[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۷۲
  • دوره جدید

ناکارآمدی ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

بحث ناکارآمدی مدیران اجرایی پیش از انتخابات مجلس یازدهم به‌شدت مطرح شد و سوژه اصلی تبلیغات نامزدهای انتخاباتی بود. با آغازبه‌کار مجلس یازدهم اما تغییری در این روند احساس نشد! اولین بحثی که در این رابطه مطرح است، کهنگی و ناتوانی قانون است که باید توسط نمایندگان مجلس اصلاح می‌شد که البته در ده دوره گذشته و اینک در دوره یازدهم توجهی به آن نمی‌شود. 
ما مدیرانی داریم که باید مطابق قانون بخش‌نامه‌های دریافتی بالادستی خود را اجرا کنند که البته برخی از این مدیران در اجرای همان بخش‌نامه‌ها نیز ناتوان هستند...

از طرفی در بعد ملی و استانی باید به این نکته توجه نمود که کشور در حال اداره بخش‌نامه ای است. در واقع مدیران اجرایی نمی‌توانند نبوغ و بلوغ خود را به ظهور برسانند و آن دسته از مدیران که برای گره گشایی احتمالی به سلیقه‌ها رجوع کرده‌اند، هم اکنون بازداشت و زندانی شده اند. در واقع بسیاری از مدیران پشت میز نشین و وابسته به گروه‌های سیاسی ترجیح می‌دهند میز‌ها را حفظ کنند و حداقل در یک دوره چهارساله طعم قدرت را تجربه کنند. 
پیام‌های استانداران به فرمانداران و سایر عوامل اجرایی نیز در دادن التیماتوم خلاصه می‌شود و از آنان می‌خواهند تا در یک مدت تعیین شده و به صورت ضربتی گره از مشکلات ملت باز کنند؛ اما به طور حتم همین مدیران که بقای آنان تضمین شده است، در جلسات خصوصی با مدیران ارشد استان به دست‌های بسته خود اشاره می‌کنند و باقی قضایا.
امروز اگر توجهی به جلسات مدیریت ارشد استان فارس داشته باشیم، در خواهیم یافت که طرح موضوعات، طرح همان مسائل نخ نمای گذشته درمورد نبود اعتبارات در حوزه‌های عمرانی است یا داستان معیشت ملت در باب تورم و بی ارزشی پول ملی در حال تکرار است. باز نشدن گره سرمایه گذاری در فارس نیز از همین دست مطالب است. ما حتی در موضوع موزه دفاع مقدس و حفظ آثار آن نیز دچار کاهلی در دریافت اعتبارات هستیم که باید نوک پیکان را متوجه نمایندگان استانی کنیم. 
در واقع بعد از برگزاری این جلسات وقت گیر با کت و شلوار و کفش‌های براق، کسی دنبال مطالبات و مصوبات آن نمی‌رود. اگر کمیته‌های پیگیری در این رابطه فعال بود، حداقل باید یک گره بسته باز می‌شد. اما تمام جلسات امروز واکاوی همان مشکلات دیروز است و باید تأسف خورد که چرا استانی مانند فارس تا این حد زمین‌گیر و دارای مدیران ناتوان است. 
از روزی که مدیریت ارشد استان تغییر کرد یا اعضای شورای شهر جدید وارد گود خدمت رسانی شدند، همان بازدیدهای تکراری از حلبی آبادها آغاز شد. چشم بسته هم می‌توان تصور کرد که در حلبی آبادهای شیراز چه می‌گذرد؛ چراکه آنقدر درمورد آن گفته شده که همه این مشکلات را از حفظ اند. اما باید دید راهکار اساسی چیست و این افراد از کجا آمده اند و چرا مانده اند؟ 
درمورد تخلیه روستاها از سالیان گذشته بحث و بررسی انجام گرفت؛ اما هیچ دارویی برای درمان این درد ارائه نشدکه هیچ، امروز بحث خشک‌سالی و بیکاری پررنگ تر نیز شده است. در واقع بیکاری در روستاها یک علامت بزرگ داشت اما کسی به آن توجه نکرد. بزرگ‌ترین واحدهای تولید خودجوش در همین روستاها دایر بود که نه تسهیلات بانکی می‌خواستند و نه کاری به کار دولت و بانک‌ها داشتند. در واقع باید از این بنگاه‌های اقتصادی حمایت می‌شد که نشد. به طور مثال برای کشت جایگزین و خروج از بحران آبی در چهار دهه گذشته هیچ اقدامی نشده و حالا باید منتظر عواقب امنیتی این بحران باشیم. 
بحث بی آبی و واردات محصولات کشاورزی استراتژیک از دوران پیش از انقلاب نیز مطرح بود. اینکه باید محصولات وابسته به کشت پرآب جایگزین شوند و اقدام به واردات آن نمود، بارها و بارها موردتأکید قرار گرفت و باید دید کدام سیاست و بر چه اساس این تأکیدات مورد توجه سران کشور قرار نگرفت. 
در هر صورت ما با مدیرانی کار کردیم که توجهی به منافع ملی نداشته اند؛ چراکه باید از جان مایه می‌گذاشتند تا مسائل و مشکلات ملت در بعد اقتصادی حل و فصل شود. اما حتی یکی از مدیران در این راه مقدس قدم نگذاشتند و ما به خاطر نداریم تلفاتی از جناح مدیران در راه خدمت به ملت ثبت شده باشد؛ البته منظور از تلفات، تلفاتی است که از بابت خلع شدن آنان از سمت‌های ریاست گزارش شده باشد. مدیری که پس از چند ماه کارکرد یا حداکثر یک سال نتواند به امور مربوطه رسیدگی کند و گره گشا باشد، باید خلع شود؛ اما باید در آمارها و گزارشات به دنبال چنین نکته‌ای بود که قطعاً یافت نخواهد شد. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی