[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۵۵۱
  • دوره جدید

«ایرانی» و «گرانی» ، روزنامه شیراز نوین

ایرانی‌ها جمله معروفی دارند که هرگاه انسان برای خود شریک زندگی انتخاب می‌کند یا دوستی دیرینه ای با کسی پیدا می‌کند یا با کسی شریک تجاری می‌شود، شوخی و جدی می‌گویند: «پیوندتان مبارک!» اما برخی پیوندها هیچ‌گاه ارادی نبوده و از تولد تا بعضاً حتی مرگ با انسان‌ها به خصوص زندگی ما ایرانی‌ها عجین شده است. گرانی پیوند برادری با همه ما دارد و اصولاً همزاد ماست. همیشه متأسفانه با این مسئله درگیر بودیم و هیچ وقت نتوانسته ایم از زیر بار سنگین گرانی‌ها نجات پیدا کنیم و هر سال می‌گوییم یاد پارسال!
در گذشته‌های نه چندان دور گرانی همزاد اسفندماه بود و با شروع این ماه و نوید بهار همه چیز گران می‌شد و می‌رفت تا سال بعد. حالا اما بیش از 2 دهه است که گرانی هیچ وقت ما را تنها نگذاشته و در طول تمام فصول سال با سن و سال ایرانی‌ها رابطه خطی پیدا کرده است. هرچه سن ما افزوده می‌شود گرانی نیز 
بیشتر می‌شود.
گرانی مانند امواج سونامی و طوفان‌های موسمی زندگی ایرانی‌ها را درنوردیده و شرایط معیشتی مردم را به پایین تر سطح ممکن رسانده است. آمارهای عجیبی به گوش می‌رسد؛ یکی می‌گوید 60میلیون ایرانی زیر خط فقر قرار دارند. دیگری می‌گوید 40میلیون ایرانی در شرایط کمک فوری قرار دارند. خط فقر از دیدگاه بسیاری از کارشناسان از 10میلیون تومان فراتر رفته است. برخی نیز سُرنا را از سمت گشادش می‌زنند و خط فقر را 4میلیون تومان می‌دانند. زندگی و سفره مردم نه در اتوبان و خیابان رفاه، که به بن بست معیشت رسیده است.
در این بین برخی از خدا بی خبران به مردم ظلم می‌کنند و با گران‌فروشی، بار سنگین مردم را سنگین تر و زندگی مردم را تلخ تر می‌کنند. با اینکه گران‌فروشی مقوله ای جدا از گرانی است و چندین متولی و مرکز و نهاد برای مبارزه با آن پیش بینی شده است، اما بسیاری این دو را از هم تمیز نمی‌دهند.
در ماه مبارک رمضان و ماه محرم و صفر و اسفندماه (نزدیک عید نوروز) وعده‌های فراوان در باب نظارت جدی بر بازار به خصوص کالاهای اساسی داده می‌شود و عده ای از اصناف و بازاریان نیز در جریان این تهدیدها جریمه می‌شوند و با آنها برخورد می‌شود، در حالی که گران‌فروشی در کار نیست و دلیل اصلی گرانی است! واقعیت این است افزایش هزینه‌‌های تولید، افزایش قیمت مواد اولیه، نوسانات بازار ارز، افزایش صادرات به دلیل جذابیت‌‌هایش در شرایط فعلی و تحریم‌های ایجادشده، شخص فروشنده را ناچار به عرضه کالای خود با نرخ بالاتر می‌کند و دولت به جای اینکه با گرانی و ریشه‌های عمیق و گسترده آن در اقتصاد مبارزه کند، همت خود را بر آن استوار کرده تا گران‌فروشی را در نطفه خفه کند. استدلالشان این است؛ حالا که نمی‌شود گرانی را مهار کرد، گران‌فروشان را که می‌شود 
به بند کشید.
اخیراً دولت تصمیم گرفت درج قیمت تولید بر 14 قلم کالا را الزامی کند. دولت می‌گوید هدف از اجرای این طرح علاوه بر مقابله با گران‌فروشی و ایجاد شفافیت در نظام توزیع، ایجاد رقابت در بازار، تعدیل و واقعی نمودن قیمت‌ها و اصلاح نظام توزیع کالاست. آن طور که دولت اعلام کرده، اقلام مشمول این طرح به زودی از 50 قلم تجاز می‌کند. این طرح پالس‌های مثبت و منفی زیادی داشته است. کاهش بهای پرداختی توسط مصرف کنندگان، کوتاه شدن دست واسطه‌ها و حذف قیمت‌های کاذب، حذف برچسب تخفیفات قیمت غیرواقعی فروشگاه‌های زنجیره‌ای، کاهش قیمت تمام‌شده کالا برای اصناف و کاهش تبانی و دلالی را موافقان در بوق و کرنا کرده اند و مخالفان که همواره از بدهکار نبودن گوش دولت به بخش خصوصی گلایه دارند، معتقدند درج قیمت تولید در نهایت باعث سوءاستفاده برخی فروشندگان و کم فروشی و کاهش کیفیت می‌شود. درگیری بین خریدار و فروشنده و تجربه شکست در قیمت گذاری دولتی و دخالت دستوری در بازار از دیگر استدلال‌های مخالفان است.
بی آنکه موافق یا مخالف این سبک کنترل بازار باشم، سؤالم این است؛ مگر قرار نیست تولیدکننده روی کالاهای تولیدی خود، قیمت درب کارخانه را درج نموده و فروشگاه‌ها و واحدهای صنفی نیز قیمت مصرف‌کننده را درج نمایند؟ چرا دولت برای آزمایش طرح خود سراغ خودروسازان نمی‌رود؟ خودروسازانی که اکثر قریب به اتفاق مسئولان اذعان دارند خودرو چندین برابر قیمت واقعی به مردم فروخته می‌شود. چرا ابتدا سراغ صنایع و اصنافی می‌رود که جامعه هدف میلیونی دارد؟ چرا کسی به فکر تعطیل کردن چاپخانه بانک مرکزی نیست؟ همه می‌دانند رشد نقدینگی علت العلل تمام بدبختی‌های مردم ایران است. چگونه باید ترمز آن را کشید؟ تا وقتی دولت نتواند یا نخواهد ارز (به خصوص دلار) را از حالت کالایی خارج و به ابزاری برای مبادله تبدیلش کند، آش همان است و کاسه نیز همان. اکنون دلار در محدوده 26هزار تومان قرار دارد؛ به راستی قدرت خرید دلار چقدر است؟ اگر در آمریکا صاحب اصلی دلار، مردم با 1500 دلار ماهیانه زندگی مناسبی دارند، طبیعتاً در ایران نیز می‌توان با ماهی 15میلیون تومان زندگی نسبتاً مناسبی داشت. پس قدرت خرید دلار در حدود 10هزار تومان است؛ نه 26هزار تومان! ارز کالا نیست. لطفا به جز مسافران و واردکننده‌های کالا برای بقیه حرامش کنید!

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی