[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۷
  • دوره جدید

کارخانه متروکه چه راز شومی داشت ، روزنامه شیراز نوین

رکنا: مجرم سابقه دار به اتهام جنایت در یک کارخانه متروکه دو روز پیش برای دومین بار پای میز محاکمه ایستاد و خودش را بی گناه خواند.
رسیدگی به این پرونده از صبح بیست و نهم اردیبهشت سال 90 به دنبال آتش سوزی مهیب در یک کارخانه در ریحان آباد ورامین در دستور کار پلیس قرار گفت. مأموران پلیس و آتش نشانی وقتی به محل رسیدند و به مهار آتش پرداختند با جنازه سوخته یک مرد میانسال رو به رو شدند. شواهد نشان می‌داد جنازه متعلق به صاحب کارخانه متروک به نام جمشید است.
پلیس به پرس و جو پرداخت و دریافت جمشید از مدت‌ها قبل کارخانه را رها کرده و آنجا به محلی متروکه تبدیل شده بود ولی گاهی اوقات خودش و فرزندانش به کارخانه رفت و آمد داشتند. وقتی پلیس دریافت از مدتی قبل جمشید و یکی از همسایه‌ها به نام محمود با هم اختلاف دارند، به وی مظنون شد. در این بین یکی از همسایه‌ها به نام عزت علیه محمود شهادت داد و گفت ساعتی قبل از آتش سوزی کارخانه، محمود را در حالی که دست‌ها و لباس‌هایش خونی بوده دیده است. با اظهارات این شاهد محمود 40ساله بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. وی گفت: جمشید در حیاط کارخانه تور والیبال نصب کرده بود تا بچه‌هایش بازی کنند. آنها مراعات همسایه‌ها را نمی‌کردند و ظهرها سر و صدای زیادی ایجاد می‌کردند. به همین خاطر چند بار به جمشید تذکر داده بودم اما گوشش بدهکار نبود. تا اینکه آخرین بار با او درگیر شدم و با کارد کوچکی که در جیب داشتم ضربه‌ای به گردن او زدم. من کارخانه را آتش نزدم و احتمالاً کارخانه به خاطر روشن بودن پیک نیک در آن آتش گرفته است.
به دنبال اعتراف‌های این مرد وی در شعبه 113 دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستاد اما قتل را گردن نگرفت و ادعا کرد بی گناه است. قضات دادگاه با توجه به کشف پیراهنی خونی در خانه محمود و همچنین اظهارات تنها شاهد این ماجرا وی را به قصاص محکوم کردند اما حکم صادره در شعبه 16 دیوان عالی کشور تأیید نشد و رسیدگی به پرونده از سر گرفته شد.
محمود دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی و با حضور یک مستشار برای دومین بار پای میز محاکمه ایستاد.
در ابتدای این جلسه اولیای دم برای محمود حکم قصاص خواستند.
سپس متهم در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: قبول دارم قبلاً چند بار به خاطر سر و صدا با جمشید درگیر شده بودم اما من با او دوست بودم و انگیزه‌ای برای کشتن او نداشتم.
وی ادامه داد: آخرین بار جمشید در کارخانه تنها بود که پیش او رفتم و با هم تریاک کشیدیم. عزت هنگام بازگشتم از کارخانه مرا دید. من حتی با او صحبت کردم. آن شب به خانه برگشتم و صبح روز بعد موقع رفتن به محل کارم متوجه شلوغی مقابل در کارخانه نشدم. اما عصر وقتی فهمیدم جمشید کشته شده با عزت تماس گرفتم و به او گفتم درباره اینکه مرا در نزدیکی کارخانه دیده به کسی حرفی نزدند.
وی ادامه داد: چون سابقه دار بودم می‌ترسیدم پلیس به من مظنون شود. من نمی‌دانم چرا عزت علیه من شهادت داده است. در پایان این جلسه هیئت قضائی وارد شور شد تا رأی صادر کند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی