[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۵۴۸
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

بازار و دانشگاه
 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

 گشت‌وگذار در بازار تأیید کننده این داستان است که تورم همچنان پیشتاز و قدرت خرید مردم همچنان درحال تنزل است. اقتصاد متکی به واردات و خام‌فروشی‌، بدون اتکا به تولید تکنولوژی و فراوری‌، محکوم به تورم و وابستگی خارجی است‌. وارداتی که کمر تولید داخلی را می‌شکند و تولید‌کننده‌ای که باید گران تولید کند و در مقابل ارزانی واردات شانسی نداشته باشد‌. حالا  این حرف‌ها تکراری شده چراکه اعمال روش‌های غلط اقتصادی به واسطه تأمین منافع اقلیت قاچاقچی تکراری شده و متأسفانه گوش‌ها بدهکار این حرف وحدیث‌ها نیست‌. به تازگی مراجع تقلید هم در مورد وضعیت اقتصادی کاقتصادما متکی به واردات است، و ای کاش واردات، ثمره‌ای برای تأمین منابع مالی کشور و آنچه در مسیر توسعه به آن نیازداریم داشت‌. واردات بیشتر ماهیت قاچاق دارد که در مورد آن مثنوی هفتاد‌منی نوشته‌اند و همچنان ادامه دارد‌. به‌طور وضوح قاچاق از مبادی وارداتی صورت می‌گیرد که از پرداخت گمرکی معاف تشخیص داده می‌شوند‌. این معافیت جامع به تشخیص سهم‌برندگان باعث می‌شود حقوق ملت تضیع و منافع اقتصادی ناشی از قاچاق فقط به گروه اقلیتی برسد که موجودی حساب‌های بانکی آنان به دلار و در بانک‌های خارجی انباشته شده است و از این جهت است که گردش مالی قاچاق اشتغال داخلی تولید نمی‌کند.
حمایت از تولید ملی هم درچنین شرایطی بسیار سخت و شاید غیر‌ممکن است چراکه سرمایه‌گذاری عمده و پر‌سود روی موضوع واردات از مبادی غیر‌رسمی ‌انجام می‌شود‌. زمانی که می‌گفتند تولید‌کننده بر اثر فشار‌های مالیاتی به سپرده‌گذار بانکی تبدیل شده گذشت و حالا تولید‌کننده وکارآفرینان تلاش دارند در مسیر بازرگانی قدم بگذارند و از این روی بازار پرشده از کالای خارجی‌.
یکی می‌گفت روی محصولات خارجی برچسب ساخت ایران می‌زنند تا به‌فروش برسد، چراکه به دستگاه‌های دولتی بخشنامه شده کالای ایرانی بخرند‌. تشخیص اینکه کدام کالا ایرانی و کدام کالا خارجی و با برچسب ایرانی توزیع می‌شود برعهده فروشنده است‌.
اما باید دید چرا کالای داخلی از گردونه مصرف و استقبال مشتریان خارج شد‌؟ اولین عامل عدم حمایت دولت از صنایع داخلی بود‌. دولت‌ها از ابتدا تا کنون سیاست حمایتی از صنایع داخلی نداشته‌اند بلکه فقط به فکر دوشیدن منابع مالی آنان بودند‌. دریافت‌ها به حدی بود که قیمت تمام شده را افزایش می‌داد و قدرت رقابت‌پذیری را از صنایع داخلی می‌گرفت‌. دوم اینکه صنایع داخلی ما فرسوده  ونیازمند نوسازی بودند‌. این صنایع فرسوده هرگز نوسازی نشدند و به‌صورت فرسوده به بخش خصوصی واگذار شد، بخشی که قادر نبود این صنایع را با حضور سرمایه‌گذاران خارجی نوسازی کند چراکه ورود تکنولوژی جدید هم هزینه‌بر بود و هم باسیاست‌های رایج در تضاد بود‌. واگذاری صنایع فرسوده به بخش خصوصی تنها چیزی را که بصورت انبوه تولید کرد (‌بیکاری‌)بود‌.
حالا کل بازار در اختیار انبوه محصولات و تبلیغات خارجی است‌. دولتی‌ها هم دراین بین با توقیف نقطه‌به‌نقطه این محصولات تحت عنوان قاچاق، درآمدهای خود را از باب جریمه و توقیف افزایش داده‌اند‌.کالا درحال ورود از مرزها می‌باشد و هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر مرزها، به عنوان کالای قاچاق توقیف می‌شود‌.
نقطه سر خط- خاص‌ترین نوع تولید در کشور باید تولید نیروی انسانی متخصص و دست به آچار باشد، موضوعی که اتفاق نمی‌افتد‌. دوری صنعت و دانشگاه موید همین داستان است‌. اگر به آمارهای موجود نگاهی داشته باشیم اخیراً اعلام شده 42‌درصد بیکاران را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل داده‌اند‌. افرادی که با سرمایه‌گذاری قابل توجهی نسبت به دریافت مدرک از مراکز آموزش عالی اقدام کرده‌اند و حالا دعوت و پذیرش به همکاری ندارند. این بدان معناست که ما برای پرورش نیروهای ماهر و همکار در بخش‌های تولید نه طرح و برنامه داشتیم و نه همت. تنها سؤال باقی مانده این است که نقش دانشگاه‌های ما در اقتصاد ملی چیست‌؟
مهم‌‌ترین مسئله برای تولید دراین روزگار‌، تولید تکنولوژی است‌. تولید متکی به دانش و این دانش‌محور بودن تولید باید از دانشگاه‌ها اتفاق بیفتد. ما برای خروج از وضعیت فعلی نیازمند یک همت بلند و عزمی ‌راسخ هستیم‌. درواقع باید این همت وعزم را تولید کنیم تا برای خروج از وابستگی آماده شویم‌. آیا آمادگی داریم‌؟ شور هشدار داده‌اند و نسبت به برانگیخته شدن موج فقر به مسئولان مربوطه تذکر داده‌اند. باید دید این تذکر‌ها تا چه میزان مؤثر می‌افتد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی