[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۵۱
  • دوره جدید

عصر دلالان، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

تعارفات سیاسی و این دیپلماسی بدون دستاورد، امان اقتصاد کشور و معیشت مردم را بریده است.داستان کشدار شده این دیپلماسی که پس از ده دوازده سال مذاکره به برجام منتهی شده، حالا در دوره چهار ساله پسابرجام به بزرگ‌ترین سایت انتظار اقتصادی سیاسی تبدیل شده و به شدت کسل کننده و بدون رغبت است. بدون رغبت از آن جهت که این دیپلماسی کشدار، بر سر یک عنوان به کیسه‌ای گشاد برای دلالانی تبدیل شده تا هست و نیست ملت را چپاول کنند. جناب روحانی که امروز به هر دلیل و سلیقه رئیس جمهور کشور است، با محتویات پرونده اتمی ‌ایران و داستان مذاکره از سال 1382 یا قبل از آن آشنایی دارد و عضو تیم‌های مذاکره کننده با اروپا وآمریکا بوده‌ است...

شخص جان بولتون جمهوری‌خواه هم براساس مستندات تاریخی و آنچه در اختیار رسانه‌ها قرار دارد، از همان سال‌ها در این مذاکرات نقش پارازیت داشته و یکی از عناصر مؤثر در بر هم ریختگی مذاکرت، خصوصاً بیانیه سعدآباد بوده است. این نشست در سال 1382 (اکتبر2003 میلادی) در تهران و در مجموعه کاخ سعدآباد با حضور وزیران خارجه فرانسه، آلمان و بریتانیا برگزار شد.
اگر سال 1381 را مبنای لو رفتن فعالیت‌های اتمی ‌ایران بدانیم از آن تاریخ تاکنون نشست‌های مهمی‌ برگزار و توافقاتی حاصل شده است و از طرفی، این توافقات دوام چندانی نداشته است. از همان سال به بعد تعلیق برنامه غنی‌سازی، بیانیه سعدآباد، توافق‌نامه بروکسل، توافق‌نامه پاریس، ازسرگیری غنی‌سازی، تا دوره ریاست جمهوری یازدهم و دوازدهم، مذاکرات نیویورک، مذاکرات ژنو4، ژنو5 ، ژنو6، مذاکرات لوزان، مذاکرات نهایی وین و توافق نهایی در تیر ماه 1394 یک حالت انتظاری برای اقتصاد تشنه ایران به وجود آورده است. اقتصادی که امروز به صورت یک اقتصاد بکر و جذاب برای سرمایه‌گذاری با یک جمعیت مصرف کننده 80 میلیونی قابل معرفی و بهره‌برداری است. پرسش اینجاست که این تأخیر و تعلل در سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری برای چیست؟  
اگر درست به موضوع تحریم‌ها نگاه کنیم، این روش درست از سال 1357 با پیروزی انقلاب آغاز شد و با تحمیل جنگ شدت یافت، وقتی به ایران سیم خاردار هم برای مقاصد دفاعی نمی‌فروختند. در آن زمان شاید ذخایر به جای مانده از رژیم گذشته و برخی روش‌های ضدتحریم در قالب استفاده از نفوذ برخی عناصر دوتابیعتی باعث می‌شد مواد مورد نیاز یا قطعات ضروری یا پول نفت به هر طریق وارد کشور شود. اما باید دید چرا در درازمدت اقدامی ‌برای ترمیم اقتصاد با اتکا بر تولید و تجارت نشد.
ضعف حاصل از روند اقتصاد معیوب و آغشته به فساد داخلی در شرایطی عرصه را بر معیشت مردم تنگ می‌کند که از ضعف بزرگ و فقدان مدیریت کارآمد در عرصه‌های اقتصاد و سیاست رنج برده و می‌بریم. در هیچ دوره‌ای دولت‌ها سعی در ایجاد وفاق ملی و وحدت رویه در احزاب ناکارآمد نداشته اند.
چراکه اگر حزب کارآمدی داشتیم، حداقل باید از کادر حزبی تخصصی و نیروهای شایسته و لایق و نه آبدارچیان ستادهای انتخاباتی برخوردار می‌بودیم.  شایسته‌سالاری، افسانه‌ای بیش نیست. متأسفانه افرادی در رأس امور قرار گرفتند که یا با میلیاردها دلار پول ملت به کانادا گریختند یا در زندان در نوبت رسیدگی به پرونده قضایی خود هستند یا امروز و فردا دستگیر می‌شوند.
 به جرأت می‌توان گفت دزدی از بیت‌المال به صورت روزانه درحال اتفاق است و می‌توان در بعد خبری روزی یک مورد اکتشاف اختلاس از کوچکترین شعبه بانکی تا سطوح عالی وزارتی و معاون اولی دولت داشته باشیم و با این روند و رویه اتخاذ شده کم‌کم باید به خودمان هم شک کنیم. هرچند هیچ صندوق یا مؤسسه مالی در اختیار ما نیست؛ اما مع الوصف جای احتیاط دارد.
نقطه سر خط - وضعیت امروز ما وضعیت انتظارکشنده است. مهلت‌هایی که تمدید می‌شوند و تورمی ‌که لجام‌گسیخته و بی‌رحمانه به پیش می‌تازد. این عصر را باید در تاریخ عصر دلالان و واسطه‌گرانی نامید که بزرگترین خیانت را به ملت رواداشته‌اند. خیانت‌کارانی که منابع ثروتی این ملت را به ذخایر ارزی بانک‌های کانادایی تبدیل کردند. این هنجارشکنی بزرگترین رویداد ضدفرهنگی و اجتماعی تاریخ ایران است. افرادی که در حوزه فعالیت تیمی ‌و موفق اختلاس، فرهنگ کار و تلاش را زیر ضربه بردند و گویی نابود کردند. حالا باید از مورخان و پژوهشگران خواسته شود تا ارزیابی کنند برای ترمیم فرهنگی چه میزان زمان مورد نیاز است تا در یک قرن یا دو قرن آینده، این ضد فرهنگ‌ها اصلاح شود و مردم به باورهای تربیتی خود بازگردند.
تندروی در مناسبات سیاسی دستاورد چندانی ندارد؛ چراکه تخاصم و خشم در نهایت به مذاکره ختم می‌شود و در نهایت، اندیشه‌های نوین هرچند در بلندمدت ثبات و آرامش را مورد تأیید و تأکید قرار خواهند داد چرا که اگر چنین نبود هیچ جنگی پایان نمی‌یافت. حالا در انتظار فرجام برجام هستیم. سندی که از جبهه بیرونی نقض می‌شود و در جبهه داخلی و در مجلس شورا سوزانده می‌شود.
به راستی ماهیت اسناد بین‌المللی چیست؟ آیا مجامع بین‌المللی دکانی متشکل از دلالان بین‌المللی است؟ فروشندگان جنگ‌افزارهای پیشرفته در این گرداب سیاست چه سودهایی را برای خود پیش‌بینی کرده‌اند؟ تنش و استمرار جنگ سرد در یک منطقه را می‌توان تنها به نفع گروهی خاص دانست. آنان که جسمشان در ایران است و روحشان در کانادا و پشتشان به حساب‌های ارزی گرم است. ما نیز به سهم خود متأسفیم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی