[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۱۹
  • دوره جدید

حمایت بهتر فرزند بیشتر، روزنامه شیراز نوین

شعار فرزند کمتر زندگی بهتر از سال 67 در ماه‌های آخر جنگ تحمیلی بر سر زبان‌ها افتاد. حاکمیت برای کنترل رشد شدید جمعیت و کنترل زاد و ولد با یک درک درست از وجود چالش، سیاستی را مطابق با خواست عمومی طراحی کرد و آن را به گفتمان اصلی جامعه تبدیل کرد. ابزارها و امکانات لازم را پیش‌ بینی کرد و به وسیله نیروی انسانی مناسب به اجرا درآورد. آنقدر طرح کنترل جمعیت موفق بود که دکتر مرندی وزیر بهداشت اصولگرا سال 78 جایزه جهانی بابتش گرفت.
این سیاست تا سال 92 ادامه داشت تا اینکه به‌یک‌باره مسئولان به اشتباه خود اقرار کردند و خواستار افزایش جمعیت شدند. از آن سال تاکنون برای افزایش جمعیت بارها قانون نوشته شده است. همین یکی دو ماه پیش قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده با 74 ماده و صدها بند و تبصره بدون آنکه در عرصه عمومی مطرح شود، در مجلس مصوب شد.
به سرعت بند بند این قانون زیر تیغ انتقادها رفت اما مجلس از موضع خود کوتاه نیامد. مجلس‌نشینان انقلابی ریشه عدم تمایل به ازدواج و فرزندآوری را مسائل اقتصادی می‌دانند و در سراسر قانونی که نوشته‌اند، امتیازاتی هرچند نسیه به خانواده‌ها و جوانان ایرانی داده‌اند؛ اما تجربه می‌گوید فقط قسمتی از قانون که تعهدات و بار مالی ندارد اجرایی خواهد شد و مابقی تبصره‌ها و ماده‌ها به بایگانی خواهد رفت.
دلایل بسیار متفاوت و متعددی برای کاهش رغبت به فرزندآوری و ازدواج وجود دارد که صرف قانون‌گذاری و امتیازات مقطعی مرتفع نخواهد شد. در رأس همه امور، فقر و بیکاری مانع اصلی و بسیار جدی بر سر راه افزایش جمعیت است. مردم می‌گویند با شرایط فعلی اقتصادی هشتمان گرو نهمان است و ازدواج را بی‌خیال؛ چه برسد به فرزندآوری! حق دارند؛ نمی‌دانند چگونه جواب بیکاران آینده را بدهند. اصلاً با کدام پول هزینه تحصیل و تربیت او را بدهند؟ حتی بعضی والدین خود را سرزنش می‌کنند که چرا آن‌ها را به دنیا آوردند. به فرض اینکه به این تصمیم برسند که بچه‌های بیشتر بیاورند، آیا با مدل زندگی آپارتمانی و سیاست‌های مسکن سازی دولتی و زندگی در خانه‌های 80متری تطابق دارد؟
جدای از مسائل اقتصادی، رفتارها، منش‌ها و سبک زندگی عامل بسیار مهم دیگری است که نرخ رشد جمعیت را تا نزدیک صفر برده است.
واقعیت این است نسل فعلی به شدت در محاصره فردگرایی و بی‌میلی به پذیرش مسئولیت قرار گرفته است. بسیاری از زوجین بچه‌‌دار شدن را مساوی با از بین رفتن آسایش و آرامش می‌دانند و اغلب اوقات در فضای مجازی ولگردی می‌کنند یا برای حیوان خانگی وقت تلف می‌کنند. جامعه مصرف‌‌گرایی که با مسابقه منفعت‌طلبی دنبال کسب سود آنی است و حرص یک‌‌شبه پولدار شدن رهایش نمی‌کند، اصولاً ازدواج و فرزندآوری (به دلیل ماهیت هزینه‌بردار بودنشان) برایش جایگاهی ندارد. این آفت‌ها اکنون به ‌صورت خودمحوری و ضعف مسئولیت‌‌پذیری نمایان شده است.
شرایط به‌گونه‌ای است که ازدواج، اولویت اول کمتر دختر و پسری است. بیشتر آن‌ها بعد از 30سالگی ازدواج می‌کنند و نهایتاً بیشتر از یک فرزند نمی‌آورند. چگونه می‌توان انتظار داشت زنی که در 38سالگی عروس شده، 6 بچه بیاورد؟ مگر 
همسر زکریاست؟!
متأسفانه برخی قانون‌نویسان ساده‌انگارانه و کاملاً سطحی به موضوع نگاه می‌کنند. به جای آنکه برای پدر، مادر و جوان شغل ایجاد کنند و به بهبود وضعیت اقتصادی بیندیشند، فرزندآوری را در جایگاه شغل نشانده‌اند. مگر پس از انقلاب و جنگ شرایط معیشتی بدتر از حالا نبود؟ پس چرا میل به فرزندآوری بیشتر بود؟ مگر در دهه 70 به فرزندآوری پول می‌‌دادند؟ نه؛ اما آمار زاد و ولد بسیار بالا بود.
خواه ناخواه باید پذیرفت جامعه هیچ‌گاه از نسخه دستوری استقبال نکرده و نخواهد کرد. تصمیم‌سازان، تصمیم‌گیران، مجریان و ذی‌نفعان محترم به عواقب فرزندآوری به هر قیمتی، فکر کنند؛ مبادا 10 سال بگذرد باز بگویند اشتباه کردیم. اگر عامل اصلی اقتصاد است که البته عامل مهمی است، اگر ریشه‌ای حل نشود، فرزند متولد‌شده سرنوشت بهتری از پدر خود نخواهد داشت!

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی