[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۶۹
  • دوره جدید

ده میلیاردتومان پول حفاظت ازجنگ‌ها برباد رفت، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین ـ  سید محی الدین حسینی ارسنجانی:
Arsanjani.moiin@gmail.com

اشاره: استاددکترسیدمحمدجعفرناظم السادات  راباید ازآن دسته مدیران خوشنام وصاحب ایده درزمینه شغلی وفردی مبتکروخلاق درحوزه مطالعات و پژوهش‌های اقلیم‌شناسی دانست که درسالیان اخیربا پیش بینی‌های عالمانه و نظریات تخصصی ومحققانه خودهشدارها ورهنمودهای لازم را درخصوص خشکسالی‌ها وکم بارانی‌ها، حفاظت ازمنابع آبی و خاکی، محیط‌زیست، ریزگردها، هواشناسی وسایر مسائل پیش‌روی کشاورزی وصنعت وتالاب‌ها و...ارائه داده است وهمچنان دغدغه جلوگیری ازتبدیل شدن فارس به یک استان کویری وبیابانی رادارد. تألیفات وپژوهش‌های ارزنده وی درزمینه آب وهواواقلیم شناسی وی به همراه مقالات تخصصی اوکه درایران وخارج ازایران به زبان‌های گوناگون درمجلات تخصصی وازجمله is I و isc منتشر گردیده‌اند همه و همه حکایت ازعشق وشوروحالیست که این استاد تمام و پروفسوردراقیانوس‌شناسی به وطن خویش دارد. دانشمندی گمنام که باوجودتمامی پیشنهادهایی که برای تدریس واشتغال به کار وی در دانشگاه‌های معتبر دنیا به وی شده اما اوماندن دردانشگاه شیراز راکه به تعبیررهبری دارالعلمی دردارالعلم شیراز است ترجیح داده وخدمت عاشقانه راسرلوحه کارخویش قرارداده است.آنچه درادامه می‌خوانید برداشت‌هایی از دغدغه‌های اوبه عنوان یک مدیراجرایی درحوزه فعالیتی خودو گله‌مندی ازبی‌توجهی برخی مدیران نسبت به حساس‌ترین مسائل چالش برانگیزکشور یعنی آب وهوا وخاک ومنابع طبیعی وجنگل‌های ماست. روزنامه شیراز‌نوین ضمن قدردانی از وی ومدیران خدوم ومتعهدی چون جناب پروفسورناظم السادات پذیرای نقد و نظرودیدگاه‌های سایرنخبگان استان‌مان فارس وکشورعزیزمان ایران درحیطه مسائل گوناگون  کاری است.
رئیس مرکزپژوهشه‌ای جوی واقیانوسی دانشگاه شیراز به خبرنگارشیرازنوین اظهارداشت: رخداد زلزله و جان باختن مظلومانه بسیاری از عزیزان‌مان در زیر خروارها خاک انسان راوادار می‌کند تا گوشه‌ای از آنچه درون دل دارد را بیرون بریزد تا شاید راه کاری پیدا شود و گوشه‌ای از ندانم کاری‌های مدیریتی در کشورمان هویدا شود. بیم آن دارم که اگر نگویم ومحافظه کاری کنم خداوند و مردم داغدار کشورم مرا نخواهند بخشید. به ناچار نوشتن مقاله علمی امتیاز آور را رها می‌کنم تا چندی در خدمت شما خوانندگان گرامی شیرازنوین باشم.
اعتبارات پــژوهـــشی‌ درحـــوزه اقلـــیم‌شــناسی بسیارناچیزاست
سیدمحمدجعفرناظم السادات گفت: با توجه به رشته تحصیلی خودم در دهه 70 و هشتاد با سازمان بحران کشور و استان رفت و آمدهایی داشتم. کمک‌هایی نیز از این رفت و آمدها دریافت شد که با آنها توانستیم ساختمان مرکز پژوهش‌های علوم جوی و اقیانوسی دانشگاه شیراز بسازیم  و سامانه دریافت داده‌ها و اطلاعات ماهواره‌ای را خریداری کنیم. با این سامانه ماهواره‌ای می‌شد و می‌شود که بسیاری از مسائلی که هم اکنون گرفتار آن هستیم را تا اندازه خوبی گره گشایی نمود. دریافت اعتبار کم کم رو به کاهش نهاد تا آنکه در چند سال گذشته با مکانیزمی که در پایین خواهم گفت، به صفر رسیده است. سال‌ها به دنبال دریافت یک اعتبار برای پایش ویژگی‌های زیست‌محیطی کشور مانند ریزگردها و آتش سوزی جنگل‌ها بودم. بسیار دوندگی کردم و میان تهران و شیراز بارها با هزینه شخصی رفت و آمد نمودم. چندین پروپوزال نوشتم و دیدارهای گوناگونی با دست اندکاران داشتم که یکی از آنها ستاد بحران کشور و استان بود. دیگری نیز سازمان محیط‌زیست کشور برای پایش ماهواره‌ای آلودگی هوا  در کلان‌شهرها و سازمان جنگل‌های کشور برای پایش ماهواره‌ای جنگل‌ها. با گذر زمان، کارها روز به روز بدتر شد، گویی دادن این‌گونه کارها به دانشگاهیان به فراموشی سپرده می‌شد. دیدیم رفت و آمدها و خواهش‌ها فایده‌ای ندارد. به ناچار، پژوهش بر کارهای هوا و اقلیم‌شناسی در پیوند با آب و پایش محیط‌زیست را تنها برای خشنودی خودمان و اگر بپذیرد خدای خودمان، انجام دادیم. بسیاری از دانش‌آموختگان هم که یا راهی خارج از کشور می‌شوند یا با بازار بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند. در یک سال خواهش فراوانی از یکی از مسئولین استانی برای اختصاص اعتباری برای پایش جنگل‌ها و مراتع و پیش بینی رخداد آتش‌سوزی دادیم. خواهش‌ها سودی نداشت و مدیر محترم آنچنان از بی‌پولی گفت که دیدم باید اگر می‌توانم کمکی هم به ایشان بکنیم. به یکباره آتش‌سوزی جنگل‌ها در چند نقطه از کشور و استان رخ داد و صدها هکتار از جنگل‌های ما با خاک یکسان شد.
 ده میلیاردتومان پول حفاظت ازجنگ‌ها برباد رفت
وی درادامه افزود: شبی آن مدیرگرامی را در تلویزیون دیدم که گفت: « ....ما نزدیک به ده میلیارد تومان پول به فلان سازمان دادیم تا در هنگام آتش‌سوزی با بالگرد به یاری ما بشتابد ولی آنها به پیمان خود بخوبی عمل نکردند و این پول هدررفت و این همه زیان به ما وارد شد....» شگفت زده شدم. مدیری که آن همه ابراز ناداری و بی‌پولی می‏کرد و ریالی به ما نداد، این پول را از کجا آورده است؟ خدای نخواسته چرا این همه دروغ به خورد ما داد؟ تاب نیاوردم و با ایشان گفتگو کردم و گله نمودم. گفتم ای عزیز، با این همه خواهش بنده که شاید حق استادی هم بر امثال شما و فرزندانت داشته باشم،  از این نزدیک به ده میلیارد تومان پول، صد میلیون هم به ما می‌دادی شاید نمی‌گذاشتیم آتش‌سوزی رخ دهد تا نیازی به بالگرد داشته باشی. چرا می‌گفتی پول نداری و حالا می‌گویی این همه پول را به جایی دیگر داده‌ای؟پاسخ آن مدیر گرامی، که نمونه‌ای از دمل چرکین فساد اداری در ایران است، برایم دردآور بود. گفت: هم من درست گفتم و دروغی ازمن سرنزده است وهم شما درست می‌گویید و ایرادتان درست است. 
تصمیمات ازبالابه پایین ومدیریت‌های متمرکز بلای جان استان‌هاست
 این مقام مسئول درمرکزعلوم جوی واقیانوسی دانشگاه شیراز خاطرنشان کرد: گفته‌های او برایم روشن شد که پس از تصویب اعتبار در مجلس شورای اسلامی، مدیران کشوری در تهران خودشان برای هزینه آن اعتبار قرارداد می‌بندند و نتیجه را به استان‌ها ابلاغ می‌کنند. مثلاً به فلان استان گفته می‌شود از اعتبار 100 تایی استان شما ده تا نزد این سازمان بیست تا آن سازمان و... است و ما خودمان قراردادش رابسته‌ایم. به دستم آمد که طرف قرارداد هم شرکت‌های دولتی هستند. گفته می‌شود که در هنگام بحران، این سازمان‌ها یا شرکت‌های دولتی دریافت کننده پول بر پایه قرارداد به یاری شماخواهند آمد. این هم شماره تماس طرف شما. آن مدیرگرامی عنوان کردکه من پولی در دستم نیست که بخواهم با شما قرارداد ببندم و خوب و بدی کنم. همه اعتباری که به استان داده شده پیش از آمدنش، تکلیفش روشن گردیده است. دانستم که با این شیوه پخش اعتبارات، سازمان‌های دولتی در استان‌ها عنصری ناکارآمد می‌شوند که وظیفه‌اشان بیشتر آن است که به مردم بگویند نداریم و نیست. مدیران خوب به خوبی و مهربانی می‌گویند نداریم و اگر خدای نخواسته بد باشند که نگو و نپرس. با این شیوه مدیریتی در آمیخته با فساد، آیا قربانی شدن فرزندان این مرز و بوم در زیر خروارها خاک یا نابودشدن جنگل‌هایش با یک آتش‌سوزی کم مدیریت شده یا رفت حجم بزرگی از ریزگرد در حلق مردم شهری و روستایی ما یا درگیر شدن همه مردم کشور در کمند بی‌آبی و خشکسالی غیرقابل پیش‌بینی است؟ آیا دوندگی کسانی مانند بنده برای مدیریت بهتر ریزگردها، خشکسالی و سیل به جایی می‌رسد؟!

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی