اطلاعات کلی خبر
عنوان خبر : برمودا
کد خبر : ۲۹۳۲۷
تعداد بازدید : ۷۴۱
متن کامل خبر

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی amirabadi_shznvn@yahoo.com سه‌ضلعی درآمد و هزینه و تورم برای ایرانیان شباهت بسیاری به مثلث برمودا دارد. ما از سر تجربه دریافته‌ایم که ضریب تورم همیشه از افزایش سالانه درآمد پیشی می‌گیرد و این بدان معناست که کیفیت زندگی مردم رو به زوال بوده است. این سیر قهقرایی گاهی با شیب زیاد به پیش رفته و مردم را در زمینه امرار معاش عاجز می‌کند و در برهه‌ای شاهد فاصله‌ای اندک میان تورم و درآمدها بوده‌ایم. امروزه نتیجه کار چنان شده است که بسیاری از نیازهای اولیه معیشتی از سفره‌های مردم رخت بربسته و بسیاری از ما توانایی تهیه اقلام ضروری را از دست داده‌ایم... به طور حتم در آینده نزدیک فقر اقتصادی و بحران‌های روانی برخاسته از آن، نتایج اسف‌بار خود را بر جامعه ایران نشان خواهد داد و با مردم رنجوری مواجه خواهیم شد که در معرض طیف گسترده‌ای از بیمارهای جسمی ‌و روانی قرار دارند. اما به راستی راهکار گریز از این مثلث برمودا که هر روز بر قلمرو شوم خود می‌افزاید چه خواهد بود و چه سرنوشتی می‌توان برای افرادی که در این مهلکه گرفتار آمده‌اند، متصور شد؟ شاید اولین و مهم‌ترین راهکار برای مهار تورم و جلوگیری از حقیرتر شدن سفره‌ها، همانا مهار نقدینگی باشد. برای اجرایی شدن این راهکار، دولت باید با شتاب بیشتری از حجم هزینه‌هایش کاسته و به سوی کوچک‌سازی و چابکی گام بردارد. خصوصی‌سازی حقیقی خواهد توانست روند چاپ اسکناس‌های بی‌پشتوانه را کند کرده و نقش پررنگی در تقسیم ثروت میان همه طیف‌های مدنی ایفا کند. واگذاری پروژه‌ها به مردم، تأثیر شگفت‌انگیزی در توانمندسازی آنها و مهار افسارگسیخته نقدینگی خواهد داشت و در مدت کوتاهی ثمرات مثبت خود را بروز می‌دهد. تجربه نشان داده بازده بخش خصوصی در بخش‌های اجرایی، به مراتب دلسوزانه‌تر و به‌صرفه‌تر از بخش‌های دولتی و نیمه‌دولتی است و کشور با شتاب بیشتری به افق‌های ایدئال نزدیک خواهد شد. چنان که دولت‌ها در بسیاری از کشورهای پیشرفته در نقش نظارتی ظاهر شده و مردم به بازوان توانمند مجریان کشور تبدیل شده‌اند. در مرحله دوم، باید راهکاری اساسی برای ساماندهی بازار ارز در نظر گرفت. از سر تجربه دریافته‌ایم که قیمت‌های بازار ایران با هر خیزش پول‌های خارجی، مستعد اوج گرفتن است و این در حالی‌ست که با کاهش نرخ ارزها تمایلی برای بازگشت به دوران قبل از سونامی ‌ندارد. این اتوبان یک‌طرفه مسبب افزایش بی‌حساب و کتاب نرخ کالاهای اساسی شده و جامعه را دستخوش امواج هیجانی برای هجوم به بازار می‌کند. در این میان، گروهی از تولیدکنندگان و واسطه‌ها هم از آب‌های گل‌آلود ماهی گرفته و پول‌های سیاهی به جیب می‌زنند. به همین دلیل، چنانچه اقتصاد ایران سودای تکامل و بهروزی را در سر می‌پرواند، باید خود را از مهلکه پول‌های خارجی خلاص کند. اگرچه بسیاری از کالاهای اساسی تابع مستقیمی‌ از نرخ ارزها هستند؛ با هیچ استدلالی نمی‌توان گرانی کالاهای داخلی را به آنها ارتباط داد، مگر آن که واسطه‌گران بین‌المللی علاقه خو را به تومان از دست داده باشند و سودای صادرات پیاز و سیب‌زمینی و رب گوجه را به کشورهای همسایه در سر بپرورانند. متأسفانه بخش‌نامه‌هایی که از صادرات بی‌حساب و کتاب هم جلوگیری کنند همیشه دیر از راه می‌رسند و جامعه، تاوان اقتصادی و روانی مضاعفی برای درک پیاز 15هزارتومانی، سیب‌زمینی 10هزارتومانی و رب گوجه 20هزار تومانی می‌پردازد. شاید خلأهای قانونی سومین دلیلی باشد که بر افزایش نرخ تورم دامن می‌زند. برای مثال، سال‌های زیادی‌ست که قوانین اعمال مالیات بر خانه‌های خالی در دستور کار قرار دارد و برای مردم روشن نیست که چرا قانون‌گذاران نمی‌توانند به اجماع واحدی در این زمینه دست یابند. همچنین، چنان که از اخبار برمی‌آید، انبار خودروسازان هم پر از اتومبیل‌هایی است که به دلیل تأمین نشدن قطعات غیرضروری روی هم انباشته شده و عرضه نشدن از سوی کارخانه، بهای خانواده پرایدها و پژوهای تاریخ مصرف گذشته را به عرش رسانده است. در زمینه مبارزه با صرافان خیابانی هم رسم بر همین منوال است. برخوردهای مقطعی و فصلی برای آنها حاشیه امنیت ایجاد می‌کند و درحالی‌که سرانه تراکنش مالی بسیاری از آنها دست‌کمی ‌از درگاه‌های مجاز ندارد، به سادگی از پرداخت مالیات طفره رفته و در طوفان‌های اقتصادی و سرسپردگی به شبکه‌های معاند، نقش مهلکی ایفا می‌کنند. به نظر می‌رسد مسئولان پیش از آن که دغدغه افزایش درآمد داشته باشند، باید به فکر مهار تورم برآیند. بررسی نرخ نقطه به نقطه قیمت‌ها نشان از افزایش نرخ دردآوری دارد که مردم را در گرداب گرانی به زنجیر کشیده و چاره‌ای جز حذف مایحتاج اولیه برای بسیاری از ما نگذاشته است. با درک این تجربه بود که در واپسین انتخابات ریاست جمهوری، اکثریت جامعه روی خوشی به افزایش نرخ یارانه‌ها نشان نداده و از دولت خواستند به جای پرداخت‌های نقدی، به تقویت و گسترش زیرساخت‌ها و مهار نرخ تورم و اشتغال‌زایی همت گمارد. سه ضلعی درآمد، هزینه و تورم برای ایرانیان شباهت بسیاری به مثلث برمودا دارد؛ مهلکه‌ای که اقشار فرودست و میانی جامعه را به تدریج فرو بلعیده و آنها را به زیر خط فقر تبعید می‌کند. ساختاری که با ادامه سیاست‌های اقتصادی فعلی، افق‌های روشنی هم برای آن ترسیم نمی‌شود. باید دید چه راهکارهایی برای جلوگیری از شیوع فقر روزافزون از سوی قوای سه‌گانه مطرح خواهد شد. به طور حتم مردمی ‌که در همه بزنگاه‌های تاریخی یار و یاور آرمان‌های رفیع انقلاب بوده‌اند، لایق معشیت و کیفیت زندگی بهتری نسبت به این روزها هستند. پی نوشت: در حالی که خط فقر با خوش‌بینی به درآمدهایی بالاتر از ۳.۵میلیون تومان اطلاق می‌شود، حقوق بسیاری از اقشار فرودست و میانی جامعه ایران به 2میلیون تومان در ماه هم نمی‌رسد.