[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۷۰
  • دوره جدید

بازار منتقد ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار

اخطار رئیس‌جمهور به وزرا و استانداران ‌برای ابقا یا انتصاب‌های جدید مدیران یک هشدار جدی است؛ چراکه جریان سیاسی پشتیبان و همسو با دولت بیش از حد در انتظار انتصاب باقی مانده‌اند و اینک در حال تبدیل‌شدن به جناح منتقدند. جریان سیاسی همسو اینک سهم خود از قدرت سیاسی را طلب می‌کند و بعضاً مهره‌های بنجل و غیرقابل‌مصرف را به دولت معرفی می‌کنند که حتی دولت برآمده از آن جناح، حاضر به تحمل آن نیست.
ما در شرایطی هستیم که شایسته‌سالاری به یک‌ دروغ بزرگ تبدیل شده است و اقشار ملت باور ندارند فرد تعیین‌شده در سیستم اجرایی قصد خدمت دارد...

بعضاً سابقه مدیران اجرایی چندان پاک نیست. بسیاری از مدیران توسط سربازان گمنام‌ امام‌ زمان(عج) شناسایی و دستگیر شده اند و جالب آنجاست که علی رغم حجم وسیع بازداشتی‌ها، اما روند فساد و گیر افتادن مدیران در تله‌ها و معاملات صوری، سیر صعودی دارد.
در ماه‌های گذشته هشدار‌های رهبری به نمایندگان مجلس دال بر عدم دخالت در انتصابات را شاهد بوده ایم اما اینطور که پیداست این قشر چندان ولایت پذیر نیستند؛ هرچند بعضاً و ظاهراً با آرمان‌های مقدس نظام تجدید بیعت می‌کنند، اما در عمل مسیر دیگری را 
طی می‌کنند.
به طور مثال نام‌گذاری سال مستقیماً متوجه قوه مقننه و در مرحله بعد قوه مجریه است. کاهش موانع تولید به معنای کاهش سد و موانع قانونی است و البته پشتیبانی از تولید وظیفه دولت است که باز هم به امر رفع موانع قانونی و توان قانونگذاری مجلس درحوزه 
اصلاحات بازمی‌گردد.
مجلس ناتوان است و نمی‌تواند قوانین را اصلاح کند. مجلس خلاف دستورات و رهنمودهای صادرشده به عوض مانع زدایی در حال مداخله در اموری است که نفعی برای ملت ندارد.
حرکت مهره چینی در دو جناح راست و چپ در فرایند قدرت سیاسی به یک آفت بزرگ تبدیل شده است. هر گروه سعی دارد مهره‌های بنجل خود را در قسمت‌های حساس برای فرسایش توان اجرایی، اقتصادی و سیاسی حریف نصب کند تا در لحظه نیاز هم از توان اطلاعاتی درون سیستمی برخوردار باشد و هم در نابسامانی درون سیستم و در نهایت اقتصادی اجتماعی به معنای عام و ناراضی تراشی ایفای نقش کند.
در چهار دهه گذشته اغلب رؤسای جمهور از سرنوشت مقبولی برخوردار نبوده اند. در پایان دوره‌ها ممنوع التصویری و شاید طرح شکایت‌ها دامن‌گیر رؤسای قوه مجریه شده است؛ شکواییه‌هایی که به اعتماد ملت لطمه وارد نموده و حاصل دیگری نداشته است؛ چراکه در سی و دو سال گذشته افرادی مانند هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی هرگز محاکمه نشدند و همچنان در فهرست ذخایر نظام قرار دارند.
افرادی که بعضاً در خاتمه مسئولیت خود سخنرانی‌های تندی داشته اند، اما افشای اطلاعاتی آنان با باورهای مردم تناسبی نداشته است؛ تا آنجا که رهبری در سخنانی بیان داشتند کسانی که تمام امکانات و ابزار اجرایی را در اختیار داشته اند و کاری نکردند، حالا حق ندارند در صف منتقدان با اعتماد مردم‌ بازی کنند.
رهبری عیناً فرمودند: نمی‌شود که انسان یک دهه همه‌کاره کشور باشد، بعد در دهه بعدی تبدیل شود به مخالف‌خوان کشور. این کسانی که کشور در اختیارشان بوده یا است، دیگر حق ندارند علیه کشور حرف بزنند؛ این‌ها باید پاسخ‌گو باشند. در عین حال باید دید کارگزاران تا چه حد موافق منافع ملی کار می‌کنند؛ چراکه شرح حال امروز کشور محصول عملکرد همین کارگزاران است. خوب یا بد مردم انتظار دارند مدیران پاسخ‌گوی اعمال و رفتار خود باشند؛ چراکه عدم پاسخ‌گویی مدیران و ثروتمند شدن بیش از حد انتظار آنان به شکاف‌های طبقاتی در سطح گسترده ای دامن زده است؛ شکافی که هم اقتصادی است و هم اعتقادی.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی