[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۶۵
  • دوره جدید

فرماندهان فرماندار، روزنامه شیراز نوین

پس از جنجال سیاسی- رسانه ای درباره ورود چند چهره نظامی به انتخابات ریاست جمهوری و بعد از تشکیل دولت، بالا گرفتن انتقادها از انتصاب استانداران نظامی در چند استان، حالا زمزمه‌هایی از انتصاب فرمانداران نظامی در برخی استان‌ها از جمله فارس شنیده می‌شود که بالطبع منتقدان، موافقان و مخالفان خود را دارد.
بی آنکه از چند و چون کار و گزینه‌های فرمانداری شهرهای استان و به خصوص شیراز خبر دقیقی داشته باشم، اما وصیت حضرت امام خمینی(ره) بنیان‌گذار انقلاب اسلامی مبنی بر پرهیز نظامیان از ورود به احزاب و گروه‌ها و بازی‌های سیاسی را بارها خوانده ام و در نوشته‌های خود به آن استناد کرده ام. با این وجود اما به چند دلیل با پوتین درآوردن و کت و شلوار مدیریت پوشیدن نظامیان موافقم.
1. عملکرد نامناسب دولت سابق در رفع مشکلات عدیده مناطق مختلف باعث شده تا کوچک ‌ترین مشکلات و کمترین مطالبات این شهرها بی پاسخ بماند و تبدیل به بحرانی امنیتی شود. به اصطلاح با کمترین کمبودی کارد به استخوان می‌رسد که با رویکرد مردم محوری و رونق اقتصادی به عنوان پایه اصلی امنیت کسانی می‌توانند عهده دار و سکان‌دار فرمانداری‌ها شوند که جنسشان بیشتر با مردم جور درمی‌آید و کار جهادی و گره گشایی با جانشان عجین است.
2. از منظر کارکردگرایانه و نه ایدئولوژیک نیز نظامیان در شرایط فعلی که بحران ناکارآمدی وجود دارد، به دلیل برخورداری از توان حل مسئله، بسیج کنندگی، هم افزا و ارتباط با لایه‌های بالاتر قدرت می‌توانند ضمن بازآفرینی اعتماد ازدست‌رفته و ارتقای سرمایه اجتماعی در شرایط فعلی مردم را به شرایط اقتصادی بهتر سوق دهند.
3. چه بخواهیم چه نخواهیم مدیرپروری در نهادها و ارگان‌های نظامی به خصوص سپاه پاسداران قابل توجه است. در انتخابات ریاست جمهوری چندین نظامی خود را در قد و قواره رئیس جمهور عرضه کردند. نهادی که می‌تواند مدیری در حد رئیس جمهور تربیت کند، چرا نباید از توان و استعدادهای نیروی انسانی آن در مدیریت میانی و سطوح مختلف اجرایی استفاده کرد؟!
4. برخی فکر می‌کنند سپاه و پاسدار و ارتشی جایش پادگان و سر مرز است؛ یا باید در سراوان، کردستان، کرمانشاه و جبهه مقاومت کشته شوند تا امنیت آن‌ها برای حضور در قدرت تضمین شود. در این شرایط است که پاسدار و بسیجی و ارتشی را به رسمیت می‌شناسند. حال آنکه نه تنها مأموریت، که رسالت سپاه حفظ دستاوردهای انقلاب است در همه شئون، که صدالبته شأن سیاسی اهمیت خاص خود را دارد. اصلاً مگر سپاه فقط برای خون دادن است؟
5. عرصه سیاست، مردان خود را می‌خواهد و عرصه نظامی هم فرماندهان خود را. چه گزاره جذابی! اما این منطق معنای قطعی و همیشگی نمی‌دهد. هیچ تعجبی ندارد از اینکه به یک‌باره کسی لباس نظامی از تن درآورد و بدون کسب تجربه در سمت فرمانداری قرار گیرد. دقیقاً به همان اندازه که یک سیاست‌مدار به یک‌باره لباس نظامی به تن کند و بدون کسب تجربه و دوره‌های نظامی، در سمت‌های فرماندهی قرار گیرد. این موضوع را تاریخ دفاع مقدس به خوبی روایت می‌کند. حاج شعبان گیلانی یکی از فرماندهان دفاع مقدس می‌گوید: 23 ماه فرماندار مریوان بودم و لباس مدیریت درآوردم و عازم جبهه شدم و ۱۷ بار در طول ۸۸ ماه مجروح شدم. علاوه بر این نام شهید ناصر کاظمی با منطقه غرب کشور پیوند خورده است. او ۲۱ ماه فرماندار پاوه بود که ۱۲ ماه آن با حفظ سمت فرمانداری، فرمانده سپاه پاوه نیز بود. حالا در منطقه شمال‌غرب کشور یادمان شهید کاظمی هرساله پذیرای زائران راهیان نور است. مهم‌ترین فردی که لباس مدیریت از تن درآورد و پوتین پوشید، شهید مهدی باکری بود. شهید مهدی باکری شهردار ارومیه بود و در جنگ تحمیلی فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا شد. آغاز زندگی ‌اش در میاندوآب و عروجش در دجله بود. 
6. از 45 عنوان وظایف و اختیار فرماندار 35 مورد با شئون فرماندهی در ساختار سپاه و بسیج هم‌پوشانی نسبی دارد؛ پس نگرانی بابت چیست؟
7. چرا فکر می‌کنیم فقط افرادی که از دانشگاه تهران و مالزی و هند و انگلیس دکتری افتخاری گرفتند می‌توانند فرماندار شوند؟ اجازه دهیم افرادی از جنس میدان، شلمچه، فکه، چزابه و طلائیه، اردوهای جهادی و کار شبانه روزی هم فرماندار شوند و عملکردشان را مردم به قضاوت بنشینند.
شاید بهترین و به تعبیری یکی از آخرین فرصت‌ها برای تبدیل گفتمان قدرت به گفتمان خدمت است. لطفاً فرصت سوزی نکنید!

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی