[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۵۵
  • دوره جدید

طرح مطالبه، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

روند مهاجرت و بی‌همسری جوانان حکایتی دردناک از بی‌برنامه‌بودن طولانی‌مدتی دارد که توسط عده‌ای به نام مسئول یا مدیر طراحی و اجرا شده است. در واقع خود بی‌برنامگی را می‌توان یک برنامه 
به حساب آورد!
سریال دستگیری مدیران رشوه‌خوار و فاسد حکایتی دیگر از این داستان دردناک است؛ گروهی که نسبت به درد ملت بی‌تفاوت و برای کسب منافع خود در تلاش‌اند. باید دید چرا این انحراف در معیار با این شدت اتفاق افتاد و نیز در حال اتفاق است؟

برای جلوگیری از آسیب به این جریان، طراحان واقعی داستان، دست به منتقدسازی نیز زده اند. در واقع ملاک و معیار طراحان داستان حفظ وضع موجود با شیب ملایم به سمت فلاکت است؛ منتقدانی که انتقاد می‌کنند تا به بدنه دولت و قدرت نزدیک تر شوند و با نزدیکی به هرم قدرت دست از مطالبه گری می‌کشند و به صف 
سکوت می‌پیوندند.
گروه منتقد موجود از جنس سوژه داستان انتخاب شده‌اند؛ از این جهت که اگر صد سال هم تریبون داری کنند باز هم می‌توانند به کار خود در پوشش انتقال نسلی ادامه دهند. اگر به صف آقازاده‌ها نگاهی داشته باشیم، نیازی به خوانش داستان نیست.
منتقدان واقعی از وضع موجود معمولاً در پس تکرار مطالبات و ورود به کف خیابان ‌برای کسب مطالبات رفاهی و ابراز مسالمت جویانه آن، معمولاً جریان استمرار مطالبه‌گری را از دست می‌دهند و به حاشیه رانده می‌شوند. اینکه ما حتی مطالبه گری صنفی را به سیاست و دشمن خارجی گره می‌زنیم، فصلی دگر از همان داستان اشاره شده فوق است که باید دید چه سرنوشتی خواهد یافت؛ داستانی که در بستر خود همه چیز را حل می‌کند.
به طور مثال ما در مدیریت ناکارآمد آب، به گونه ای رفتار می‌کنیم و مسیرهای مطالبه قانونی را چنان مسدود می‌کنیم تا برخی برای مطالبه گری صنفی و دریافت پاسخ به کف رودخانه خشک بیایند و طلب پاسخ کنند. یا آنکه برخی برای مطالبات ‌قانونی در شرایط تورمی‌ و بی تفاوتی مجلس و دولت برای بیان و طرح همسان سازی حقوق خود باید به کف خیابان بیایند. 
تاکنون مطالبه رفاه و اشتغال، آموزگاران و کارگران و کشاورزان را به کف خیابان کشانده و این در حالی است که جریان عدم پاسخ‌گویی به مطالبات عمومی و اطاله موضوعات رفاهی به گونه ای بوده که احساس می‌شود به نوعی با هدف ایجاد عصبانیت صنفی و زورآزمایی خیابانی شکل گرفته است. در واقع جریانی فرسایشی قصد پاسخ‌گویی به مطالبات عمومی را ندارد. 
در چنین شرایطی است که گروه‌های صنفی به ایجاد تحرک برای مطالبه گری جدی دست می‌زنند و از طرفی مجوزی برای تحرک و تجمع آنان صادر نمی‌شود. گروه‌های صنفی خسته و بدون مجوز این روزها به عوض مساعدت لازم رصد سیاسی می‌شوند. 
اینکه همه چیز را ثبت سیاسی کنیم، چندان مطلوب نظر نیست. در انحصار گرفتن جریان منتقد نیز مطلوب نظر نیست و نخواهد بود.
کشور اگر به لحاظ اقتصادی دچار تورم و بی ارزشی پول ملی و پاسپورت شده، چاره اش توجه به نظر نخبگان است؛ اما گویا نخبگان چند قدمی جلوتر از تجمع کنندگان حرکت می‌کنند و به جای پیکار، عزم مهاجرت کرده اند. عدم استفاده از نظر نخبگان برای حل مشکلات پیش آمده به معنای ایجاد تنش و سیاسی جلوه دادن داستان است؛ داستانی صنفی و اقتصادی که باید با اصلاح قانون و تمشیت‌های لازم حل و فصل شود و از تبدیل آن به یک بحران اجتماعی امنیتی پرهیز نمود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی