[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۵۴۸
  • دوره جدید

جای نام شهید فرارویی در ورزش ما خالیست، روزنامه شیراز نوین

شیراز نوین: جودو یکی از رشته‌های‌رزمی محبوب در سطح ایران به شمار می‌رود که در یک سال اخیربا دو چالش جدی مواجه شده: تعلیق از سوی فدراسیون جهانی و شیوع بیماری. این دو عامل ضربات سنگینی را به پیکر این ورزش در کشور ما وارد کرده و باعث شده دلسردی‌های‌زیادی برای ورزشکاران این رشته به وجود بیاید.
ابراهیم عزیزالهی متولد سال 1345 در شیراز، به عنوان یکی ازپیشکسوتان و قهرمانان این رشته ورزشی که در حال حاضر یکی از مربیان برجسته استان فارس در سطح کشور به شمار می‌رود، درباره این دو عامل مخرب و سایر مشکلاتی که از گذشته تا به حال در این رشته وجود داشته، با شیراز نوین به گفت‌و گو پرداخته است. او همچنین در این گفت و گو در چند نوبت از تأثیرگذاری عمیق نخستین مربی‌اش به نیکی یاد می‌کند، مربی بزرگی که در جنگ تحمیلی به مقام رفیع شهادت نائل شد. در ادامه متن گفت و گوی ما با این مربی باسابقه جودوی استان فارس را از نظر می‌گذارنید:
این روزها چه کار می‌کنید و آیا فعالیت ورزشی هم دارید؟
فعلاً که دوران بازنشستگی را پشت سر می‌گذاریم و در خانه با کرونا مبارزه می‌کنیم. فعالیت ورزشی هم بله، بعضاً با چند نفر از بچه‌هایی که عضو گروه کوهنوردی هستند، برنامه دیوار نوردی و فوتسال و غیره را داریم، اما برای جودو با توجه به پروتکل‌هایی که گذاشته‌اند متأسفانه نمی‌توانیم تمرین داشته‌باشیم.
*فعالیت‌های ورزشی تان از چه زمانی شروع شد؟
من جودو را به صورت جدی از مهرماه سال ۱۳۶۲و زیر نظر استاد شهید محمد کاظم فرارویی شروع کردم. قبل از جودو هم یکسری فعالیت‌هایی داشتم از جمله والیبال و شنا و چند سال عضو تیم‌های‌مدرسه بودم، از وقتی که جودو را شروع کردم دیگر عمدتاً روی همین ورزش تمرکز داشتم. در مسابقات استانی و کشوری شرکت کردم و به اردوهای تیم ملی هم دعوت شدم
دلیل ورودتان به رشته جودو چه بود؟
 من والیبال بازی می‌کردم ولی از  آینده‌ای که در این ورزش بود خیلی مطمئن نبودم. با توجه به توانایی که در خودم می‌دیدم، دنبال رشته‌ای بودم که تن به تن باشد. رشته‌هایی مثل کشتی، جودو و وزنه‌برداری مدنظرم بود و با توجه به اینکه در پایگاه مقاومت حضور داشتم و در تربیت بدنی بسیج هم رفت و آمد داشتم، با شهید فراروی آشنا و دوست شدیم که این دوستی باعث شد اخلاق و رفتارش، این کشش را در من ایجاد کند که بروم به سمت جودو.
از افتخارات‌تان بگویید
چهار دوره قهرمان کشور شدم، پنج دوره نایب قهرمان کشور، چهار دوره قهرمان کارگران کشور شدم و چندین دوره هم قهرمان مسابقات بسیج و سپاه کشوری بودم.
عضو تیم ملی هم بودید
بله من از سال ۶۵ به اردوی تیم ملی دعوت شدم که متأسفانه به علت مشغله درسی نتوانستم به اردو بروم. سال ۶۷ هم به عضویت تیم ملی در آمدم برای اعزام به مسابقات قهرمانی آسیا در سوریه بود، اما متأسفانه بعد از ۸ ماه تمرین، با توجه به اینکه شناسنامه مفقود شد، علی‌رغم توانایی‌هایی که در آن زمان داشتم  و حتی در مسابقاتی که داشتم، ورزشکاران وزن‌های‌بالا‌تر از خودم را هم برده بودم اما نتوانستم مسابقات اعزام شوم و فرد دیگری جایگزین من شد. سال ۶۹ دوباره عضو تیم ملی شدم و در بازی‌های آسیایی پکن هم شرکت کردم.
شکل جودوی فعلی چقدر نسبت به آن زمان متفاوت شده است؟
به طور کلی فدراسیون جهانی جودو هموار تصمیماتی می‌گیرد که جودو ماندگاری‌اش در المپیک بیشتر شود. یکی از شاخصه‌های‌ماندگاری این است که تماشاگر و طرفدار داشته‌باشد. به همین جهت قوانینی را در  نحوه اجرای مسابقات وضع می‌کنند که باعث جذابیت بیشتر آن شود. مثلاً گرفتن پا و گرفتن شلوار ممنوع شد و حالا شکل جودوی سنتی را بیشتر دارند اجرا می‌کنند. تکنیک‌هایی که الان دارد اجرا می‌شود،   سمت و سوی جودو را به سرعتی‌تر شدن و تکنیکی‌تر شدن برده است. تکنیک‌هایی که عمدتاً در جودو استفاده می‌شود و در ورزش‌های‌دیگر خیلی‌خیلی کم می‌شود مشابه‌شان را دید. به همین دلیل جذابیت خیلی بیشتر شده و البته برای کسانی که از ورزش‌های دیگر می‌خواستند ورود کنند به جودو، کار خیلی سخت شده است
زمانی که در مسابقات به عنوان ورزشکار شرکت می‌کردید، چه مشکلات و دغدغه‌هایی داشتید؟
ببینید برای پیشرفت یعنی از صفر شروع کردن تا رسیدن به سطح بالایی همچون مسابقات المپیک، یکسری حلقه‌های وجود دارد که باید به هم وصل شوند. یکی از این حلقه‌ها امکانات است، دیگری داشتن مربی خوب، برخورداری از برنامه‌های مناسب تمرینی و یکی از مسائل مهم هم این است که  ورزشکار در سطح قهرمانی فکر و ذهنش معطوف به ورزش قهرمانی‌اش باشد. ورزشکاری که می‌خواهد برای قهرمانی بجنگد، روزی دو جلسه و حداقل چهار پنج ساعت در روز باید تمرین ‌کند. از آن طرف باید شغلی هم داشته‌باشد که همه اینها با هم، امکان‌پذیر نیست. اتفاقی که برای خود من افتاد این بود که در زمانی که در سطح قهرمانی فعالیت می‌کردم، در شرکتی هم کار می‌کردم. زمانی مدیری به این شرکت آمد که با ورزش و خروج کارمندان از محیط کاری خیلی موافق نبود. من هم متأهل شده بودم و مجبور بودم سرکار بمانم. این باعث شد که کمتر اجازه حضور در مسابقات را داشته‌باشم. یا مجبور می‌شدم مرخصی‌های بدون حقوق بگیرم که این‌ها خیلی در دوران بازنشستگی به ضررم تمام شد. یک ورزشکار در سطح حرفه‌ای وقتی می‌خواهد به مسابقات جهانی و المپیک اعزام شود، باید صد‌درصد آماده باشد، به لحاظ روحی، جسمی و فکری. تمام چیزها باید تأمین شده باشند و اگر بخواهد یک گوشه فکرش درگیر کار و زندگی باشد، نمی‌تواند از تمام قدرتش در مسابقات شرکت کند و طبیعی است که موفقیت چندانی حاصل نشود. 
الان هم خیلی کم می‌بینیم در همه رشته‌ها، که ورزشکاری توسط خانواده‌اش آن قدر از نظر مالی حمایت شود که این دغدغه‌هایش را رفع کنندـ  یک مسئله دیگری هم که در آن زمان بود و می‌خواهم به آن اشاره کنم و نمی دانم بازگو کردنش چه بازخوردی می‌تواند داشته‌باشد، این بود که متأسفانه وقتی به تهران می‌رفتیم برای مسابقه یا شرکت در اردوهای تیم ملی، با شهرستانی‌ها طوری رفتار می‌کردند که انگار از سیاره دیگری آمده‌اند و باید هرطور شده آنها را به خانه‌شان بفرستند!  متأسفانه افکار چندان بزرگ نبود و به این فکر نمی‌کردند که این بچه‌ها از نقاط محروم آمده‌اند، شاید امکانات و مربی سطح بالایی نداشته‌اند و اینکه با این شرایط به اینجا رسیده‌اند، یعنی شایستگی‌های‌زیادی دارند و اگر امکاناتی را برای آنها فراهم کنیم، قطعاً رشد بیشتری خواهند داشت، نسبت به آنهایی که در مرکز کشور بوده‌اند، از تمام امکانات برخوردار بوده‌اند و حالا به همین نقطه رسیده‌اند!  متأسفانه این هم رفتار بدی بود که آن زمان شاهدش بودیم و هنوز هم در بعضی رشته‌های‌ورزشی وجود دارد. 
در این جا می‌خواهم به یکی از نمونه‌های‌تبعیض اشاره کنم: سال ۱۹۹۰ هنگام اعزام به  بازی‌های آسیایی،  یک تست آمادگی جسمانی از کلیه ورزشکاران تمامی رشته‌های اعزامی به این رقابت‌ها گرفته شد و من در آن تست، در بین تمام ورزشکاران تمام رشته‌ها نفر اول شدم. اما تنها یک سال بعد، پس از اینکه در مسابقات قهرمانی کشور شرکت کردم و در فینال بازنده شدم، برای اردویی که حدود یک ماه پس از آن برگزار شد، به تیم ملی دعوت نشدم. اصلاً بی‌خبر بودم که اردو دارد برگزار می‌شود. تماس گرفتم با فدراسیون و گفتم چرا به من خبر ندادید،  گفتند دیگر اردو برگزار شده و خیلی صحیح نیست که نفر جدیدی را بخواهیم اضافه کنیم! من گفتم زمانی که خودم در اردوهای تیم ملی حضور داشتم، شما نفراتی را دعوت کرده بودید که اصلاً عنوان‌دار نبودند، در حالی که من چند سال در قهرمانی کشور حضور داشتم و مطرح بودم، ولی به همین راحتی من را از گردونه مسابقات خارج کردند. خیلی‌ها هم به من می‌گفتند که دوره قهرمانی‌ات کوتاه بود و زود کنار گذاشته شدی، اما من گفتم که بیش از این نمی‌خواستند حضور داشته‌باشم. یا در سال ۶۷ زمانی که شناسنامه من مفقود شد، فدراسیون هیچ اقدامی برای رایزنی با ثبت‌احوال و راه افتادن کار من انجام نداد. من که ورزشکار مطرح و عنوان‌داری بودم و فدراسیون با توجه به قدرتی که داشت می‌توانست کاری کند که هشت ماه تمرین من بی‌نتیجه نماند. متأسفانه انگار اصلاً نمی‌خواستند که من به این مسابقات بروم، رفتند نفرات وزن‌های‌دیگر را هم جابجا کردند تا یک تهرانی بتواند عضو تیم ملی و به مسابقات اعزام شود. نفراتی به جای من رفتند که فاصله زیادی با من داشتند. این یک نمونه است از تبعیض‌هایی که بین ورزشکاران تهرانی و شهرستانی قائل می‌شدند. ورزشکاران زیادی بودند در رشته‌های مختلف که متأسفانه با اتفاقات مشابه از ورزش دور شدند و دچار چالش‌های زیادی در زندگی‌شان شدند. زندگی برخی از آنها تحت‌شعاع قرار گرفت اما من خوشبختانه با درس‌هایی که نزد شهید بزرگوار محمدکاظم فرارویی فرا گرفته بودم، توانستم به شکلی خودم را کنترل و زندگی‌ام را اداره کنم.
حالا هم با بچه‌هایی کار می‌کنم که همه از بچه‌های مذهبی و با اخلاق هستند. آنها از لحاظ درسی هم در شرایط خوبی هستند و توانسته‌ایم در کنار هم جمع خوبی را داشته‌باشیم و با همدیگر کیف می‌کنیم. برنامه‌های‌مختلفی مثل دره‌نوردی، کوهنوردی و طبیعت‌گردی داریم که فوق‌العاده از آن لذت می‌بریم. اما خیلی‌ها هم نمی‌توانند خودشان را حفظ کنند. خیلی ورزشکاران در همین استان خودمان هستند که زمانی قهرمان کشور بودند، اما حالا خیلی‌ها خجالت می‌کشد بگویند این هم رشته‌‌ای ما بوده، به خاطر مسائلی که الان درگیرش هستند
 من سال ۶۲ جودو را شروع کردم و استاد ما سال ۶۵ شهید شد. حدود سه سال توانستم از وجودشان استفاده کنم ولی همین مدت، وی به مانند یک برادر بزرگتر، اندازه یک پدر تأثیر داشت روی من و زندگی‌ام. من زمانی جودو را شروع کردم که درسم را کنار گذاشته بودم و مشغول کار شده بودم.  از زمانی که وارد کلاس شدم، برخورد او، نوع رفتار و کلاسی که داشتند باعث شد من خجالت بکشم که چرا درس نخوانده‌ام. ورود به این کلاس باعث شد که بروم درسم را هم ادامه بدهم و دیپلمم را بگیرم.  درس برای او خیلی اهمیت داشت و اگر بعضی بچه‌ها نمره کمی در درس‌های‌مختلف می‌گرفتند، او از آنها می‌خواست که مثلاً به جای ساعت شش، ساعت پنج در محل تمرین حاضر شوند. آن یک ساعت را به آنها درس می‌داد و کار می‌کرد و سپس به سراغ تمرین جودو می‌رفت.  یعنی اول برای وی اخلاق و درس و مسائل اعتقادی مهم بود و بعد جودو. به همین دلیل بود که تقریباً ۸۰ یا ۹۰ درصد بچه‌هایی که شاگردانش بودند، عمدتاً به جاهای خوبی رسیدند. بعضی خلبان شدند، کاپیتان کشتی شدند، پزشک شدند و تعداد خیلی زیادی هم شاید حدود ۵۰ ۶۰ نفر به شهادت رسیدند. به نظر من جای صحبت از او و نامش در ورزشگاه‌های ‌ما خیلی خالیست.
شرایط فعلی جودوی فارس را چطور می‌بینید؟
ما از جمله استان‌های هستیم که خدا را شکر در همه رده‌های سنی مطرح بوده‌ایم و هستیم. متأسفانه تعلیق جودو  باعث شده بعضی از ورزشکارانی که در سطح قهرمانی فعالیت داشتند به بالا نگاه می‌کردند، کمی دلسرد شود. باید برای این‌ها توسط فدراسیون و هیئت‌های‌استان، برنامه‌ریزی خوبی انجام شود. در مجموع فکر می‌کنم جودوی ما در رده چهار و پنج کشور باشد. پایه قوی داریم و مربیان خوبی هم داریم که در تیم ملی هم حضور داشته‌اند. قطعاً ایجاد انگیزه باید زیاد شود و امکانات مناسب در اختیارشان گذاشته شود. این که ما ورزشکاران را به اردو بیاوریم، بدون اینکه کمک فکری، کمک مالی و امکانات برایش فراهم کنیم، به قول معروف آب در هاون کوبیدن است. ورزشکار باید به لحاظ روحی روانی تأمین شود و درگیر مسائل نباشد. الان هم فرصت خوبی است برای بالا بردن قوای جسمانی ورزشکاران اما متأسفانه پروتکل‌ها دست هیئت‌ها را بسته است. یعنی اگر اقدامی هم بخواهند بکنند، این ترس را دارند که اگر اتفاقی برای یکی از نفرات افتاد و خدای نکرده درگیر کرونا شد، چون مجوزی از طرف فدراسیون پزشکی ورزشی صادر نشده، هیئت باید پاسخگو باشد! بنابراین اگر این مجوز صادر شود که ورزشکاران در سطح ملی و قهرمانی بتوانند تمرین کنند، می‌توانیم خیلی جلو بیفتیم. 
کرونا  یک کمکی هم به جودوی ما کرد. ما چند ماه که تعلیق باشیم چندین سال از جهان عقب می‌افتیم اما حالا این کرونا باعث شد که کل جودوی دنیا تعلیق شود و بیش از پیش عقب نیفتیم. اگر این تعلیق در چند ماه آینده برداشته شود، ما یک تعدادی ورزشکار داریم که اضافه وزن پیدا کردند، انگیزه‌های‌شان پایین آمده و از نظر آمادگی جسمانی هم شرایط خوبی ندارند. یعنی انگار باید از صفر شروع کنیم. اگر الان اقدام نکنیم، مشکلات زیادی در آینده خواهیم داشت. بنابراین لازم است که فدراسیون پزشکی ورزشی این مجوز را برای بعضی رشته‌ها صادر کند تا شرایط ویژه برای شروع تمرینات ورزشکاران سطح ملی  ایجاد شود.
به نظر شما  ورزشکاران ما شانس صعود به المپیک را دارند؟
کسی که به المپیک می‌رود باید از نظر تمام فاکتورها در بالاترین سطح ممکن باشد، من در حال حاضر کسی را نمی‌بینم و با این تعریف کسی را هم نتوانستم شناسایی کنیم و المپیک خیلی بحث سخت و پیچیده‌ایی است و شرایط شروع مسابقات جهانی بسیار متفاوت است و خیلی مشکل است. شاید در سال‌های آینده این اتفاق بیفتد اما در حال حاضر کسی را سراغ ندارند که در المپیک بتواند عنوان به دست بیاورد.
حرف پایانی
ورزش جودو در کنار کشتی یکی از ورزش‌هایی است که خیلی با وضعیت جسمی، روحی و روانی ما ایرانی‌ها سازگار است. اگر امکاناتش فراهم شود، می‌توانیم در المپیک هم مطرح باشیم و لازم است سرمایه گذاری‌های‌بیشتری روی این رشته صورت گیرد. من آرزوی موفقیت دارم برای ورزشکاران تمامی رشته‌ها.  این را هم دوست دارم دوباره اشاره کنم  که دوستی با شهید فرارویی برای من یک دنیا بوده است. اگر مشکلاتی که گفتم صدبرابر هم می‌شد به آشنایی که با او داشتم می‌ارزید. من درک می‌کنم که یک ورزشکار چقدر باید زجر بکشد تا یک مدال بگیرد و آرزو می‌کنم  پرچم کشورمان در المپیک بالاتر از پرچم خیلی کشورها برود، به خصوص ورزش نجیب جودو که ورزشکارانش فوق‌العاده هستند، ورزشی که آدم را افتاده می‌کند و تأثیر روحی روانی عجیبی روی ورزشکاران دارد. 
همچنین تشکر می‌کنم از کسانی که به عنوان مربی و رئیس هیئت، از گذشته تا به حال زحمت کشیده‌اند. از آقایان کریم رزم‌آهنگ، مختار ناخدا و رضا خلجی که پیشکسوتان جودوی ما هستند و بقیه افرادی که در این رشته فعالیت می‌کنند و زحمت می‌کشند.
در پایان می‌خواهم به یک مورد مهم هم اشاره کنم. در تعلیقی که در جودو اتفاق افتاد، لازم است  تمام ورزشکاران مخصوصاً بزرگترها در جهت ایجاد یک همدلی و یکرنگی تلاش کنند. اگر این همدلی  اتفاق نیفتد، شاید کل ورزش مملکت زیر سوال برود. در حال حاضر کلیه اعضای جودوی کشورمان باید یکدل و هم‌صدا باشند و خدای نکرده نباید کسی بحث‌های‌شخصی را وسط بکشد. اختلاف سلیقه همیشه بوده و هست، اما الان  نیاز است که این اختلافات سلیقه‌ها و مشکلات کنار گذاشته شوند تا ما به یک هدف بزرگتر و بالاتر برسیم که آن هم برداشته شدن این تعلیق و ورود به مسابقات جهانی و آسیایی است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی