[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۱۳
  • دوره جدید

اندر احوالات حکیم جهانگرد پارسی، روزنامه شیراز نوین

حكیم ناصر خسرو قبادیانی تا حدود چهل سالگی به خدمات دولتی مشغول بود و به واسطه مال و مکنتی که در اختیار داشت، عمر به بیهودگی و بطالت می‌گذراند. ولی بر اثر تحول روحی كه در وی پدید آمد، از این شغل كناره‏گیری كرد و خود را برای سیر و سیاحت مهیا نمود. این تحول روحی که بر اثر خوابی بر او پدیدار می‌گردد، به نوشته خود او چنین است: «شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفت: چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم ایل کند؟ اگر به هوش باشی بهتر... من جواب گفتم که: حکما جز این چیزی نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند. جواب دادی: در بی‌خودی و بهوشی راحتی نباشد. حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهوشی رهنمون باشد، بلکه چیزی باید طلبید که خرد و هوش را بیافزاید. گفتم که: من این از کجا آرم؟ گفت: جوینده یابنده باشد و پس سوی قبلت اشارت کرد و دیگر سخن نگفت.» همین خواب مسیر زندگی مردی را که چهل سال را در غفلت و بی‌خبری گذرانده بود، تغییر می‌دهد. پس از آن ناصر خسرو به همراه برادر خود راهی سفر حج می‌شود. چهار بار حج به جا می‌آورد و سرانجام پس از سفر هفت ساله خود بازمی‌گردد و سفرنامه مشهور خود را می‌نویسد. ناصرخسرو پس از بازگشت از سفر طولانی‌اش یادداشت‌های خود را گردآوری کرده و سفرنامه مشهورش را تنظیم کرد. این سفرنامه برخلاف سایر نوشته‌های ناصرخسرو، رنگ و بویی از باطنی‌گری ندارد. ناصرخسرو سفرنامه‌اش را از شغلش و علت کناره‌گیری‌ از این شغل و خوابی که مسیر زندگی او را تغییر داده، آغاز می‌کند. در ادامه مسیری که طی کرده، شهرهایی که دیده و حوادثی را که از سرگذرانده به تفصیل شرح می‌دهد و با شرح بازگشت از سفر به بلخ در سال 444 قمری به گزارش خود پایان می‌دهد. 
توصیف ناصرخسرو از طرابلس و شهر پیامبر (ص)
ناصرخسرو سفرنامه‌نویس در توصیف شهر طرابلس چنین می‌نویسد: «... و مساحت شهر هزار ارش است. در هزار ارش، همه چهار پنج طبقه و شش نیز هم هست. و کوچه‌ها و بازارها نیکو و پاکیزه که گویی هر یکی قصری است آراسته... و در میان شهر مسجدی آدینه عظیم پاکیزه و نیکو آراسته و حصین. و در ساحت مسجد قبه‌ای بزرگ ساخته و در زیر قبه حوضی است از رخام و در میانه‌اش فواره‌ای برنجین برآمده، و در پاژه آن مشرعه‌ای ساخته است که به پنج نایژه آب بسیار بیرون می‌آید که مردم برمی‌گیرند.» و در توصیف مدینه، شهر پیامبر(ص) می‌نویسد: «مدینه رسول‌الله(ص) شهری است برکناره صحرایی نهاده و زمین نمناک و شوره دارد و آب روان است اما اندک و خرماستان است. و آن‌جا قبله سوی جنوب افتاده است. و مسجد رسول‌الله در پهلوی منبر مسجد است. چون رو به قبله نمایند جانب چپ چنانکه چون خطیب از منبر ذکر پیغمبر -علیه‌السلام- کند و صلوات دهد روی به جانب راست کند و اشاره به مقبره کند.» او از مرو به سرخس، نیشابور، جوین، بسطام، دامغان، سمنان، ری، قوهه و قزوین می‌رود و از راه بیل، قپان، خرزویل و خندان به شمیران می‌رسد. از آن‌جا به سراب و سعیدآباد می‌رود و به تبریز می‌رسد. سپس از راه مرند، خوی، برکری، وان، وسطان، اخلاط، بطلیس، قلعه قف انظر، جایگاه مسجد اویس قرنی، ارزن، میافارقین، به آمد در دیار بکر وارد می‌شود. از آنجا با گذشتن از شهرهای شام (سوریه) از جمله حلب به بیروت، صیدا، صور و عکا می‌رود. سپس از راه حیفا به بیت المقدس می‌رسد. مسجدالاقصی در شهر بیت المقدس و در کنار مسجد قبه الصخره واقع می‌باشد.ناصر خسرو از قدس به مکه و مدینه می‌رود و از راه شام به قدس باز می‌گردد و راه مصر را در پیش می‌گیرد. او از قاهره، اسکندریه و قیروان بازدید می‌کند و از راه دریا به زیارت مکه و مدینه می‌رود. سپس از همان راه باز می‌گردد و از راه آبی نیل با کشتی به اسیوط، اخیم، قوص و آسوان (در مصر) می‌رود. او از برخی شهرهای سودان بازدید می‌کند و از راه دریای سرخ به جده و مکه می‌رود و شش ماه را در کنار خانه خدا می‌ماند. از مکه به سوی لحسا و سپس بصره می‌رود و به عبادان (آبادان) می‌رسد. آنگاه به بندر مهروبان می‌رود و از آنجا به ارجان (در نزدیکی بهبهان) می‌رسد و به لردگان، خان‌لنجان و اصفهان وارد می‌شود. سپس از نائین، طبس، قاین می‌گذرد تا در پایان سفر به بلخ برسد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی