[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۱۱۴
  • دوره جدید

گذران معیشت با طعم گردشگری، روزنامه شیراز نوین

کم:
جمله «کاش نفت در کشورمان کشف نمی‌شد» را خوانده یا فراوان شنیده‌ایم.وقتی با یکی از شهروندهای ژاپنی یا اندونزیایی یا ترکیه‌ای با فرض موقعیتی یکسان (به لحاظ سن و سال و...) قیاس کنیم، واقعیت تلخ جمله بالا را بیشتر درک می‌کنیم.
ژاپن کشوری جزیره‌ای، حوالی اقیانوس آرام، بر بستری از توده سنگ‌های آذرین، کوهستانی، آتش‌فشانی و به‌شدت زلزله‌خیز و از نظر منابع طبیعی، مواد معدنی و ثروت‌های زمینی و زیرزمینی جزء فقیرترین کشورهای جهان به‌شمار می‌آید. نکته مهم اما شناخته شدنش به‌عنوان یکی از قدرت‌های اصلی اقتصادی جهان و سومین اقتصاد بزرگ از نظر تولید ناخالص داخلی است.
علت این تناقض (فقر در منابع و غنی در اقتصاد) اما خیلی ساده، تکیه بر نیروی انسانی است؛ مردمان، خویش را با جبر اقلیم جغرافیا وفق داده، برای گذران زندگی از دیرباز، دوران صنعتی با زور بازو و فی‌الحال عصر تکنولوژی با بهره از فکر و اندیشه و نیز تمرین مشارکت و کار تیمی، اقتصادشان را زبانزد کرده‌اند.
دوم:
آرزوی «کاش استان فارس قطب کشاورزی نبود» به دلیل کمتر شنیده شدن، فانتزی ذهنی نیست، بلکه واقعیتی تلخ است. که اگر مفتخر به تولید فلان درصد محصولات غذایی کشور نبودیم (منهای محصول استراتژیک گندم) منابع آب تجدیدپذیر استان را در قالب تولید محصولی پرآب‌بر چون هندوانه یا ذرت، خودخواهانه و بدون حتی نیم‌نگاهی به نسل آینده به تاراج نمی‌دادیم. منابع آب و سفره‌های زیرزمینی در دسترس را لیک متأسفانه قدر ندانسته و بدون رواداری نسل بعد، بی‌رحمانه برداشت کردیم و کم‌کم پاسخ دردناک طبیعت در قالب پدیده‌هایی چون فرونشست را گرفته و خواهیم گرفت.
سوم: 
فرصت از دست رفته است و این‌گونه حسرت خوردن‌ها بدون فایده؛ هرچند گذشته چراغی است برای آینده... از حدود دو دهه قبل محور توسعه فارس، یکی هم تغییر از قطب کشاورزی به قطب صنعتی تعریف شد، اما مخاطراتش و آلودگی‌های زیست‌محیطی و مشاهده دودکش‌های عظیم استان‌های صنعتی، با طمأنینه حرکت کردن را باعث شد.
چهارم:
و اما چاره چیست؟
آغازی دوباره از نقطه صفر نه با نیم‌نگاه، بلکه تمام‌قد تکیه بر جاذبه‌های طبیعی و خدادادی گردشگری است.
پدیده‌هایی چون ژرف دره (گرند کنیون) هایقر شهرستان فیروزآباد یا ژرف‌دره تنگ براق چسبیده به گردشگاهی منحصر به فرد در شمال فارس و شهرستان اقلید، دره‌هایی عمیق که با احداث پلی شناور روی آنها یا زیپ‌لاین و دیگر ورزش‌های سالم با طبیعتی دلپذیر، عوایدش می‌تواند از کاشت و برداشت زمین کشاورزی، حتی از نوع برنج بالاتر برود.
سپردن کار به دست کاردان (سرمایه‌گذار بخش خصوصی) از طریق مهیا شدن زیرساخت لازم با روش‌های استاندارد دفع فاضلاب انسانی بدون کوچک‌ترین خطری در آسیب به اکولوژی منطقه، می‌تواند جایگزینی خوب و مطمئن برای کشاورزی باشد.
آثار باستانی و میراث گران‌بهای گذشتگان همچون پرسپولیس مرودشت و کاخ اردشیر بابکان فیروزآباد ایضاً.
اگر سرمایه‌گذار پولادکف سپیدان نگاهش به آسمان باشد برای باریدن برف و راه افتادن پیست اسکی، اما ژرف‌دره‌های فوق‌الاشاره طبیعی هستند، بدون هیچ وابستگی ثانوی در فصول مختلف سال تعطیل‌بردار نیستند و قابل اتکا، بازگشتی پرسود در سرمایه اصلی و همگان نشسته بر خوان نعمت خدادادی...
همانند استانی چون اصفهان که آب شربش از دریاچه سد زاینده‌رود تأمین می‌شود، لیک بدون نگرانی مرکز توریستی چادگان در کنارش با ورزش‌های آبی که با پیشرفت تکنولوژی و حتی جایگزینی قایق‌های برقی با گازوئیلی نیز می‌شود از آلودگی‌های احتمالی آب دریاچه سدها اطمینان حاصل کرد.
آما آنجا اصفهان است و همگی دست در دست هم برای پیشرفت استانشان و اینحا فارس با صحبت و گزارش و تیتر و تصویری چالش‌برانگیز، خواسته یا ناخواسته تفاهم‌نامه گردشگری بین‌دستگاهی اجرایی و معاونت گردشگری استانداری را بدون‌ تحقیق و دانستن محتوای آن زیر علامت سؤال بردن 
است!
نتیجه:
نسخه شفابخش استان پهناور ما گردشگری است ولاغیر؛ که حتی بیم ورود احتمالی نیترات موجود در کشت و زرع بالادست سدها هم با تلاش بر رونق گردشگری با استاندارد خاص خودش برای حل مشکل اقتصاد و اقناع کشاورز بر نکاشتن و مشغول شدن در زیرمجموعه‌های گردشگری نیز رفع 
می‌شود.
به هر حال گفتمان‌های بدون پشتوانه علمی و پرداختن به موضوع، تنها از یک زاویه منجر به در نطفه خفه شدن تفاهم‌نامه صدرالاشاره خواهد شد که دور باد...
آن‌کس که نداند که نداند که نداند...

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی