[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۷۲
  • دوره جدید

احیای ژانرها با معجزه سیمرغ، روزنامه شیراز نوین

فراتر از نام‌ها و چهره‌ها، این «قصه‌ها» هستند که در سرنوشت ۲۲ فیلم راه‌یافته به چهلمین جشنواره فیلم فجر، تعیین‌کننده خواهند بود؛ کدام فیلم‌سازان قصه‌های ناب‌تری برای‌مان خواهند داشت؟ به گزارش مهر، ما هم به سراغ موضوعات و داستان‌های فیلم‌ها رفتیم و آن‌ها را بر اساس مضامین در پنج سرفصل دسته‌بندی کردیم. آنچه در این گزارش مرور می‌شود بر مبنای خلاصه داستان‌های رسمی منتشر شده از فیلم‌های راه یافته به چهلمین جشنواره فیلم فجر است.
نمای اول؛ فیلم‌های مرتبط با تاریخ معاصر
فیلم‌هایی را در این بخش مورد بررسی قرار داده‌ایم که داستانی مرتبط با تحولات تاریخ معاصر ایران داشته‌اند. این دست آثار هرچند الزاماً می‌توانند در گونه فیلم‌های «تاریخی» قرار نگیرند اما به واسطه توجه اندک سینماگران به ظرفیت مغفول داستان‌های نهفته در دل تاریخ معاصر، به‌صورت مجزا به آن‌ها خواهیم پرداخت.خیابان‌های ناآرام، یک انقلاب تازه متولد شده، ترور، تهدید، ترس و…؛ این‌ها تنها گوشه‌ای از یک تاریخ ملتهب است که اتفاقاً امروز هم خیلی‌ها با آن خاطره دارند، این‌ها تنها نمونه‌ای از ویژگی‌های یک دهه پر اضطراب است که دامنه و تشعشعاتش حتی به زندگی قشری از مردم این روزها کشیده شده است، از دهه‌های منتهی به انقلاب و به ویژه دهه پر التهاب ۶۰ می‌گویم، دوره‌ای که هر لحظه‌اش از حادثه خالی نبود، برهه‌ای با سوژه‌های مختلف برای فیلم‌سازی که اتفاقاً دوشادوش و تنیده به معضلاتش، در همان زمان دستمایه ساخت فیلم‌هایی شد، آثاری که متمرکز بر تاریخ انقلاب و حوادث زنجیروارش تولید می‌شد و تحولاتش نگاه‌های سینماگران را به خود معطوف می‌کرد.اولین گام در این میدان را بهروز شعیبی با «سیانور» برداشت تا فصلی تازه از تحولات معاصر در سینما گشوده شود، محمدحسین مهدویان با «ماجرای نیمروز یک و دو»، کمال تبریزی با «امکان مینا» و… نیز در این مسیر هم قدم شدند. امیرعباس ربیعی با «لباس شخصی» و حسین دارابی با «مصلحت» دیگر ادامه دهندگان این راه بودند که اتفاقاً از این دو یکی امسال هم فیلمی با محتوای دهه ۶۰ در ویترین فجر دارد. البته وجه تشابه هر دوی این فیلم‌سازان توقیف آثار قبلی‌شان توسط قوه قضاییه است اما این سنگ اندازی مانعی نشده تا روند فیلم‌سازی درباره آن مقطع پر حادثه را متوقف کنند.مسعود کیمیایی بعد از دو سال دوری از سینما امسال به سراغ داستانی مرتبط با تاریخ معاصر ایران در «خائن کشی» رفته است؛ فیلمی که به نظر می‌رسد تمام ویژگی‌های سینمای او را دارد، کیمیایی که عمده علاقه‌اش به تصویرگری مضامین و داستان‌های سال‌های پیش از انقلاب برمی‌گردد، هنوز هم گمان می‌کند اتفاقات دهه ۴۰ و ۵۰ ایران پتانسیل تبدیل شدن به فیلم را دارد، از رهگذر همین موضوع هم «خائن کشی» را در بستر اتفاقات دهه ۴۰ ساخته است، این فیلم تماماً در دهه ۴۰ می‌گذرد.
نمای دوم؛ فیلم‌های مرتبط با دفاع مقدس
هرچند همچنان صحبت از تاریخ معاصر است اما تحولات مرتبط با جنگ تحمیلی هشت‌ساله طی تمام سال‌های گذشته از آن ایام، به‌صورت ویژه مورد توجه سینماگران و البته سیاست‌گذاران این حوزه بوده است و به همین دلیل در دسته‌بندی مستقل به آن پرداخته‌ایم.بومی‌ترین گونه سینمای ایران محسوب می‌شود که با ساختار و مناسبات یک اتفاق جمعی و تاریخی در داخل کشور پایه گذاری شده است، سینمای دفاع مقدس هنوز طالبانی از میان مردم دارد و هنوز بکرترین موضوعات را می‌تواند به تصویر بکشد، این را فیلم‌های موفق دفاع مقدسی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد.سینمای دفاع مقدس از همان دهه ۶۰ و همزمان با وقوع جنگ تحمیلی مورد توجه فیلم‌سازان قرار گرفت؛ موقعیت اجتماعی و اقتصادی آن روزگار هم‌ردیف با تحلیل رفتن روحیه توده مردم، سینماگران را به سمت ساخت فیلم‌هایی با همین محتوا متمایل کرد؛ فیلم‌هایی که همبستگی رزمندگان را به نمایش می‌گذاشت و گاهی روایتگر پیروزی‌ها بود. همین آثار بودند که اتفاقاً مخاطبانی را با خود به سینما می‌آوردند و گیشه پررونقی هم داشتند. سینمای دفاع مقدس اما تقریباً در دهه ۷۰ و ۸۰ مورد غفلت واقع شد؛ آثاری هم که در این حوزه تولید می‌شدند عمدتاً یا شعاری و کلیشه‌ای بودند و یا ابزاری برای پر کردن بیلان کاری مؤسسات و سازمان‌هایی که با هدف ترویج و پاسداشت منویات دفاع مقدس شکل گرفته‌اند. نتیجه این اتفاق تولید فیلم‌هایی عمدتاً ضد گیشه و ضد مخاطب بود که منجر به روی‌گردانی مخاطبان از این نوع سینما شد. با این حال تک نمونه‌هایی همچون «دوئل» ساخته احمدرضا درویش و یا «اخراجی‌ها» ی مسعود ده‌نمکی در همان دوران عرضه شد که اتفاقاً توانست طیفی از تماشاگران را با خود همراه کند.
نمای سوم؛ فیلم‌های پرتره
سینمای پرتره یا فیلم‌هایی مبتنی بر زندگی نامه‌ها چهره‌های شاخص یکی از گونه‌های جذاب در دنیاست؛ همین یکی دو سال پیش بود که «یک روز زیبا در محله» که برگرفته از زندگی مجری یک برنامه تلویزیونی در آمریکا بود، توانست مخاطبانی در جهان پیدا کند و آقای راجرز این مجری برنامه‌های کودک را به آن‌ها بشناساند. این گونه سینمایی اما در ایران توسط فیلم‌سازان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.پیشتر نیز همزمان با اکران فیلم سینمایی «منصور» که روایتی از زندگی و سختی‌های شهید منصور ستاری است، خبرگزاری مهر در گزارشی به بازخوانی این سبک فیلم‌سازی، فراز و فرودها و دلایل رغبت نداشتن سینماگران به تولید فیلم‌هایی در این زمینه پرداخته بود.هادی حجازی را بیشتر در قامت بازیگر دیده‌ایم، او این روزها «آتابای» را در مقام فیلم‌نامه نویس و بازیگر روی پرده سینما دارد، حجازی‌فر این روزها مشغول ساخت سریال «عاشورا» هم هست؛ همان سریالی که نسخه‌ای سینمایی شده از آن هم در جشنواره امسال با عنوان «موقعیت مهدی» حضور دارد. این برای اولین بار طی یکی دو دهه اخیر است که دو نسخه از یک اثر ارایه می‌شود، یکی در تلویزیون و دیگری در سینما.دی‌ماه سال گذشته بود که هادی حجازی‌فر با حمایت سیما فیلم، ساخت «عاشورا» را آغاز کرد، فیلمی درباره لشکر عاشورا و البته با روایتی از زندگی شهید مهدی باکری که با توجه به کیفیت تولید، سازندگانش را بر آن داشت تا نسخه‌ای از آن را در جشنواره فیلم فجر رونمایی کنند. حجازی‌فر در این فیلم نیز خودش ایفاگر نقش شهید مهدی باکری است.
نمای چهارم؛ فیلم‌های پلیسی و اکشن
دقیقاً خاطرم نیست که آخرین بار در سینمای ایران چه فیلمی را در ژانر اکشن دیدم، گرچه گاهی روابط عمومی برخی از فیلم‌ها سعی در معرفی آن‌ها در همین گونه سینمایی دارند، اما عملاً هیچ‌کدام از مؤلفه‌های سینمای اکشن در آن‌ها دیده نمی‌شود!با آنکه در مقطعی از تاریخ سینمای ایران اتفاقاً این ژانر از ارزآورترین گونه‌های سینمایی بود اما به ناگاه روند ساخت فیلم در بسترش رها شد، ژانری که به گفته سینماگران هزینه زیاد، نبود امکانات و ضعف در بدلکاری از اصلی‌ترین دلایل برای روی گردانی از آن بود.اگر به حرفه‌ای‌ترین تماشاگران سینما بگویید بازیگری از ژانر اکشن سینمای ایران را به یاد بیاورند، قطعاً جمشید هاشم‌پور، صفر کشکولی، رضا صفایی‌پور پرتکرارترین گزینه‌های آن‌ها خواهد بود؛ بازیگرانی که به واسطه حضور چندین و چند باره‌شان در این آثار حالا تبدیل به شمایلی از «قهرمان» در سینمای ایران شده‌اند، این ژانر اما قرابتی دور و دراز با فیلم‌های دفاع مقدسی و رزمی دارد، همین هم باعث شده که گاه فیلمی همزمان با اینکه به عنوان یک فیلم دفاع مقدسی به شمار می‌آید، در دسته فیلم‌های ورزشی هم قرار بگیرد، «کانی‌مانگا»، «شیرهای جوان» و «یاس‌های وحشی» از نمونه‌های موفق این سبک فیلم‌سازی محسوب می‌شود که غالباً هم در همان دهه ۶۰ و ۷۰ مخاطبانی پر و پا قرص داشتند اما در دهه ۸۰ و ۹۰ تقریباً هیچ فیلمی با این مضمون تولید نشد.
نمای پنجم؛ فیلم‌هایی با سوژه‌های اجتماعی
هرچند به تواتر بر این مسئله تأکید شده است که در تعاریف کلاسیک و تخصصی سینما، گونه و ژانری تحت عنوان «اجتماعی» وجود ندارد اما ترکیب «سینمای اجتماعی» نزدیک به دو دهه است که در سینمای ایران هویتی معین دارد و فیلم‌های مرتبط با مسائل و معضلات روز جامعه که بیشتر در فضاهایی شهری روایت می‌شود ذیل این عنوان دسته‌بندی می‌شوند.سینمای ایران به‌ویژه در سال‌های پس از پیروزی انقلاب همواره نگاهی دغدغه‌مند نسبت به مسائل روز اجتماعی داشته است و از منظر پرداختن به این مضامین این مدل از آثار همواره سهمی ثابت در جریان اصلی سینمای ایران داشته‌اند. آنچه به‌عنوان «سینمای اجتماعی» در سینمای ایران شناخته می‌شود، بیشترین قرابت را با ژانر «ملودرام» در تعاریف سینمایی دارد اما جریانی که در مقطعی با عناوینی همچون «سینمای آپاراتمانی» مورد انتقاد هم قرار گرفت، مربوط به اوایل دهه ۸۰ و ظهور فیلم‌سازان جریان‌سازی چون اصغر فرهادی بود.توجه به طبقه متوسط در سینمای دهه هشتاد و به‌تبع آن تلاش طیفی از فیلم‌سازان جوان برای بهره‌گیری از فرمول جواب‌پس‌داده «سینمای فرهادی» باعث شد که آنچه به‌عنوان «سینمای اجتماعی» شناخته می‌شد، طی بیش از دو دهه تبدیل به جریان غالب در سینمای ایران به‌ویژه در ویترین سالانه جشنواره فیلم فجر شود.رضا میرکریمی هم که جزو فیلم‌سازان باسابقه در حوزه پرداختن به مضامین اجتماعی است، این بار «نگهبان شب» را با فیلم‌نامه‌ای مشترک با محمد داوودی کارگردانی کرده است. میرکریمی و داوودی که پیش از این تجربه همکاری موفقی را در «قصرشیرین» داشتند این بار داستان یک خانواده شهری را دستخوش روایت فیلم تازه خود کرده‌اند.یوسف حاتمی‌کیا هم به پشتوانه تهیه‌کنندگی پدر نام‌آشنای‌اش ابراهیم حاتمی‌کیا، سوژه‌ای اجتماعی را برای اولین فیلم سینمایی خود انتخاب کرده است. «شب طلایی» در کنار سویه‌های اجتماعی، احتمالاً نیم‌نگاهی به مسائل روز اقتصادی نیز خواهد داشت.«شادروان» به کارگردانی حسین نمازی، دیگر فیلم اجتماعی جشنواره امسال است که با نگاهی متفاوت به شرایط زندگی یک خانواده حاشیه‌نشین پرداخته است و نکته مهم آن این است که به رغم پرداختن طبقه پایین‌شهری، فیلم لحن تلخ و گزنده‌ای ندارد.«شهرک» به کارگردانی علی حضرتی، «بی‌مادر» به کارگردانی سیدمرتضی فاطمی و «بی‌رویا» به کارگردانی آرین وزیردفتری هم هر سه جزو آثار کارگردانان فیلم‌اولی جشنواره امسال هستند که در خلاصه داستان هر سه آن‌ها بر «داستان اجتماعی» تأکید شده اما جزییات بیشتری از روایت آن‌ها تا به امروز رسانه‌ای نشده است.«برف آخر» به‌عنوان دومین فیلم امیرحسین عسگری با بازی امین حیایی روایتی از روزمرگی‌های یک دامپزشک است که بخش عمده‌ای از آن در برف و کولاک منطقه شمال کشور تصویربرداری شده است.داوود بی دل هم «نمور» را در شمال کشور تصویربرداری کرده و داستان آن درباره خانواده‌ای است که پس از مدت‌ها به بهانه فوت شوهرِ خواهرشان به منطقه‌ای از شمال که محل تولدشان است، می‌روند و اتفاقی می‌افتد که آغازکننده قصه فیلم است.«دِرب» به کارگردانی سید هادی محقق اما در استان کهگیلویه و بویراحمد و در روستاهای اطراف شهر سوق تصویربرداری شده و روایتگر داستان ۲ برادر معلول است که یکی از آن‌ها به هیچ وجه قادر به حرکت نیست ولی برادر دیگر تنها از ناحیه پا به پایین فلج مادرزادی است و او نان‌آور خانواده محسوب می‌شود. برق خانه آن‌ها دچار مشکل می‌شود، برای سامان دادن به این وضعیت به دنبال مأمور اداره برق می‌روند که اتفاقاتی رخ می‌دهد.«ملاقات خصوصی» به کارگردانی امید شمس هم از دیگر فیلم‌های کارگردانان فیلم‌اولی در جشنواره امسال است که روایتگر داستانی عاشقانه است. این فیلم داستان عشق دو جوان را  که در کشاکش زندگی شیرین به دور از هیاهوی شهر اتفاق می‌افتد بیان می‌کند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی