[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۵۴۹
  • دوره جدید

قشرسازی، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

بن‌بست اقتصادی یعنی شرایطی که در آن مسئولان کشوری به جای ارائه راهکار و برنامه آینده‌نگر، به یاد اقتصاد کوپنی بیفتند. بی‌ارزش شدن پول ملی و افزایش نرخ دلار در کشور، راه را برای تنگی معیشت مردم باز کرد. حالا قشرسازی کار آسانی است، مرفهین بی‌درد و مستضعفین  پردرد.
فعلاً غیر از این دو دسته اجتماعی در حوزه اقتصاد، دسته‌های دیگری وجود ندارند، یا مردم فقیر هستند یا توانا. به گفته برخی نمایندگان در مجلس، نوسان نرخ ارز درآمدهای سرشاری را نصیب برخی شرکت‌های شبه‌دولتی، خصولتی و حکومتی کرده است. حالا همین نمایندگان از دولت انتظار دارند از محل رویش این سرمایه‌های بادآورده که کام مردم را تلخ کرده، کالاهای اساسی خریداری و تحویل مردم دهد... 

با فرارسیدن مناسبت‌های تقویمی اما باب گران‌فروشی و احتکار نیز باز می‌‌شود. گران‌فروشی و احتکاری که سرمنشأ دیگری غیر از انبارهای کوچک کسبه دارد.
ما در کشور رسم ناخوشایندی داریم و آن، این است که به هر بهانه و در هر سالگردی قیمت کالاهای اساسی افزایش می‌یابد. یکی از این مراسم در تقویمی مذهبی، فرارسیدن ماه رمضان است که در پی آن قیمت‌ها افزایش و برخی اقلام مانند گوشت قرمز و مرغ، خرما و شکر نایاب و گران می‌‌شود.ما هرگاه درمورد نظارت‌ها و موضوع تعزیرات صحبت کردیم به نتیجه قاطعی نرسیدیم که ماهیت این دو موضوع در امر اقتصاد و توزیع کالا و خدمات چیست؟ آیا می‌توان این دو موضوع را در افزایش یا کاهش قیمت‌ها در صنوف مختلف مؤثر دانست؟ آیا قیمت‌ها در صنوف کد افزایشی می‌خورد یا قبل از رسیدن به دست آنان، تورمی می‌‌شود؟ آنچه مسلم است، کسبه که دریافت کننده کالا و خدمات برای رساندن به مردم هستند، نقش چندانی در تورم و افزایش قیمت‌ها ندارند؛ چراکه الزاماً گران می‌خرند و گران می‌فروشند.
بن‌بست اقتصادی یعنی نداشتن برنامه در حوزه اقتصاد برای رهایی از تورم و مناسب‌سازی بسترهای لازم برای رفاه اجتماعی و توزیع عدالت و مساوات. از جمله راهبردهای رسیدن به تعالی در این حوزه، تعاملات بین‌المللی است. ما بدون دادوستد با خارج از مرزهای خود، قادر به ساماندهی اقتصاد و تأمین معیشت مردم به سمت مطلوب نیستیم. از طرفی، اعتقادی هم نداریم که باید عزت و استقلال خودمان را فدای تأمین برخی نیازهای مادی کنیم. اما تأمین حداقلی نیازها و گاه در حوزه درمان، تأمین حداکثری نیازها، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. چه آنکه مردم انتظار دارند مایحتاج روزمره خود را به سهولت و ارزانی تأمین کنند و در حوزه درمان، شاهد کاهش مشکلات، به خصوص در بخش‌های اورژانس و بستری باشند.
کشور در شرایط اقتصاد بحران‌زده تورمی است که قیمت‌ها لحظه‌ای درحال افزایش است و معلوم نیست این ماجرای مشکوک از کدام سرچشمه آب می‌خورد و چرا مردم، به خصوص اقشار مستضعف را این‌گونه تحت فشار قرار داده‌اند.
مردم از مجلس به عنوان وکیل‌الرعایا، از شوراها که در شهرها و روستاها تشکیل شده‌اند، از تشکل‌های سیاسی اقتصادی و اجتماعی، از دانشگاه‌ها و کارآفرینان باسابقه، انتظار دارند در این راه به مشارکت جدی پرداخته و با ابراز نظرات کارشناسی خود، طریق رهایی را ارائه دهند. هرچند در دولت‌های نهم و دهم و احیاناً در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، اساتید بزرگی ابراز نظر کرده و متأسفانه دولت‌مردان ما در عالم سیاست به این هشدارها و تذکرات ترتیب اثری ندادند.
اینک باید دید آیا سرمایه‌ و سرمایه‌‌گذاری در کشور باقی مانده است تا در حوزه‌های مورد نظر ورود کند و در این وانفسای اقتصادی، ریسک بزرگی را متحمل شود. باید در انتظار معجزه بود تا امور را به سامان برسانیم. ان‌شاءالله.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی