[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۵۷۹
  • دوره جدید

کافه کتاب- فاطمه قاسمی پور، روزنامه شیراز نوین


کنگره ادبیات (داستان بلند)
 

 سزار آیرا؛ ترجمه ونداد جلیلی؛ چشمه: ۱۳۹۶ 
فقط یک مورد بدعت در بازی‌شان بود: آدم، سیاه پوست بود. البته این را هم نمی‌شود دقیقاً بدعت گذاری نامید. بازیگر سیاه پوست بود و حتماً بهترین بازیگری بود که بینشان پیدا می‌شد. حتماً نمی‌خواستند در حق او تبعیض نژادی قائل شوند! در ونزوئلا سیاه‌پوست فراوان است، هرچند در منطقه آند نسبتشان بسیار کمتر و در دانشگاه از این هم کمتر می‌شود. سیاه پوست‌های حاضر معمولاً متمایز می‌شوند و بنابراین عجیب نبود که نقش اصلی را به او داده‌اند. حتماً تظاهر می‌کردند این هم بازیگری است مثل بقیه بازیگرها، احتمالاً هم من تنها کسی بودم که متوجه شدم بازیگر سیاه پوست است.
اگزوسکوپ را که آدم در سراسر نمایش با خودش این طرف و آن طرف می‌بردش، خوب درآورده بودند، هرچند سراغ ساده‌ترین و غیرخلاقانه‌ترین راه حل رفته بودند. کل نمایش بر محور این ابزار می‌چرخید.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی