درس و کتاب، می‌زنم باز به آب، می‌روم تا ته دشت، می‌دوم تا سر کوه و...»
این در حالی بود که همان سال‌ها بیشتر روزهای تعطیلی مدرسه را از ساعت هفت صبح تا پنج بعد از ظهر سرکار بودم و اگر فرض کنیم کوه و دشتی هم نزدیک خانه بود، دیگر حالی برای دویدن و بازی کردن و... نمی‌ماند.
«میلاد» عنوان گروهی کوچک و بی‌جا و مکان است که  به همت چند جوان و نوجوان تنگدست و دل بزرگ و با انگیزه در سالروز میلاد باسعادت پیام‌آور رحمت در چهارم تیرماه سال 1374 شمسی (4/ 4/ 74) در یک خانه باغ از توابع بخش چهاردانگه در حاشیه بزرگراه آزادگان تهران فقط با عشق شکل گرفت و امروز هرچه این گروه دارد، از برکت همزمانی تأسیس آن با سالروز میلاد با سعادت آخرین فرستاده خداست.
و اما ساکنان آن خانه باغ یا بهتر بگویم باغبان موقت آنجا یک زن و مرد میانسال بودند که فقط مرد خانه اندکی سواد خواندن داشت. آن دو روانشاد یک پسر و یک دختر داشتند که دختر آنها ازدواج کرده بود و رفته بود و تنها همدم آن زن و مرد کارگر یک پسر محصل هنرستان بود، آن پسرتنها هم آن روزها، از دار دنیا یک پسرخاله داشت و دو پسر عمو که آخر هفته‌ها را در باغ گردویی دور هم جمع می‌شدند و با وجود همه کمبودها وگرفتاری‌ها گل می‌گفتند و گل می‌شنیدند و این گل گفتن‌‌ها و گل شنیدن‌های آخر هفته رفته رفته به سرودن شعر و نوشتن قطعه ادبی و.... انجامید.
از آنجا که هسته اولیه گروه چهار نفر بودند، نام خودمانی گروه برگرفته از نام یک فیلم خارجی «سازمان چهار» بود.
محمدرضا شیخ، علیرضا شیخ، محمد عمرانی و محمدرضا جوانمهر، مؤسسان این گروه بودند که بعدها حسین شیخ عمو، حسین شیخ دایی، محمدعلی یوسفی، رمضان پودینه، محمد لامع گزمه و... به این گروه پیوستند.
طراحی و انتشار نشریه تجربی «برکه» اولین تجربه روزنامه‌نگاری یک عضو این گروه قبل از تأسیس رسمی گروه فرهنگی میلاد بود که در همان زمان‌ها در ماهنامه همشهری معرفی شد. 
طراحی و انتشار نشریه تجربی «میلاد گالیکش» اولین تجربه روزنامه‌نگاری تمامی اعضای گروه فرهنگی میلاد بود که در تهران تهیه و تکثیر و برای علاقه‌مندان نوجوان نشریه در شهر گالیکش استان گلستان ارسال می شد. 
در همین سال‌ها بود که با نشریات کودک و نوجوان آن دوران مثل کیهان بچه‌ها، سروش نوجوان، سلام بچه‌ها، ضمیمه نوجوان روزنامه همشهری (دوچرخه) و بعدها نشریه خانه و نشریه روزنامه نگار جوان آشنا گردیده و ارتباط برقرار نمودیم.
نشریه تجربی برکه برای اولین بار در ضمیمه همشهری نوجوان شماره 15 ماهنامه همشهری (پانزدهم مرداد ماه 1372) معرفی گردید و این سرآغاز یک تحول مهم در کار روزنامه‌نگاری تجربی من و پسرخاله‌ام محمدرضا جوانمهر بود.
تحول دیگر، شکل‌گیری گروه 4نفره میلاد و تهیه و انتشار نشریه تجربی میلاد گالیکش بود که در بهمن ماه سال 1375 منتشر گردید و در همین ایام بود که چشممان به جمال خانه روزنامه‌نگاران جوان روشن شد و میلاد گالیکش به گروه نشریات تجربی خانه روزنامه نگاران جوان پیوست.
نشریه تجربی میلاد گالیکش در 12صفحه  آ 5 بود که از بین 230نشریه غیرحرفه‌ای بعنوان یکی از 193نشریه تجربی انتخابی، به اولین جشنواره نشریات تجربی کشور در شهریورماه 1376 راه یافت و در کنار نشریه تجربی شکوفه با معیار ارتباط ویژه نشریه با خانه روزنامه‌نگاران جوان لوح تقدیر گرفت.
نشریه تجربی میلاد گالیکش بعدها در چند نشریه از جمله ماهنامه کودک و نوجوان سلام بچه ها معرفی گردید.
امید سیستان، میلاد سبز، پیک هجده، پیام سپیده، ندای فرهنگ، سیمای توسعه و... از دیگر تجربه‌های روزنامه‌نگاری اعضای گروه فرهنگی میلاد از سال 1378 تا 1388 بودند.
همچنین اعضای گروه فرهنگی میلاد در طول این دو دهه در تهیه و انتشار ویژه‌نامه‌های دانش‌آموزی و صفحات ویژه کودک و نوجوان در نشریات و روزنامه‌هایی  چون گلستان نو، سلیم، وارش، نیم نگاه، خبر شمال و... مشارکت و همکاری داشته‌اند. علاوه بر فعالیت‌های مطبوعاتی، اعضای گروه فرهنگی میلاد در کارهای داوطلبانه و انسان دوستانه نیز نقش فعال داشته‌اند که از آن جمله می‌توان به راه‌اندازی مؤسسه فرهنگی و هنری پیام سپیده و مؤسسه فرهنگی و هنری میلاد شرق و تشکل‌های زیست محیطی، مؤسسه شهر سبز (منطقه 17 تهران)، جمعیت دوستداران طبیعت میلاد سبز (در تهران و مازندران)، انجمن دوستداران طبیعت گلستان سبز و انجمن گردشگری و زیست محیطی هفت اقلیم گلستان (استان گلستان)، انجمن گردشگری و زیست محیطی محله سبز (منطقه 9تهران)، کانون دانش‌آموزی پویش، انجمن فرهنگیان مروج وقف منطقه هجده تهران و... اشاره نمود. 
و به قول دوست نازنینم رضا بیگلری شکل‌گیری گروه فرهنگی میلاد صرف فعل خواستن بود...

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی