[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۵۴۸
  • دوره جدید

مرگ خاموش یار مهربان اینجا کسی کتاب نمی‌خواند ، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: سعیدرضا امیرآبادی
amirabadi_shznvn@yahoo.com

اشاره: این یک حقیقت آشکار است که رابطه مستقیمی فی ما بین سرانه مطالعه و ارتقای فرهنگ عمومی جامعه برقرار است و با شیوع فرهنگ مطالعه جمعی می‌توان انتظار داشت بسیاری از چالش‌های مدنی رویه زوال را بپیمایند. چرا که خواندن انسان را دعوت به اندیشیدن کرده و دریچه‌های جدیدی از مضامین ناب را به ذهن او می‌گشاید. با اتکا به مطالعه و پژوهش است که تفکرات رادیکالی رفته رفته جای خود را به عقاید روشنفکرانه خواهند داد و از بن بست‌های تحجرگرایانه خلاصی می‌یابند. با مروری کوتاه بر تاریخ مدیوم‌های رسانه‌ای شاهد هستیم که تعدد رقبای فرهنگ مطالعه با گذشت دوران افزایش یافته اند. در دوره‌ای که آوای رادیو بر منازل، محل کار و کافه‌ها طنین انداز بود، هنوز خیل عظیمی از آحاد جامعه مشتاق با خبری از وقایع اتفاقیه در قالب جراید و کتاب‌ها بودند و سرانه مطالعه ارقام ستایش‌آمیزی را نشان می‌داد. با گذشت دوران امواج صوتی سیطره خود را گسترش داده و با در هم آمیزی تصاویر و اصوات، دریچه متنوعی را به روی مخاطبی که تشنه اطلاعات بود، باز کردند. در دهه‌های گذشته تلویزیون به عنوان اصلی‌ترین رقیب کاهش سرانه مطالعه شناخته می‌شد، اما با گذشت دوران رقبای جدی تری از دروازه مدرنیته از راه رسیدند و باعث مهجورشدن هر چه بیشتر کتاب و کتابخوانی شدند. امروزه عوامل زیادی سبب شده اند تا سرانه مطالعه در بسیاری از کشورها به ارقام باورناپذیری کاهش یافته و ثمرات منفی آن در فرهنگ عمومی جامعه هویدا شود.
سرانه مطالعه در فارس
تا به حال برآورد علمی دقیقی از سرانه مطالعه مردم شیراز و استان فارس به دست نیامده است ولی آمارهای نیمه رسمی بیانگر این مسئله هستند که مدت زمان اختصاص یافته فارسی‌ها برای مطالعه کمتر از 10دقیقه است. با نگاهی گذرا به جامعه و خانواده درمی‌بابیم که سرانه مطالعه در میان شیرازی‌ها در فصل رکود و فراموشی قرار دارد و این برآورد نسبی هم از تقسیم ساعاتی که شیرازی‌ها در کتابخانه‌های عمومی گذرانده اند، به دست آمده است. رقم تأسف‌برانگیز مطالعه 10دقیقه‌ای مردم فارس در حالی به دست آمده است که سرانه مطالعه دانش آموزان و دانشجویان نیز در آن در نظر گرفته شده و در صورت چشم پوشی از آنها با ارقام تأمل بر انگیز 3دقیقه یا حتی کمتر از آن در روز مواجه خواهیم شد. در همین رابطه رئیس مجمع خیران کتابخانه‌ساز فارس بر این باور است که کتابخانه‌ها جایی برای مطالعه غیردرسی ندارند و سرانه دسترسی مردم شیراز به کتابخانه‌ها به قدری محدود است که به نظر نمی‌رسد تا چشم انداز 1404 بتوان این عقب‌ماندگی را جبران کرد. این در حالی است که شهر راز با قدمت چهار هزار ساله، سودای شهر خلاق ادبی جهان را به درستی در سر می‌پروراند و رسیدن به این مهم تنها با اتکا به پیشنینه تاریخی‌تمدنی شهر میسر نخواهد شد. چندی پیش مسئول یونسکو در ایران درباره ثبت نام شیراز به عنوان شهر خلاق ادبی گفته بود که در سراسر کشور رویکرد به ادبیات، بیشتر توجه موزه‌ای است تا اینکه واقعاً یک جریان ادبی خلاق در شهر وجود داشته باشد. اکنون اما شیراز از یک کاستی دیگر هم رنج می‌برد و آن سرانه بسیار پایین شهروندان شیرازی در دسترسی به کتابخانه‌های عمومی است. در همین رابطه مدیرکل کتابخانه‌های فارس با اشاره به عدم احساس نیاز برای مطالعه در میان شیرازی‌ها و فارسی‌ها گفت: واقعیت ملموس جامعه ما این است که امروز نیاز به خواندن کتاب احساس نمی‌شود و همین موضوع سبب شده با وجود منابع مطالعاتی خوب و غنی، هنوز مردم رغبتی به کتابخوانی نداشته باشند. نخستین اقدام برای ترویج مطالعه و کتابخوانی، ایجاد نیاز به خواندن در بین مخاطبان و عموم جامعه است که نهاد کتابخانه‌های عمومی در این زمینه اقدامات گسترده و مؤثری را برنامه ریزی کرده است. سعیده ابراهیمی بیان داشت: ترویج کتابخوانی یکی از اهداف بلند نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور است و نهاد کتابخانه‌های عمومی وظیفه خود می‌داند علاوه بر ارائه خدمات مطلوب به اعضای کتابخانه‌ها، زمینه‌های لازم را برای ترویج فرهنگ کتابخوانی فراهم کند.
سرانه مطالعه در کشور
در سایر شهرهای ایران هم سرانه مطالعه تفاوت چشمگیری با فارس ندارد. با نگاهی به واقعیت‌های پیرامون در می‌یابیم که سرانه مطالعه کتاب در جامعه ما در مقایسه با جوامع مشابه در وضعیت پایین‌تری قرار دارد. اگر نگاهی به کتاب‌فروشی‌ها، چه در تهران و چه در مراکز استان‌های مهم‌ همچون رشت، تبریز، شیراز، کرمان یا مشهد بیاندازیم، خلوتی، کسادی و فروش کم کتاب در آنها هویداست. می‌توانیم طی یک بررسی ساده مشاهده کنیم که در یک دهه گذشته در شهرهای بزرگ ایران چند باب مغازه کتاب‌ فروشی جدید باز شده و در مقابل، چه تعدادی از کتاب‌فروشی‌های قبلی و قدیمی‌تر بسته شده‌اند. یا می‌توان آمار گرفت در مراکز این یا آن شهر بزرگ در یک دهه گذشته چه تعداد کتاب‌فروشی باز شده و در مقابل چه تعداد پیتزافروشی، بانک، بوتیک یا بنگاه معاملات املاک باز شده است.
واقعیت آن است که پایین‌رفتن سرانه مطالعه، تیراژ و خرید کتاب روشن‌تر از آن است که نیازی به آمار و ارقام باشد. سؤال این است که چرا این‌گونه شده است؟ چرا نه نسل جدید و نه نسل قدیم، دیگر کتاب مطالعه نمی‌کنند؟ در این رابطه عموماً یک‌سری پاسخ‌ها داده شده است؛ نخست آنکه گفته می‌شود قیمت کتاب بالاست و بسیاری از مردم به‌ ویژه اقشار و لایه‌های جوان‌تر و کم‌درآمدتر جامعه قدرت خرید کتاب ندارند و گروهی فضای مجازی را مقصر می‌دانند. اما هیچ‌کدام این دلایل به نظر اقناع‌کننده نیستند؛ چرا که اگر فضای مجازی عامل اصلی پایین‌رفتن سرانه مطالعه کتاب در ایران می‌شد، در آن صورت در کشورهای توسعه‌یافته که هم امکان دسترسی به اینترنت بیشتر است و هم سرعت آن به‌مراتب بالاتر از ایران است و بالطبع مطالعه کتاب باید بیشتر از ایران کاهش می‌یافت؛ اما می‌دانیم که این‌گونه نیست. آمار مطالعه کتاب در کشورهای پیشرفته با وجود گسترش فضای مجازی، تغییر محسوسی نکرده است. حتی می‌توان استدلال کرد که فضای مجازی با گسترش اطلاعات بیشتر در مورد موجبات و آثار منتشرشده باعث بالارفتن تیراژ کتاب هم شده است. بالابودن هزینه کتاب هم به نظر نمی‌رسد دلیل چندان قانع‌کننده‌ای باشد. قیمت یک پیتزا به اندازه قیمت یک کتاب است و اگر قیمت یک کتاب را حول و حوش بیست تا سی هزار تومان در نظر بگیریم، در آن صورت این پرسش باقی می‌ماند که چرا خیلی از جوانان حاضرند به‌راحتی و با کمال میل بیست تا سی هزار تومان برای یک پیتزا بدهند اما همان جوان‌ها حاضر نیستند، با همان قیمت یک کتاب بخرند؟ در واقع رشد و گسترش قارچ‌گونه رستوران‌های فست‌فود در بسیاری از شهرهایمان مبین آن است که برای محصولات آنها مشتری کم نیست. درحالی‌که یک‌صدم این‌گونه رستوران‌ها، شاهد بازشدن کتاب‌فروشی نیستیم. پس مشکل در جای دیگری است. مشکل در اینجاست که چرا جوانان ایرانی حاضر هستند بیست تا سی هزار تومان برای یک پیتزا بپردازند اما حاضر نیستند همان مقدار، اندکی کمتر یا بیشتر را برای خرید یک کتاب بپردازند. اینجاست که فقدان یک راهکار فرهنگی به چشم می‌آید. شاید ایرانیان، فارسی‌ها و شیرازی‌ها به ضرورت کتابخوانی و نقش مهم آن در زندگی هنوز پی نبرده اند و از برکات بی‌شماری که در آن نهفته است غافل شده اند.
برای خروج از این معضل راهکارهای همه جانبه فرهنگی‌تبلیغاتی باید در دستور کار قرار گیرد و نمی‌توان از دولت یا بخش خصوصی به تنهایی انتظار ارائه راهکار خروج از بحران را داشت. بلکه با دست یازی به یک بسیج همگانی کلیه اقشار جامعه باید در انتشار فرهنگ مطالعه کوشا بوده و در فراگیر شدن آن بکوشند. به یاد داشته باشیم که در دین اسلام نیز توصیه‌های مؤکدی به اندیشیدن و مطالعه شده و در فرهنگ ایرانی نیز همواره بزرگان دینی و علمی بر آن تأکید داشته اند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی