[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۱۵
  • دوره جدید

نظام آموزشی و کج‌راهه‌های بی‌‌شمار، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سید محی الدین حسینی ارسنجانی

Arsanjani.moiin@gmail.com

نظام تعلیم و تربیت ما در کج‌راهه‌های بی‌شماری است که حتی با داشتن سند تحول بنیادین و دیگر اسناد بالادستی هم راه به جایی نبرده یا اصلاح و احیا نشده و به مسیر درست خود که همانا پرورش انسان‌های آگاه و عبد صالح و شهروندان خوب است نمی‌رسد. زیرا چنین نظامی بنابه دیدگاه یکی از دغدغه‌مندان و دلسوزانش (حمیدرضا آذری، مدیرکل آموزش و پرورش فارس): «هنوز کسانی که به طور یقینی و باور قلبی به تأثیر آموزش و پرورش در رشد و توسعه همه‌جانبه کشور اعتقاد داشته باشند دست نیافته‌ایم یا لااقل در دوره معاصر چه قبل و چه بعد از انقلاب تعداد افرادی که حقیقتاً به نقش اثرگذار آموزش و پرورش در توسعه کشور ایمان داشته باشند به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد.» نوشتن سندهای محکم با کار کارشناسی شده و امضای مقامات عالی کشور گرچه خوب است، اما عمل به مفاد و مندرجات چنین اسنادی به مراتب بهتر و ضروری‌تر است. وقتی تمام هم و غم خانواده‌ها و مسئولان عالی آموزش و پرورش و دانش‌آموزان، بازی با اعداد و ارقام و رتبه و نمره و این قبیل امور است و پیوسته در اندیشه قبولی فرزندانمان در رشته‌های پزشکی و مهندسی هستیم، چه انتظاری بر اجرای مفاد سندی مهم و اساسی به نام سند تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور داریم. داشتن رتبه‌های  تک‌رقمی و نمره بیست و تکیه بر محفوظات و حفظیات، بلای جان آموزش و پرورش ملی ماست. ما سال‌هاست که از مسیر درست امر آموزش و پرورش خارج شده‌ایم و مکرر در مکرر به واسطه داشتن راه‌بلدهای نابلد و مدیران سیاسی و ناکارآمد و بعضاً غیرمرتبط و غیرمتخصص، نه تنها به کج‌راهه‌ها رفته‌ایم، بلکه سرنوشت فرزندان و آینده‌سازان ایرانمان را اهمیت نداده و آنان را تا پرتگاه نیستی و سقوط در دره تباهی و مصائب آموزشی برده‌ایم.
نظام آموزشی پزشکی‌زده
 رشته پزشکی متأسفانه استعدادهای جوانان کشورمان را به ویژه دختران دانش‌آموز رشته تجربی را با مشکلات و مسائل بسیار روبرو کرده است. امروز بالعکس گذشته، چرا تمام دانش‌آموزان درس‌خوان برای ادامه تحصیل متقاضی رفتن به رشته علوم تجربی هستند. چرا در یک دبیرستان نمونه یا دبیرستان استعداد‌های درخشان در مقابل ده کلاس سی نفری رشته تجربی، تشکیل حتی یک کلاس ده پانزده نفری رشته ریاضی یا رشته انسانی مشکل است. به واقع، امروز دبیرستان‌های نمونه و تیزهوشان و غیرانتفاعی‌های معتبر به دبیرستان‌های رشته تجربی تبدیل شده‌اند و البته در این مدارس خبری از آموزش واقعی نیست، بلکه این مدارس بیش از مدارس دیگر مکان آمادگی دانش‌آموزان برای شرکت در کنکور و رسیدن به رشته پزشکی است. اگر از تمام دانش‌آموزان برتر کشور سوال شود که می‌خواهید در چه رشته دانشگاهی ادامه تحصیل دهید، تقریباً پاسخ تمام آن‌ها یکی است.
تجربی‌ها در سودای پزشک‌‌شدن 
«رشته پزشکی» در مدارس کشور یک سونامی عظیم برای ورود به رشته تجربی و در نهایت، برای پذیرفته شدن یا برای رفتن به رشته پزشکی تشکیل شده است. به نظر شما نیروی عظیم این سونامی از چیست؟ پاسخ روشن است. این نیرو نتیجه درآمد هنگفت غیرمنطقی پزشکان و اختلاف درآمد غیرمنطقی و ناعادلانه این قشر با سایر اقشار جامعه، به خصوص قشر مهندسی، فنی و علوم انسانی و... است. سیستم درمانی کشور نباید مانع افزایش ظرفیت پذیرش در رشته‌های  پول‌ساز گروه پزشکی شود، مافیایی انحصارگرا که جز اندیشه حفظ بازار درمان، مصلحت دیگری برای جامعه نمی‌بیند، زیبنده ایران ما نیست. سیستم پزشکی ایران، فقط به دنبال درمان درآمدزا برای خود است و برنامه خاصی برای پیشگیری کم‌هزینه ندارد! ساختن یک کشور نیازمند پرورش همه استعداد‌ها از جمله تربیت دانشمندانی در رشته‌های علوم پایه و مهندسی و پژوهش‌های گسترده در تمام حوزه‌هاست. امروزه تمام دستاوردهای رشته‌های پزشکی حاصل تحقیقات بنیادی رشته‌های علوم پایه و تحقیقات کاربردی علوم مهندسی است. اگر این دستاوردها از علم پزشکی گرفته شود، پزشکی به هزارسال پیش برگشت خواهد کرد. اگر امروز پزشکان دستگاه‌های  ام‌آرآی، سونوگرافی، اکوکاردیوگرافی، دستگاه‌های احیا در اتاق‌های  مراقبت ویژه و انواع لیزرها و صدهها دستگاه دیگر که حاصل تلاش دانشمندان علوم پایه و مهندسی است را در اختیار نداشته باشند، برای پزشکی چه باقی می‌ماند؟ و به چه عصری بازگشت خواهیم کرد؟ چرا باید وضع به گونه‌ای باشد که یک پزشک در کشور ما برخلاف تمام دنیا، ده‌ها و حتی صدها برابر یک معلم یا یک مهندس حقوق بگیرد؟ هیچ فکر کرده‌اید چرا دانشحویان مهندسی کشور ما از طرف کشورهای آمریکایی و اروپایی جذب و بورس می‌شوند و کشورهای پیشرفته، هیچ‌گاه درصدد جذب دانشجویان پزشکی ما نبوده‌اند؟ زیرا آنها می‌دانند جامعه به دست دانشمندان علوم پایه و مهندسان فنی ساخته می‌شود و اگر کشور به خوبی ساخته شود، سطح رفاه و  بهداشت بالا خواهد رفت و نیاز به پزشک و دارو کاهش می‌یابد.در کشور ما پزشکان به مردم تلقین می‌کنند آن‌ها با جان انسان‌ها سروکار دارند، اما در کشور‌های پیشرفته باور این است که بدون غذای سالمی که کشاورزان تولید می‌کنند و بدون خانه امن که کارگرها و مهندسان می‌سازند، جان آدمی امنیت ندارد یا اگر پاکبان‌ها شهر ما را پاک نکنند، چنان بیماری و ناپاکی در شهر سرایت می‌کند که همه بیمار خواهند شد و آنگاه از پزشک و دارو چه کاری برمی‌آید؟

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی