[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۱۳
  • دوره جدید

مالیات ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

تابه‌حال درباره مالیات هرچه گفته شده، بُعد فرار مالیاتی بوده است و درآمدهای مالیاتی نه از گروه‌های هدف که از اقشاری مطالبه شده که یا در پرداخت آن درمانده بودند یا فرار مالیاتی داشته‌اند. اصل داستان از این قرار است که مالیات باید در محلی صرف شود که موجب تشویق مالیات‌پرداز شود. درواقع ما به‌جای آنکه از گروه خیران تقاضای ساخت مدرسه و مسجد و درمانگاه و... داشته باشیم، باید از محل صرف مالیات به ایجاد و توسعه زیرساخت‌ها بپردازیم. اینکه خیران را به ایجاد راه یا ساخت ابنیه زیرساختی دعوت کنیم، کمی با اصول فاصله دارد...

تا امروز برای هر امری از وجود خیران استفاده کرده ایم و باید دید در ازای این دعوت چه متاعی به خیران ارائه کرده ایم و از چه معافیت‌هایی بهره مند شده اند. مالیات وقتی اثربخش است که مالیات دهنده اثرات پرداخت آن را احساس کند. ما حتی در امور شهری و مسائل مربوط به شهرداری‌ها از وجود خیران شهرساز استفاده می‌کنیم. در حوزه آموزش و پرورش یا آموزش عالی از وجود خیران استفاده می‌کنیم. در امور ورزش و جوانان و حتی ازدواج این گروه از وجود خیران استفاده می‌کنیم. اگر سیل و زلزله بیاید خیران را صدا می‌کنیم. اگر بخشی از کشور دچار کمبود آب باشد باز هم خیران آب‌رسان را صدا می‌کنیم. برای ساخت مدرسه یا مسجد خیران را به مدد می‌خواهیم. در موضوع کرونا و حوزه سلامت و کمک به اقشار آسیب پذیر خیران را صدا کردیم. برای ادامه تحصیل دانش آموزان بی بضاعت و خرید تبلت هم خیران را صدا کردیم. اگر جنگی دربگیرد باز هم خیران را صدا می‌کنیم. برای سامان‌دهی کودکان خیابانی و کار هم خیران را صدا کردیم. 
این مددخواهی بی پایان با اصول مالیات پردازی منافات دارد. باید این پرسش را مطرح کرد که دولت از محل دریافت مالیات کدام خدمت را به ملت ارائه کرده است و کدام پایه اقتصادی را استوار نموده که ملت تشویق به مالیات پردازی شوند؟ در ممالکی که درآمدهای دولت وابسته به مالیات است، تا کوچک‌ترین مباحث را به عنوان خدمات از دولت دریافت می‌کنند. درواقع میزان رفاه اجتماعی با درآمدهای دولت قابل هم پوشانی است. اما درکشور ما دولت از محل رفاه اجتماعی می‌کاهد و قرض می‌کند و برای بازپرداخت اهتمامی ندارد، که حتی امور همسان سازی حقوق حقه کارگران را دچار مشکلات عدیده ای کرده است. مشکلاتی که حالا عقلای ما را دور هم جمع کرده تا هزار دلیل و بهانه برای ملت بیاوردند که دولت امکان و اعتبار لازم را در اختیار ندارد و یک محاسبه ساده و کوچک را به اعتراض خیابانی کارگران تبدیل نموده است.
دوران شترسواری دولادولا گذشته است و با فساد حاکم بر امور برای ملت سخت است تا باور کنند گفته‌های دولت مردان تا چه اندازه صحت دارد. اما آنچه مشخص است، دولت مردان ما منابع را در محل خود مصرف نمی‌کنند و این دم خروس همچنان بیرون است و دولت مردان خود را به ناباوری زده اند. تضاد بر سر منافع و قدرت این روزها به شدت در ماجرای برجام مشهود است. اقتصاد به شدت ضربه دیده است و گروه‌های اقلیت همچنان بر طبل جنگ می‌کوبند. برجامی که تصمیم حاکمیت بوده، گروه‌های اجرایی را به میدان مذاکره فرستاده و حالا به محل مناقشه داخلی تبدیل شده است و در یک بازی سیاسی، یکدیگر را خیانتکار خطاب می‌کنند. در حالی که اقتصاد ایران به شدت نیازمند تعاملات سالم اقتصادی با جهان است، اما بعضی همچنان در حال دورزدن تحریم‌ها هستند. نقصان اقتصادی به نهادهای دامی هم سرایت کرده و مرغدار و مرغ را به گرسنگی کشانده و قیمت مرغ را نجومی کرده است. میزان وابستگی به دلار شدید است و مردم به ریال درآمد دارند. میزان محاسبات مالیات به دلار و نوسانات ارزی است و با درآمدهای ریالی امروز سازگاری ندارد. نه تنها مالیات، که عوارض شهری هم به دلار و نرخ روز محاسبه می‌شود و آنچه از گردونه بورس بازی خارج مانده، درآمدهای ملت است که آنان را به زیر خط فقر کشانده است. ملت چگونه می‌توانند مالیات بدهند؟ پرداخت مالیات در شرایطی ممکن است درآمدهای دولتی را تأمین کند که دولت در اتاق شیشه ای نشسته باشد. مردم از رفاه بهره مند باشند و خود به خود و بدون فشار مالیات پرداخت کنند. اولین گروه و تنها گروهی که نگرفته مالیات می‌دهند، کارمندان خود دولت هستند. کارمندانی که هنوز حقوق دریافت نکرده اند مالیات آن کم می‌شود. بازاریان به هر طریق در حال فرار مالیاتی هستند. گروکشیدن محموله‌های تجار نیز برای پرداخت حقوق گمرکی و مالیات بی اثر بود و به رسوب کالا در گمرکات انجامید. اخذ مالیات بدون هدف و برنامه تنها به تورم دامن زد. این در حالی است که کالاهای وارداتی به همین مناسبت نرخ‌های نجومی پیدا کردند و حتی نایاب شدند. 
اقتصاد دولتی ایران که سال‌های سال بر خام فروشی نفت متکی بوده، حالا در حال تغییر ماهیت است. اما بدون زیرساخت این امر ممکن نیست و به طور قطع فشار بر اقشار کم درآمد که حتی باید مالیات بر ارزش افزوده را پرداخت کنند، این بار کمرشکن است. سیاسیون در حال سفرهای دوره ای برای رأی جمع کردن هستند و انگار نه انگار تورمی در کار است و محرومان له شده اند. پیشنهاد می‌گردد مدیران سیاسی اقتصادی کشور که تاکنون تدبیری برای رفاه اجتماعی نداشته اند، به فکر ملت باشند. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی