[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۷۲
  • دوره جدید

بهشت سرمایه‌گذاری؛ الزامات و پیامدها، روزنامه شیراز نوین

معمولاً سیاستمداران و مدیران وعده‌های گوناگون و متعددی می‌دهند که عموماً کلی گویی است و قابل سنجش نیست. در این بین هستند وعده‌هایی که بنیادی اند، قابل داوری و سنجش نیز هستند. اگر بگوییم فقر مطلق را ریشه کن می‌کنیم، قطعاً بنیادی است اما قابل سنجش نیست یا شاخص‌های آن می‌تواند متفاوت باشد. حالا اگر یک مدیر ارشد دولتی بگوید سرمایه‌گذاری را رونق می‌دهد، وعده ای است مهم، بنیادی و قابل سنجش؛ چراکه آمار ورود و خروج سرمایه کاملاً در دسترس است. به همین سبب از بین وعده‌‌های استاندار جدید فارس، این جملات آقای ایمانیه در شمار وعده‌های بنیادی و قابل سنجش قلمداد می‌شود. دکتر ایمانیه در جلسه شورای اداری و شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی استان گفت: «از این پس فارس بهشت سرمایه‌گذاری است.»
در مورد این وعده بسیار مهم چه می‌توان نوشت؟ در استان فارس و البته همه جای ایران، سه گروه سرمایه‌گذار وجود دارد؛ 1- سرمایه‌گذاران ساکن کشور 2- سرمایه‌گذاران ایرانی خارج از کشور 3- سرمایه‌گذاران اتباع غیرایرانی و خارجی. در بین این سه سطح سرمایه‌گذاری مهم‌تر از همه سرمایه‌گذار سطح یک هست که بایستی مورد حمایت جدی و واقعی قرار بگیرد. اگر سرمایه سرمایه‌گذار داخلی در یک بستر مناسب، امنیتش و سود منطقی اش تضمین شود و فضای رقابتی سالم و قابل اعتمادی برای او ایجاد شود، می‌توان سراغ سرمایه‌گذاران دیگر سطوح نیز رفت. چراکه سرمایه‌گذار خارجی بیشتر از آنکه مجذوب وعده‌های رنگارنگ شود، به تحولات و اقدامات عینی و عملی نگاه می‌کنند و این جذابیت‌های اقتصادی، وجود ساختار اقتصـادی توانمند با بازار مالی فعال است که او را مجاب به سرمایه‌گذاری می‌کند.
در این بین، اکثر قریب به اتفاق کشورهای دنیا بهترین، مطمئن‌ترین، ساده‌ترین و ارزان‌ترین راه جذب سرمایه‌گذاری را اصلاح محیط کسب و کار می‌دانند؛ همان شاخصی که جایگاه ایران در آن اسفناک است. بر اساس گزارش اخیر بانک جهانی، ایران فقط در مؤلفه «سهولت در شروع یک کسب و کار» در میان ۱۹۰ کشور دنیا در رتبه ۱۷۸ قرار گرفته است. با این حساب فقط در 12 کشور کنگو، جمهوری آفریقای مرکزی، لائوس، سورینامی، گینه استوایی، بوسنی، اریتره، چاد، کامبوج، سومالی، هائیتی، ونزوئلا و لیختن اشتاین(!) راه اندازی کسب و کار سخت‌ تر از ایران است. جالب اینکه این مؤلفه، همان زیر شاخصی است که در استان فارس بارها از آن صحبت شده است و پنجره واحد را برای آن راه اندازی کرده اند که قرار بود مجوزهای 72روزه را 72ساعته صادر کند؛ اما متأسفانه هیچ‌گاه این دریچه فیزیکی، الکترونیکی نشد و کارکرد خود را از دست داد.
در شرایط فعلی چه بخواهیم چه نخواهیم، فضای کسب و کار در استان به دلایلی از جمله ناتوانی در جلب اعتماد سرمایه‌گذاران، بالا بودن هزینه‌های تولید، غیر قابل پیش بینی بودن هزینه‌های تولید، جذابیت سرمایه‌گذاری در سایر استان‌ها، بوروکراسی شدید، توجیه نبودن سودآوری، نبود امنیت اقتصادی، عدم وجود طرح‌های حمایتی و سیاست‌های مشوق، ضعف تأمین و حمایت مالی، تورم فزاینده، ریسک مصادره دارایی‌های خارجی، عدم شفافیت، محدودیت قوانین کار و عدم حمایت از مالکیت معنوی، سبب شده تا فضای کسب و کار دچار آسیب جدی شود و ریسک سرمایه‌گذاری در استان بالا برود، کیفیت تولید داخلی پایین بیاید، فضای رقابتی از بین برود و بهره وری سقوط کند. ماحصل چنین آسیب‌هایی، بی ثباتی، رکود اقتصادی، افزایش فقر، محدود شدن دامنه فعالیت‌های اقتصادی، محدودیت دسترسی به فناوری، نبود رضایت سرمایه‌گذار در بازار و عدم استفاده از ظرفیت‌های موجود شده است.
به دلایلی که در بالا گفته شد، فضای کسب و کار در فارس اصلاً جالب نیست. در سال‌های 96، 97، 98، 99 و 1400 این شاخص به ترتیب 5.48، 5.99، 5.92، 5.80 و 5.86 بوده است؛ اعدادی که نشان می‌دهد مجموع تلاش مسئولان سابق و اسبق نتوانسته سرمایه‌گذاران را مجاب به سرمایه‌گذاری مولد در بکرترین محل برای سرمایه‌گذاری‌های مختلف در صنعت کشاورزی، معدن، الکترونیک و صنایع نماید. فارس از جمله استان‌هایی است که فرار سرمایه زیادی را تجربه کرده است. در سال‌های نه چندان دور در یک مورد 80 سرمایه‌گذار مهم سرمایه خود را از فارس خارج کردند. یا اینکه قرار بود فارس قطب فولاد کشور شود و 25 نفر در یک پروژه «نیکرونیزه» فعالیت کنند، اما به دلیل عدم همکاری مدیران تصمیم به خروج از فارس گرفتند. در یک مورد دیگر، فردی برای راه اندازی نیروگاه برق با سرمایه‌گذاری یک‌هزار میلیارد تومان در فارس حضور داشت که به دلیل عدم همکاری بانک‌ها، این سرمایه‌گذار نیز به استان یزد رفت. دو نفر دیگر متقاضی راه اندازی نیروگاه برق در شهرستان مرودشت بودند که آنها نیز ترجیح دادند که از خدمات رایگان استان همسایه استفاده کنند. سرمایه‌گذاران مجموعه ذوب فلزات با ظرفیت روزانه 240 تن و متقاضیان راه اندازی کارخانه تولید روغن کنجد راه سرمایه‌گذاران قبلی را پیش گرفتند؛ به همان دلایلی که گفته شد. سرمایه‌گذاری خارجی نیز در 43 سال عمر انقلاب مجموعاً در استان فارس به زحمت به 3 و نیم میلیارد دلار می‌رسد. هم اکنون نیز عملیات ساخت ۲ ابرنیروگاه خورشیدی کشور با ظرفیت ۶۳۱ مگاوات و سرمایه‌گذاری افزون بر ۵۶۷میلیون یورو در شهرستان‌های آباده و بوانات در دست اقدام و انجام است که خدا کند به سرانجام برسد!
اقای ایمانیه می‌گوید که 160هزار میلیارد تومان اعتبار برای تحقق رشد 8درصدی در فارس نیاز است؛ مبلغی که بودجه دولتی 10 درصد آن را نیز نمی‌تواند تأمین کند. راهش جذب سرمایه داخلی و خارجی است. اینکه سرمایه‌گذاری در فارس، اولویت اول سرمایه‌گذاران نیست، به دافعه مبدأ و جاذبه مقصد مربوط است. آقای ایمانیه! پاشنه‌های کفش خود را بکشید و دنبال سرمایه‌گذار بگردید. زمینه‌های سرمایه‌گذاری را دقیق برای او تبیین و ترسیم و معرفی کنید. در گام دوم سریع و راحت و ارزان مجوز به او بدهید. زیرساخت‌های لازم (آب، برق، گاز و خطوط مخابراتی) را ارزان و دائمی در اختیار او قرار دهید. ریسک سرمایه‌گذاری اش را تضمین نمایید. از طریق تسهیلات ارزان قیمت بانکی، معافیت مالیاتی و حقوق گمرکی، او را حمایت کنید. فضای رقابتی را برای او فراهم آورید. امنیت سرمایه اش را ضمانت کنید. برای مهار تورم در استان به سهم خود تلاش کنید و از دولت بخواهید با روابط دیپلماتیک با کشورهای دیگر فضای صادرات و مبادله بانکی را تسهیل کند. در این شرایط است که فارس از برزخ سرمایه‌گذاری خارج می‌شود. عملکرد استانداران قبلی را ببینید. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، در فاصله سال‌های 90 تا 97، متوسط نرخ ‎رشد اقتصادی بدون نفت استان فارس، 0.29 درصد بوده است؛ یعنی از آخر رتبه سوم کشوری! خود دانید!

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی