به تفاوتهای فردی، توجه کنیم ، روزنامه شیراز نوین
محمد رضا جوان مهر:
به عقیده روانشناسان، کودک هنگام تولد میزانی از خلاقیت را با خود به همراه میآورد و در حدود 2 سالگی این خلاقیت نمود ظاهری پیدا میکند
برای مثال کودک 2 ساله بر چوبی سوار شده و میگوید این اسبم است یا با خمیر اشکالی میسازد که از نظر ما بزرگسالان بیمعناست ولی برای او ماشین، آدم و چیز دیگری است، کودک پیش دبستانی وقتی قلم به دست میگیرد طرحهایش را آنچنان میکشد که از ذهن خلاقش نشئت گرفته است. خانه نقاشی او با خانه کلیشهای که ما بزرگسالان در ذهن داریم متفاوت است. او پرشور و خلاق است، با اشیای گوناگون چیزهایی میسازد و در ذهن به آن جان میبخشد و داستانهای خیالی میگوید، میخواهد بداند، کشف کند، او کنجکاو است و مشتاق، اما معما اینجاست که چرا این کودکان با استعداد و فعال به بزرگسالانی تبدیل میشوند که از به کارگیری تفکر هوشمند و خلاقیت خود لذت نمی برند؟ چرا و چگونه زندگی که چنان امیدوارکننده آغاز میشود در اکثر موارد پایانی یأس آور و ناخوشایند دارد؟
تحقیقات تورنس (1962) نشان داده است که کودکان تا 10سالگی در اوج خلاقیت هستند اما وقتی در شرایط مدرسه قرار میگیرند و از آنها انتظار میرود که پاسخهای مشخص و قالبی به سؤالات بدهند و تحت ارزشیابی قرار میگیرند، خلاقیت آنها به تدریج کاهش مییابد؛ بنابراین باید سیستم آموزشی مدارس از حالت آموزگار محوری و تأکید بیش از حد به سطح بازگویی، خارج شده و به کودکان در آموزش نحوه تفکر و رسیدن به سطوح بالای شناختی یعنی فراشناخت کمک کند.
براساس اهداف منتشره از سوی وزارت آموزش و پرورش، «پرورش استعدادها و کمک به تقویت خلاقیت» یکی از اهداف آموزش و پرورش محسوب میشود و مدارس باید در راستای تحقق این هدف به رشد و پرورش خلاقیت دانشآموزان بپردازند؛ لیکن در اکثر موارد خودآگاه یا ناخودآگاه موجب تضعیف و حتی تضییع خلاقیت میشوند. از مهمترین موانع پرورش خلاقیت در مدارس میتوان موارد زیر را برشمرد:
تأکید بر محفوظات، تکالیف زیاد، بیتوجهی به تفاوتهای فردی، وجود کلاسهای پرجمعیت، انضباط سخت و زورمدارانه، برنامه درسی و جدول ساعات غیرقابل انعطاف برای فعالیتهای کلاس، ناآشنایی معلمان با ویژگیهای دانشآموزان خلاق، روشهای تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری، تأکید زیاد بر نمره دانشآموزان به عنوان ملاک خوب بودن، عدم پذیرش ایدههای جدید، شخصیت جدی معلم، استهزاء و طعنه، تحت فشار قراردادن برای همنوایی با دیگران، فرهنگ سکوت در مقابل اظهارنظر معلم، تأکید بر تفکر همگرا به جای تفکر واگرا، عدم تجهیز منابع و امکانات و تکیه بر سطوح اولیه حیطه شناختی.
وجود شرایط فوق الذکر چون سد محکمی در مقابل توسعه خلاقیت دانشآموزان خواهد بود و در صورت از بین رفتن این شرایط، خلاقیت ارتقا پیدا خواهد کرد. در محیط مدرسه عوامل متعددی در خلاقیت دانشآموزان تأثیر میگذارد که در یک دسته بندی کلی به جو حاکم بر مدرسه، محتوا و مواد آموزشی و معلم تقسیم میشوند، در اینجا هر کدام را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم.
جان دیویی- متفکر بزرگ مسائل تربیتی- معتقد است مدرسه باید به صورت خودکار دانشآموز را تشویق کند. اساس کار مدرسه نباید فقط تبعیت و فرمانبرداری باشد و مقررات را مدار قرار ندهد تا دانشآموز بتواند به پرورش خلاقیت بپردازد. در صورتی که در حال حاضر مشکل اساسی مدارس این است که در آنها اندیشههای خلاق یاد گیرندگان به سبب غیرمعمول بودن، نه تنها مورد تشویق قرار نمی گیرند؛ بلکه مورد ایراد و سرزنش واقع میشوند. سرزنش دانشآموزان به خاطر داشتن رفتار و افکار غیرقالبی، میتواند ریشههای تفکر خلاق و توانایی کشف مسائل تازه را در همان روزهای نخستین آموزش مدرسهای در آنها بخشکاند.
اگر بخواهیم خلاقیت دانشآموزان را توسعه دهیم و امکان بروز استعدادهای بالقوه را در آنان فراهم سازیم، باید در جو حاکم بر محیط آموزشی تجدیدنظر کنیم. برای مثال، نمی توان از دانشآموزان انتظار داشت که از جای خود تکان نخورند، در طرز نشستن، حرف زدن و لباس پوشیدنشان از یک الگوی واحد پیروی کنند، همان پاسخی را به سؤالات بدهند که از نظر معلم تنها پاسخ صحیح است و در عین حال خلاق هم باشند. البته منظور این نیست که هرج ومرج و بی نظمی در مدرسه حاکم باشد، زیرا لازمه هر آموزشی نظم است.
هدف برقراری نظم و مقررات قابل انعطاف است. یعنی نظم مربوط به مسائل کلی باشد و جزئیات رفتار و گفتار را تحت تأثیر قرار ندهد.
اگر مدرسه به جای جوی سلطهجویانه و غیرقابل انعطاف از جوی مناسب و حمایت کننده برخوردار باشد، هم معلم با احساس امنیت و آسودگی خیال میتواند به ارائه طرحهای جدید و مؤثر بپردازد و هم دانشآموزان با اعتماد به نفس و ایمنی روان شناختی به انجام فعالیتهای خلاق میپردازند.
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
خبرهای تصادفی روزنامه شیراز نوین