[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۶۲
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

متهمان فرهنگی

 

شیرازنوین- سعید رضا امیر آبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

شیراز برای پایتخت فرهنگی شدن مسیر دشواری پیش رو دارد. زیرساخت‌های شهر راز هنوز نمی‌توانند داعیه‌دار قدرتمندی برای این عنوان فاخر باشند و در بسیاری از زمینه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، غفلت‌های بی‌شماری به یادگار مانده است. گویی مدیریت فرهنگی فارس در دهه‌های پیشین، خود را از فعالیت در عرصه عمرانی گسترش زیرساخت‌ها بی‌نیاز می‌دید و به آرامگاه شاعران گرانمایه پارسی و حمیت ادبی درگذشتگان اکتفا کرده بود. در‌حالی که برای پایتخت فرهنگی شدن، نمی‌توان به حافظ و سعدی و خواجوی کرمان بسنده کرد و مسئولان فرهنگی رسالت دشواری در این زمینه دارند. آنها باید بدانند زمامداری فرهنگ و هنر در شهر دیرینه‌ای چون شیراز، در عین حالی که موهبت گرانمایه‌ای برای کارنامه حرفه‌ای آنها به حساب می‌آید. جامعه مدیران را موظف می‌کند قدم‌های استواری در همه جوانب برداشته و وجهه فرهنگی شیراز را به شیوه‌ای درخور نام شهر شش‌هزار ساله، بنا کنند. اما در اعصار پیشین این امر تا حدود زیادی محقق نشده است. مراسم تودیع شماری از مدیران فرهنگی در‌حالی برگزار شد که آورده سخت‌افزاری آنها برای پایتخت فرهنگی ایران نزدیک به صفر بوده و از بودجه‌های اختصاص یافته برای آبادانی فرهنگی و هنری شهر بهره‌برداری نکردند. البته بحران مدیریتی فقط به محجور ماندن فضاهای زیرساختی منحصر نمی‌شود. بسیاری از اهالی هنر، از فعالیت مدیران فرهنگی رضایت نداشتند و این در‌حالی‌است که مسئولان با قدردانی معنوی هم می‌توانستند به مرتبه سترگ آنان ادای دین کنند.
بسیاری از فرهیختگان معاصر عرصه فرهنگ، از چنان مناعت طبعی برخوردارند که با وجود کمبودهای مالی و دشواری‌های اقتصادی، خود را از همه تعلقات بی‌نیاز نشان داده و فانوس تابناک هنر در جود وجودی آنان، با نیم‌نگاهی محبت‌آمیز و قدرشناسانه پرنور می‌شود. اما متأسفانه مشغله‌های کاری سبب شده بود گروه انگشت‌شماری از مدیران، پراهمیت‌ترین مسئولیت خود را به فراموشی سپرده و فرهنگ‌وران ارزشمندی در پستوی فراموشی به انزوا بروند.
با مرور تاریخ فرهنگی فارس در برهه معاصر، درمی‌یابیم گروهی از مدیران این خطه اعتقاد چندانی به رونق هنرهای پرمخاطب نداشتند و حمایت‌های اندکی از اهالی موسیقی و تئاتر و سینما کردند. در‌حالی‌که هنرهای جهان‌شمول نقش به‌سزایی در بهبود حال مردم دارد و آنها را برای مقابله با دشوارترین فشارهای روانی و فیزیکی آبدیده می‌کند. هنرهای جهان‌شمول به سردمداری سینما و موسیقی و تئاتر، برای زنده ماندن نیازمند حمایت‌های مادی و معنوی هستند. چنان‌چه مدیری در عرصه فرهنگ به این پدیده‌های زیباشناسانه دیدگاهی اجنبی‌مأبانه و ارزش‌ستیز داشته باشد، هنجارهای عمومی‌ خدشه‌دار می‌شوند. چراکه مخاطبان بی‌شمار هنر، وقتی از آوردگاه‌های رفیع وطنی محروم بمانند، سبد فرهنگی خود را از محصولات زیرزمینی و فرامرزی پر می‌کنند و به‌طور حتم، این‌گونه آثار دارای قرابتی با مبانی ارزشی ما نیست. به همین دلیل، مدیران عرصه فرهنگ باید زمینه پرورش استعدادها و تأمین غذای روح و روان مخاطبان را فراهم ساخته و با حمایت‌های مادی و معنوی، زمینه رشد جامعه را فراهم آورند.
در سالیان اخیر تلاش‌های زیادی برای جبران کاستی‌ها شده؛ اما متأسفانه شرایط اقتصادی کشور در وضعیت قرمز به‌سر می‌برد و بنابر رسمی ‌دیرینه، بودجه‌های فرهنگی در ردیف نخست حذف اعتبار قرار می‌گیرند. با این‌حال، مدیران عرصه فرهنگ باید با آسیب‌شناسی بحران تصمیم‌های هوشمندانه را به مرحله اجرا درآورده و بخش خصوصی را به یاری بطلبند. یقین بدانیم بخش خصوصی در‌صورت هموار شدن چالش‌ها و ارائه تسهیلات لازم، خواهد توانست تالار مرکزی شیراز را به شایستگی به سرانجام برساند و نام فارس و شهر شش‌هزار ساله را به‌عنوان داعیه‌دار راستین پایتخت فرهنگی، در پهنه ایران زمین مطرح کند. شنیده‌ها حاکی از خبرهای خوشی در این زمینه است و امید می‌رود همه دستگاه‌ها و نهادها با اقتدار و در نهایت همکاری وارد عمل شده و در راستای گسترش زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری فرهنگی گام بردارند. به‌طور حتم، حمایت از فرهنگ و هنر شیراز در انحصار دستگاه فرهنگی استان نیست و همه مردم و مسئولان باید در این زمینه احساس مسئولیت کنند.
در پایان، بیایید پرسش‌هایی را به‌صورت ایجازوار با هم مرور کنیم تا به مقدار ناچیزی از کاستی‌هایی که پایتخت فرهنگی ایران را در بر گرفته، اشراف یابیم. آیا وضعیت کنونی مجموعه سعدیه در خور شأن شیخ اجل است؟ آیا از همه پتانسیل‌های مادی و معنوی که میراث جاودانه لسان غیب است، بهره‌برداری می‌کنیم؟ آیا همه سینماهای دیرینه شهر بهسازی و مرمت شده‌اند؟ از سقف فروآمده سینما پرسیا با همه خاطراتی که در دل پرورانده چه خبر؟ چرا شیراز موزه هنرهای معاصر ندارد؟ چرا ایرانیان و جهانیان، آن‌چنان که شایسته است، با مقام خواجوی کرمانی آشنا نیستند و چه‌زمانی وقت آن فرا می‌رسد که سرمایه‌گذاری‌های تبلیغاتی بر مقام گرانمایه وی را آغاز کنیم؟ در کتاب‌های درسی تا چه اندازه از ممارست‌های فرهنگی و مقام عالی شاعران شهرراز یاد می‌شود؟ چند درصد از مردم فارس سالی یک‌بار به تماشای تئاتر می‌نشینند؟ چرا با هر رویداد فرهنگی که در این شهر برگزار می‌شود، مخالفت‌های خصومت‌آمیزی از سوی برخی رسانه‌ها و جریان‌ها شکل می‌گیرد؟ آموزشگاه‌های هنری با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند و چرا بسیای از آنها در آستانه تعطیلی قرار گرفته‌اند؟ آیا شادی مردم که برخاسته از آیین‌های فرهنگی است، در نقطه مقابل ارزش‌ها قرار می‌گیرد؟ چه معافیت‌ها و تسهیلاتی برای بخش خصوصی در‌نظر گرفته شده است؟
خلأهای فرهنگی و هنری که حاصل غفلت گذشتگان است، در پهنه شهرراز کم نیستند و چنانچه مدیریت کنونی بتواند زمینه تغییر دیدگاه‌ها و حضور بخش خصوصی را در این بخش فراهم آورد، به‌طور حتم کارنامه درخشانی از خود به‌جای گذاشته است. باید با خودمان صادق باشیم و اعتراف کنیم شیراز برای پایتخت فرهنگی شدن، مسیر دشواری پیش رو دارد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی