[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۲۰
  • دوره جدید

فریاد کارگران بی‌مزد در ممسنی، روزنامه شیراز نوین

تابناک: گویا در کشور ما صحبت از توسعه کارخانه‌های تولیدی و افزایش دامنه فعالیت آنها بیشتر شبیه داستان تخیلی است که برای آن نمونه‌های کمی پیدا می‌شود، ولی از آن سو تا دلتان بخواهد، نمونه وجود دارد؛ کارخانه هایی که پس از طی یک دوره طلایی به ورطه نابودی افتادند و کارگران و نیروهای متخصص آن نیز با همه افراد تحت تکفل به فلاکت کشیده شدند.
به رغم همه تلاش هایی که در سال‌های گذشته برای ساماندهی اقتصاد و احیای صنایع تولیدی کشور کشیده شده است، هنوز داستان تکراری تعطیلی و ورشکستگی بسیاری از کارخانه‌ها ادامه دارد؛ شرایطی که جدا از کاهش چشمگیر تولید داخلی، ده‌ها هزار کارگر را نیز شرمنده خانواده هایشان می‌کند. مثل ده‌ها کارگر کارخانه قند شهرستان ممسنی که مدعی هستند 36 ماه است حقوق خود را دریافت نکرده اند.
در روزهای گذشته، جمع بسیاری از کارگران کارخانه قند ممسنی (شهرستان رستم، استان فارس) که سال هاست تحت تأثیر تحولات اجباری کارخانه، کار خود را از دست داد یا حقوق خود را نگرفته‌اند، به دلیل آنچه مشخص کردن تکلیف خود عنوان می‌کنند، اعتراض کردند؛ اعتراضی که هرچند پیشتر نیز بارها تکرار شده بود، تاکنون کسی به این اعتراضات ترتیب اثر نداده است.
کارخانه قند شهرستان ممسنی که در سال 1344 افتتاح و تا سال 1379 به صورت دولتی با بیش از 300 کارگر و 50 نیروی متخصص مدیریت شد، در سال 1379 به بخش خصوصی واگذار شد و تنها سه سال پس از این واگذاری روند رو به نزول خود را آغاز کرد و در سال 1382 برای کاهش خسارت و ضرردهی بخشی از کارگران را اخراج کرد.
این کارخانه قند که در دهه‌های گذشته، یکی از برندهای معتبر تولید قند در کشور بود در نهایت در سال 92 و به دنبال بی توجهی‌ها و بی‌تدبیری‌های پیش آمده به حالت نیمه تعطیل درآمد و در نتیجه شمار بسیاری از کارگرانش کار خود را از دست دادند.
کارگرانی که به رغم استخدام رسمی بودن، ماه‌ها حقوق نگرفته بودند و به آنها حقوق بیکاری نیز پرداخت نمی شد، در سال 1392 اعتراض کردند و در جریان این شکایات که یکی از مطالبات کارگران پرداخت حقوق بیکاری شان بود، مشخص شد که ریاست کارخانه نه تنها حقوق این کارگران را پرداخت نکرده است، بلکه ماه هاست، از پرداخت حق بیمه آنها نیز صرف نظر کرده و از این روی به آنها بیمه بیکاری نیز تعلق نمی گیرد.
اسفندیاراحمدی منش، فرماندار شهرستان رستم استان فارس در تابستان سال جاری در مورد آخرین وضعیت کارخانه گفت: ما پیگیر وضعیت این واحد صنعتی هستیم. ما از طریق مدیرکل تعاون، کار و راه اجتماعی استان مکاتباتی انجام دادیم و سه راهکار در نظر داریم: اول اینکه کارخانه مجدداً تحت پوشش وزارت صنعت و معدن قرار گیرد، دوم آنکه در یک مزایده مجدد کارخانه رو به متقاضیان جدید واگذار کنیم یا اینکه به عنوان مطالبات به خود کارگران این کارخانه واگذار شود. قطعاً در رابطه با حقوق کارگران پیگیری خواهیم کرد و در دستور کارمان هست.
وعده‌ها و تلاش‌های مدیران محلی البته هیچگاه به نتیجه نرسید و به نظر می‌رسد دیگر نباید امیدی به راه اندازی دوباره این کارخانه داشت.
در رابطه با مشکلات کنونی کارگران این کارخانه، نماینده کارگران معترض گفت: ما کارگرانی که در این مجموعه کار می‌کنیم، کارگران رسمی هستیم. آن زمانی که کارخانه دولتی بود ما نزدیک به 15 سال زیر مجموعه صنایع ملی کار کردیم و الان بیش از 25 سال از فعالیتمان می‌گذرد.
این نماینده کارگران اضافه کرد: در حاضر کارخانه حالت نیمه تعطیل دارد و هرچند نزدیک به 45 کارگر هنوز در آن کار می‌کنند، مدیریت مجموعه 36 ماه است حقوق و 23 ماه است حق بیمه ما را پرداخت نکرده است. به رغم همه اعتراض هایی که می‌کنیم کسی تکلیف ما را مشخص نمی کند.
وی در مورد خواسته‌های کارگران گفت: ما کارگران فصلی نیستیم که هر طور دلشان خواست با ما رفتار کنند. ما کارگران رسمی هستیم و بر اساس قانون اگر قرار به اخراج ما هست، تمام حق و حقوق تاکنون ما پرداخت شود و ما را بازخرید کنند. بماند که اگر حق بیمه معوقه ما را پرداخت کنند، بسیاری از کارگران بازنشست خواهند شد.
این کارگر استان اهل شهرستان رستم در پایان و در مورد موقعیت جغرافیایی و پیشینه کارخانه قند ممسنی گفت: کارخانه قند ممسنی در گذشته یکی از برندهای معتبر کشور بود و به دلیل نزدیکی به بندر امام خمینی (ره) و بندر بوشهر از موقعیت خوبی برای وارد کردن شکر خام و صادرات قند برخوردار است، اما متأسفانه مجموعه ای از بی تدبیری‌ها شرایط را به این حالت رسانده است.
 کارگران معترض این کارخانه بنری برای اعتراض تهیه کرده‌اند که هر بار یک عددش را تغییر می‌دهند تا برای اعتراض جدید قابل استفاده باشد؛ اعتراضاتی که ظاهرا قرار نیست دیده شوند! 
 داستان تعطیلی کارخانه‌های تولیدی و نابسامانی اوضاع اقتصادی کشور که جدا از خسارات اقتصادی فراوان مستقیم زندگی اجتماعی صدها هزار خانواده ایرانی را به چالش می‌کشد، داستان جدیدی نیست.
انتظار منطقی این است، کارخانه ای که چند ده یا چند صد کارگر و متخصص در آن مشغول به کار هستند در ادامه کار و با گذشت زمان توسعه یابد و با به کارگیری تکنولوژی‌های جدید گام در عرصه‌های جدیدی از فعالیت اقتصادی بگذارد، ولی گویا در کشور ما صحبت از توسعه کارخانه‌های تولیدی و افزایش دامنه فعالیت آنها بیشتر شبیه یک داستان تخیلی است که برای آن نمونه‌های کمی پیدا می‌شود، ولی از آن سو تا دلتان بخواهد نمونه وجود دارد؛ کارخانه هایی که پس از طی یک دوره طلایی به ورطه نابودی افتادند و کارگران و نیروهای متخصص آن نیز با همه افراد تحت تکفل به فلاکت کشیده شدند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی