[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۷۲
  • دوره جدید

فقر و تورم، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

وقتی اقتصاد یک کشور بشکند، دولت باید پول‌پاشی کند که این پول‌پاشی بین مردم شرایطی سخت‌تر از فقر را توأم با تورم ایجاد می‌کند. تورم در بستر فقر اغتشاش‌زا خواهد بود. فاصله طبقاتی، جامعه کینه‌توز را تولید می‌کند که در آن نگاه حسرت‌گونه به کینه تبدیل می‌شود و این کینه در زمان خاصی به اغتشاش می‌انجامد. متأسفانه هیچ نگاهی به امور اجتماعی در پس سیاست‌های اقتصادی نداریم. 
گروه‌های حاکم سیاسی که اقتصاد را به سیطره خود درآورده‌اند و البته گروه‌های اقتصادی که سیاست را قبضه کرده‌اند، توأمان به روش‌های بنیان‌برافکنی متوسل شده‌اند که خواسته و ناخواسته در حال ارتکاب به خیانت علیه منافع ملی و مصالح نظام‌اند...

بحران مدیریتی حکایت از این روند معیوب دارد؛ وقتی همه درمورد عیوب نظام مدیریتی سخنرانی می‌کنند و در عمل همان مدیران ناکارآمد بر مسند امور حکمرانی می‌کنند و برای تصدی پست‌ها در رقابت شدید قرار دارند.
پول‌پاشی در جامعه یکی از روش‌های ناکارآمد اقتصادی است؛ چراکه این یارانه‌های اندک درد فقرا را درمان نمی‌کند که هیچ عزت ملت را زیر سؤال می‌برد. دولت اگر موافق پرداخت یارانه است، باید یارانه ای را به ملت بدهد که مطابق تورم روز تأثیرگذار بر معیشت ملت باشد. از طرفی دولت اگر باور به پرداخت یارانه دارد، باید این یارانه را وارد چرخه تولید کند و تورم را مهار نماید؛ چراکه اگر تولید از یارانه دولت برخوردار شود، به طور قطع به یقین با کاهش هزینه‌های تولید مواجه خواهیم بود. کاهش هزینه‌های تولید به منزله مهار تورم است که البته دولت هیچ‌گاه در این زمینه ورود نکرده است و با جدیت در راه تخریب تولید و اشتغال و گسترش روزافزون تورم گام برداشته است. 
روند بازدیدها از کارخانه‌های تعطیل شده و نیمه تعطیل ادامه دارد؛ بازدید‌هایی که جنبه نمایش دارد و این نمایش به وضوح اثبات شده است؛ چراکه انداختن توپ به زمین بانک‌ها که در چهارچوب مقررات بانکی در حال فعالیت هستند و خارج از بخش‌نامه‌ها و ارزیابی‌های تخصصی پیرامون روند سرمایه گذاری قدمی برنداشته اند، یک عوام‌فریبی است. هرچند مدیران تولید که از گود اقتصادی خارج شده اند به وضوح می‌دانند این شبه نمایش تأثیری در احیای تولید ندارد. 
ما معمولاً در سخنرانی‌های خود از تعطیلی واحدهای تولیدی خبر می‌دهیم که خود باعث تعطیلی آنان شده ایم و این داستان نخ نما به گونه ای عنوان می‌شود که شاید برای برخی نادانسته موارد عجیب و شگفت انگیز اقتصادی اجتماعی تلقی می‌شود. برندهای بزرگی در استان فارس فعالیت می‌کردند و حجم سپرده‌های بانکی متوجه آنها بوده است. حالا اما برند بزرگی در فارس وجود ندارد تا بانک‌ها و منابع آنان را متوجه خود کند. باید دید چرا و به چه علت سپرده‌های بانکی راهی سایر استان‌های صنعتی شده اند؟ پاسخ واضح است؛ استان‌های صنعتی کشور به سپرده‌های بانکی فارس پالس مثبت می‌دهند. حالا اما مدیران فارس برای خالی نبودن عرصه در سخنرانی لب به اعتراض می‌گشایند که چرا و به چه دلیل اینگونه است در حالی که ما سرمایه گذاران را فراری داده ایم و برای این روند نسخه واحدی داریم تا مانع از سرمایه گذاری 72ساعته کارآفرینان شویم. سال‌های پیش نماینده ولی فقیه در فارس و امام امجعه فقید شیراز آیت الله ایمانی در سخنان خود تنگ‌نظری را عامل اصلی این فاجعه عنوان کرده بودند. زمانی که همه دستگاه‌های استان از جمله اداره کل اطلاعات فارس حاضر به پهن کردن فرش قرمز برای سرمایه گذار بودند و سیستم قضایی استان بارها و بارها خط و نشان کشیده بود که از سرمایه گذار حمایت همه جانبه می‌کند و باقی قضایا، اما میزهای صدور مجوز 72ساعته برای سرمایه گذاران همچنان با کارت قرمز به جای فرش قرمز از کارآفرینان استقبال نمود. 
فساد و تنگ نظری همچنان به سیر مطلوب خود از منظر مفسدان ادامه می‌دهد و فارس همچنان در باتلاق اختلاس و ناتوانی گرفتار است. رشد مدرک گرایی باعث شده تا دارندگان مدرک‌های بدون تخصص با سفارش و پارتی بازی رئیس شوند و در این بین سراسر مدت انتصاب خود را صرف پارتی بازی و رفیق بازی کنند. اینجاست که در دوره‌های آتی نیز با همین گرفتاری‌ها در زمینه عقب‌ماندگی فارس روبه‌رو خواهیم بود. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی