[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۶۹
  • دوره جدید

آب قطع است، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

زیر ساخت‌ها در استان مهیا نیست وقرار هم نیست چیزی درست شود چراکه اینجا کشور مطالبه‌گری است و باید برای مهاجرت تمرین دمکراسی کنیم.اینجا پول‌ها ولومتعلق به بانک جهانی گم می‌شود. ماجرای پولشویی وسمینارهای بزرگ در مورد آن نیز بدین منظوردرجهان سوم برگزار می‌شود. گفتن وشنیدن درمورد مسایل شهری واستانی به یک کار بیهوده تبدیل شده است. در واقع هرچه دراین خصوص بیشتر ورود می‌کنید بیشتر دچار پس‌زدگی می‌شوید... 

علاوه برروند سوال‌برانگیز عملکرد نمایندگان درمجلس شورای اسلامی و نیز شوراهای شهر و روستا که تاکنون هیچ گره‌ای را باز نکرده‌اند، نوع عملکرد دستگاه‌های اجرایی وخدمات‌رسان نیز برعدم رضایت سرمایه‌های‌اجتماعی تأکید دارد. در واقع اینان بسیج شده‌اند تا بی‌اعتمادی را درصف مردم ترویج دهند و به‌ نظر می‌رسد این نوع استعداد درنا امیدی می‌تواند به یک الگوی جهانی تبدیل شود چرا که در عین به مشارکت کشاندن مردم در حوزه سیاسی ودر سنوات گذشته اما مردم را دربرخورداری از ثروت وسرمایه، متعلق به خودشان مشارکت نمی‌دهند.
تأمین وتوزیع نیرو درکشور یکی از این مقوله‌های‌سوال‌برانگیز است . مثلاً ما برق فروشی می‌کنیم وشاید درآمدهای ارزی آنرا وصول نمی‌کنیم  یا دلارها را درجایی دیگر ذخیره می‌کنیم و دروغ به خورد مردم می‌دهیم. در هر صورت حسب یک نوع عادت دست گدایی‌مان دراز است واین بدترین شیوه اداره کشور است.گاهی آب فروشی می‌کنیم وملت خودمان تشنه مانده‌اند و باید به این پرسش اندیشه کرد که  اگر برق وآب وگازمازاد داریم و به کشورهای مجاور می‌فروشیم باید مردم درکسب این ثروت سهیم باشند ویا حداقل درتنگناهای مصرف گرفتار نشده‌باشند. اینجاست که پروژه بزرگ وسوال برانگیز شفاف‌سازی به دروغی بزرگ تبدیل می‌شود.
با گرم شدن هوا مشکلات مدیریتی درحوزه برق وآب بروز می‌کند و باسرد شدن هوا درحوزه انتقال گاز مشکل داریم. مدیران در وزارت نیرو و ایضاً رده‌های‌استانی به هیچ عنوان برنامه‌ریز نیستند ودرحوزه بحران تخصصی ندارند اما در دریافت حقوق‌های‌ نجومی متخصص‌ترین دستگاه درکشور هستند. ژست وکلاس در این حوزه بیداد می‌کند اما طرح و برنامه‌ای به نفع مردم  وجود ندارد. آبفا درشهرها قادربه توزیع آب حسب موضوع عدالت اجتماعی نیست. بوی فاضلاب شهر را برداشته اما این بوی گند به مشام مدیران مربوطه نمی‌رسد. موضوع فاضلاب وبوی گند ناشی از آن دردروازه‌های‌ورودی شهر وحتی قلب شهر وشهرهای جدید نظیر صدرا بارها وبارها به سمع ونظر مدیران مربوطه رسیده است اما دریغ از یک واکنش درست وحسابی. آبفا هم از بانک جهانی پول ساخت فاضلاب شهری را گرفت وهم از شهروندان بی‌گناه، اما فاضلابی درکار نیست. آب این ثروت ملی هم پای مزارع می‌رود و هم به مصارف صنعتی می‌رسد و شاید ده درصد باقی مانده که قرار است صرف شرب ملت شود با سی چهل درصد پرت ناشی از عبوردرلوله‌های‌ فرسوده بدست ملت برسد. حالا آبفا درفکر گرانی قیمت آب است ومدیران مربوطه معتقدند آب را ارزان می‌فروشند وبا این تدبیر بجای آب، هوا درلوله‌ها می‌کنند تا با تحت فشار قراردادن مردم گرانی آب را توجیه کنند.   
موضوع گرانی‌های‌اخیر را دربخش نان تجربه کرده‌ایم، هرچند فرمانداران دراین بخش در خط مقدم حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان وادار به واکنش می‌شوند اما کیفیت نان هر روز بد تر از دیروز می شود. حتی داستان قطع یارانه نان و وصل آن به جیب مردم هم درجنجال تورم لحظه به لحظه به فراموشی سپرده شد . حالا با همین حربه پوسیده به دنبال گرانی قیمت آب وبرق مصرفی مردم هستند.
دولت در موضوع تأمین درآمدهای خود ناتوان است. نفت‌فروشی بدبختی بزرگی برای ایران بوده وهست.‌ ای کاش نفت نداشتیم تا این همه بدبختی نمی‌کشیدیم. نفت به موضوعی سیاسی ونه اقتصادی برای ایرانیان تبدیل شده است. درچهار دهه گذشته داستان صنعتی شدن ایران به یک موضوع امنیتی اقتصادی بدل گردیده است. یعنی سرمایه‌گذار برای حضور در یک کشور و ایجاد انقلاب صنعتی و اشتغال امنیت می‌خواهد. دهه پنجاه شاهد اوج سرمایه‌گذاری‌های ‌صنعتی درایران بودیم وبریجستون ایران پس از آمریکا و ژاپن سومین تولیدکننده و تأمین کننده لاستیک درجهانی بود، حالا باید سری به این کارخانه زد. درحوزه مخابرات نیز همین اوصاف را می‌توان نقل کرد. تولید بسیاری لوازم خانگی نیز نظیر آزمایش  با همین داستان قابل نقل است، اما این سرمایه‌گذاری‌ها توفیق حضور دربلند مدت نداشتند چرا که روند دخالت سیاسی پس از انقلاب براین حوزه‌ها بطور کل امنیت سرمایه‌گذاری را زیر سوال برد. حالا این اتفاق هر چهار سال  ویا هرهشت سال یکبار می‌افتد. با رفت وآمد دولت‌ها و مجلس‌ها موضوع سرمایه‌گذاری به یک داستان نیمه‌تمام تبدیل می‌شود. دو جناح حاکم پس از استقرار، میراث اقتصادی گذشته را تخریب می‌کند. همین اتفاقی که در آمریکا شاهدیم. کاندید پیروز جمهوری‌خواه میراث اقتصادی دمکرات‌ها رادریک بازار 80 میلیونی بنام ایران، ویران می‌کند و با پیروزی دوباره دمکرات‌ها ورق برمی‌گردد. براساس یک جمع بندی ماهرانه جناح‌های‌سیاسی مؤید یکدیگر نیستند بلکه باید یک چرخه معیوب را مطابق با سیاست‌های ‌انتظاری و از پیش نوشته شده هدایت کنند.
اگر امروز درکشور شاهد ناکامی در توزیع آب برمدار عدالت اجتماعی هستیم، اگر باید خاموشی برق واُفت فشار گاز را ناظر باشیم دلیلش را باید درحوزه سیاسی جویا شد چرا که این تنگنا بزرگترین واصلی‌ترین مشغولیات و مطالبه ملت است وباید همچنان پروژه انتقال آب از خط دوم به شهر کشدار بماند. در واقع خط دوم انتقال آب افتتاح شد اما به بهره‌برداری نرسید. این دروغ بزرگ را چگونه با آن همه تبلیغات به خورد مردم شهر دادند خدا می‌داند و بس.
استان درحوزه زیر ساخت‌ها به‌شدت درمضیقه قرار دارد. پول‌ها هرچند مربوط به بانک جهانی  اختلاس می‌شود وحالا نظامیان باید آزاد راه بسازند وبطور قطع باید به داستان بهره‌برداری آتی و بازگشت اصل وسود سرمایه نظامیان اندیشه کرد و این سوال را مطرح نمود که عوارض ورودی به این آزاد راه چه مبلغی خواهد بود وآیا مردم توان پرداخت این عوارض را در ورودی آزادراه شیراز - اصفهان به نظامیان دارند.
شاید موضوع بهره‌برداری ازخط دوم انتقال آب نیز به همین بلا گرفتار شده باشد و حق حساب پرداخت نشده‌ای باقی‌مانده و مردم باید تاوان آنرا پرداخت کنند.
درکلامی کوتاه باید گفت کشور دچار اختلاس‌های‌کلانی است. در بیت‌المال مسلمین باز است وافراد درحوزه قدرت سیاسی مشغول برداشت غیر مجاز وسفر به خارج هستند. 
‌ای کاش این سفر‌ها بدون بازگشت بود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی