[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۷۲
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

مثل آب خوردن 

 

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

وقتی مردمی ‌را دیدم که با آب آشامیدنی در شرایط بحرانی کشور، خودرو خود را می‌شویند، فهمیدم فهم مدیریت بحران کاری بسیار سخت و شاید محال باشد. در بعضی مناطق کشور صدای تشنگی با اعتراض شدیدی به گوش می‌رسد. اعتراضی از جنس نیاز و خواسته‌هایی که سال‌های سال است در پس تاریکی‌ها مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. وقتی آن روی سکه را می‌بینیم، کار سخت‌تر می‌شود  چراکه دولتمردان ما قادر به پاسخگویی نیستند. 
عدم پاسخگویی و عدم توان در حل مشکلات درد بزرگی است.چرایی اینکه رئیس دولت برای پاسخگویی به مشکلات پیش‌آمده با مردم سخن نمی‌گوید جای تأسف دارد. تأسف دیگرمان پیرامون ماهیت وجودی احزاب است و از شمار بی‌شمار احزاب سیاسی و یا تشکل‌های اجتماعی صدایی شنیده نمی‌‌شود تا خواسته مردم از مسیرهای صحیح خود پیگیری شود. از همه سخت‌تر موضع مجلسیان است که در شرایط موجود سکوت اختیار کرده‌اند. معلوم نیست علت این سکوت، اتخاذ کدام تاکتیک سیاسی است و نفع مردم چگونه در آن لحاظ شده است؟ ما امروز انتظار داریم اگر نمایندگان مجلس نسبت به وضع موجود بی‌تحرک‌اند اما تشکل‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی واکنش‌های لازم را نشان دهند؛ تشکل‌هایی که آمیخته‌ای از حضور نخبگان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورند و باید قدرت حرف زدن با دولت را داشته باشند. متأسفانه موضوع دریافت یارانه و یا حقوق از دولت توسط تشکل‌های مردمی‌ به بزرگترین آفت وجودی آنان تبدیل شده است چراکه آنان در چنین شرایطی جرأت اعتراض و سخن گفتن با کارفرمای خویش را ندارند تا چه رسد به اعتراض و واکاوی سیاست‌های غلط دولت‌ها. 
یکی از ضعف‌های بزرگ احزاب سیاسی نیز حول همین محور قابل بررسی و کنکاش است. احزابی سیاسی که پس از 
به قدرت رسیدن کاندیدای مورد حمایت خود، قادر به اعتراض به اجرای سیاست‌های غلط او نیستند چراکه این عمل در تضاد با مرام‌نامه‌های حزبی و انتفاع از قدرت سیاسی است. چه بخواهیم وچه نخواهیم حالا کشور در شرایط عجیبی قرار گرفته است که البته پیش‌بینی چنین شرایط بحرانی از سوی نخبگان جامعه شده بود و تذکرات مکرری به دولت‌مردان ارائه شد اما انگار دولت‌مردان ما با این تذکرات بیگانه و بی‌اعتنا بوده و راه خود را رفته‌اند و مشکلات امروز را تأیید نمی‌کنند. 
کشور ما دارای ثروت و قدرت قابل ستایشی است اما باید دید بهره‌گیری از این منابع سرشار با چه مدیریتی همراه بوده که امروز حاصل مشخصی در پی نداشته است. در حاشیه مرز‌های ما هستند کشورهایی که سال‌های سال درگیر مشکلات عدیده سیاسی، نظامی‌، اقتصادی و فرهنگی هستند اما ارزش پولی آنان به مراتب بالاتر از ارزش پولی ماست. 
ما برای تضعیف قدرت پولی خود نهایت تلاش را کرده‌ایم. از مدیرانی استفاده کردیم که در تخریب نظام اقتصادی ما استاد بودند هرچند ما در خیال خود آنان را کار نابلد می‌خوانیم اما مأموریت خود را به‌درستی و در نهایت صدق انجام دادند. آنان تلاش کردند تا کار به اینجا کشیده شود و به‌راستی موفق بودند.
حالا دچار آمیختگی تار بحران‌هایی شده‌ایم که خود به دور خود تنیده‌ایم. باید هرچه سریع‌تر به رفع بحران‌های موجود و موانع خودساخته بپردازیم. این میدان، میدان جنگ اقتصادی و نیازمند سرداران اقتصادی است که بتوانند سکان رها شده را به‌دست گیرند البته اگر خودتحریمی‌ها بگذارد. باید به ترمیم روابط بین‌المللی اقدام کرد. باید در داخل کشور به توافق رسید. امروز گروه‌های سیاسی  باید بدانند که منافع اکثریت جامعه در خطر است و منافع دارای اهمیت است. ذکر این نکته هم ضروری  است که قبلاً ماجرای افراد دو تابعیتی در سطح گسترده‌ای مطرح شد. انگار این موضع یک تلنگر بزرگ بود. آنهایی که در پست‌های مهم تصدی دارند و تمایلی به حل بحران‌های بزرگ کشور ندارند تأییدی بر همان داستان دو تابعیتی‌هاست. چراکه بند ناف آنان در جایی دیگر بریده شده است. امیدواریم کارها اصلاح شود و امور مردم به صلاح آنان بچرخد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی