[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۲۱
  • دوره جدید

تعالی ورزش در پرتو صنعت و حمایت، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی

  استان فارس از لحاظ جاذبه‌های مذهبی، تاریخی و طبیعی یکی از خطه‌های زرخیز کشور به شمار می‌رود. این منطقه با دارا بودن آب و هوای چهار فصل و نیروی انسانی تحصیل کرده و کارآمد می‌تواند جایگاه شگرفی در کشور دارا باشد و داعیه پایتخت دومی را به شایستگی از آن خود کند. در دهه شصت شمسی ممارست و سرمایه گذاری زیادی انجام شد تا استان فارس به عنوان قطب کشاورزی منطقه معرفی شود و از پتانسیل‌های چشمگیر خود در این عرصه بهره برداری کند. پرداختن تک بعدی به کاشت، داشت و برداشت نتیجه خوبی برای مردم این استان به همراه نداشت و آنها را از صنعتی شدن محروم کرد. با نگاهی گذرا به ورزش ایران در می‌یابیم که فرآیند کشاورزی قابلیت سرمایه گذاری در عرصه ورزش را به فعالان این عرصه نمی‌دهد و آنها تمامی کوشش و مشغله فکری خود را به مبارزه با خشکسالی و کشت محصولات مورد نیاز بازار صرف می‌کنند. اما بخش صنعت با تکیه بر بنیه مالی و استقامت ریالی خود به راحتی می‌تواند در عرصه ورزش‌های مختلف به عرض اندام پرداخته و اعتبارات فراوانی را برای خود کسب نماید. این قبیل سرمایه گذاری‌ها سبب شده است تا استان اصفهان به یکی از قطب‌های اصلی ورزش در ایران تبدیل شود و تیم‌های آن همواره در عرصه‌های مختلف داخلی و خارجی موفقیت‌های چشمگیری را به دست آورند. اما در استان فارس اوضاع به گونه دیگری است. فارسی‌ها پس از آن که به اهمیت صنعتی شدن پی بردند، موظف شدند قسمتی از اعتبارات خود را صرف ورزش نمایند و در این زمینه به فعالیت بپردازند. اگر چه فعالیت دیرهنگام تیم‌های صنعتی در استان فارس سبب عقب افتادگی ورزش در این استان مستعد شد، اما باور داشته باشیم که خروج از نقطه صفر بسیار با ارزش است و می‌توان با سرمایه گذاری‌های صحیح و استخدام مدیران و کارشناسان لایق به سرعت پله‌های ترقی را پشت سرگذاشت و ورزش فارس را به جایگاه واقعی خود در کشور نزدیک کرد. عیان است که استان فارس دارای استعدادهای بی شماری در عرصه ورزش است و با انجام سرمایه گذاری‌های اولیه و توجه به ورزش‌های پایه باید آن‌ها را شناسایی کرد و پرورش داد. 
البته در عرصه فوتبال استان فارس و شهر شیراز دارای قدمتی طولانی در مستطیل سبز است. تیم برق شیراز یکی از ریشه‌دار‌ترین مجموعه‌های ورزشی ایران به شمار می‌رود که پس از مدت کوتاهی از فراگیر شدن فوتبال در ایران فعالیت خود را آغاز کرد و در ویترین افتخاراتش عناوین با ارزشی دیده می‌شود. اما چگونه است که این تیم باسابقه و بومی شیراز نتوانست جایگاه خود را در فوتبال ایران حفظ کند و اکنون در لیگ‌های پایین دستی حرکت آسانسوری دارد؟ یکی از دلایل اصلی ناکامی مجموعه‌های ورزشی فقدان مدیریت مناسب است. با نگاهی به تیم‌های بزرگ و موفق فوتبال در ایران در می‌یابیم که مجموعه مدیریتی آنها با آزمون و خطا، به مدیریتی یکپارچه و منسجم دست می‌یافت و برای سالیان سال در تلاش بود تا آن را حفظ کند. اما در برق شیراز این اتفاق رخ نداد. این تیم همواره دچار تحولات مدیریتی زیادی بوده است و هیچ یکی از افرادی که سکان رهبری آن را بر عهده داشتند، فارغ از موفقیت یا شکست، در تیم ماندگار نشدند. از سوی دیگر منابع مالی و سرمایه گذاری در این تیم ارزشمند مردمی به شدت محدود شد و آنها توان رقابت با سایر تیم‌های متمول را نداشتند. بسیاری از مسئولان استانی در دهه‌های گذشته نیز به تیم برق شیراز نگاه اجنبی مآبانه‌ای داشته و حمایت لازم مادی و معنوی را از این تیم ریشه دار دریغ کردند. نتیجه چنین شد که برای مدت‌های زیادی ورزشگاه حافظیه شیراز و مردم فوتبال دوست این شهر از میزبانی یک مسابقه لیگ برتر محروم شده و تمامی امید خود را برای میزبانی بازی‌های بزرگ به جام حذفی دوخته اند تا شاید قشقایی شیراز با همبستگی و درایت بتواند پرسپولیس را از میان بردارد و نام شیراز را برای بار دیگر در عرصه فوتبال ایران مطرح کند. در مورد دیگر تیم فوتبال شیراز که از دهه هفتاد به فوتبال ایران وارد شد نیز اوضاع به همین گونه است. بر طبق قوانین جاری فوتبال ایران، بازیکنانی که به سن خدمت سربازی می‌رسند، موظف‌اند تا دوران خدمت خود را در تیم‌های نظامی سپری کنند. اما در اجرای این قانون ملاحظات و تبعیض‌های فراوانی به چشم می‌آید. معمولاً رسم بر این است که در عرصه یارگیری همواره فجر سپاسی شیراز به شدت مظلوم واقع شده و سرمایه‌های فوتبال ایران به تراکتورسازی یا باشگاه‌های صاحب نام که مدیرعامل آنها از درجه برش و تأثیرگذاری بیشتری برخوردار است، روانه می‌شوند. قطعاً با چنین نگاه تبعیض آمیزی نمی‌توان از فجر شهید سپاسی شیراز انتظار داشت تا در هماوردی با تیم‌های پرمهره پایتخت قامت خم نکند و همواره همانند دهه هفتاد، بزرگان فوتبال ایران را در حافظیه به زانو درآورد. مسئولان کلان ورزش مملکتی باید این نکته مهم را به یاد داشته باشند که سرمایه گذاری در تیم‌های بومی به مثابه سرمایه گذاری در عرصه‌های سلامت، فرهنگ و شادابی جامعه است. چنانچه تیم‌هایی نظیر برق و فجر از حمایت لازم برخوردار شوند، روحیه سلامت روانی جامعه رشد خواهد کرد و مسائل آفت باری نظیر ناهنجاری‌های اجتماعی، اعتیاد، بزهکاری و مسائلی از این دست رشد منفی پیدا می‌کنند و کلیت جامعه در مسیر اعتدال و بهروزی به پیش خواهد رفت. در سوی مقابل حمایت‌های همه جانبه از چند مجموعه ورزشی انگشت شمار سبب می‌شود تا ورزش همگانی به انزوا رفته و جوانان مستعد شهرستانی که مسیری برای پیشرفت در مقابل خود نمی‌بینند، به فرآیندهای ناگوار دیگری جذب شوند. در همین رابطه مجلس شورای اسلامی با تصویب مصوبه‌های خردمندانه، سرمایه گذاری و بذل و بخشش‌های نجومی در تیم‌های نظیر استقلال و پرسپولیس را ممنوع کرد و از دولت خواست تا مبالغ اعتبارات خود را در قسمت‌های مختلف جامعه که سبب نشاط مدنی می‌شود، هزینه کند. 
خوشبختانه ورزش فارس در سالیان اخیر از بعد فوتبال خاص خارج شده و فعالیت‌های تحسین برانگیز در بسکتبال، والیبال، هندبال و سایر ورزش‌ها دارد. اما باید قبول کرد که فقدان اعتبار و حمایت‌های همه جانبه مسئولان، سرنوشت محتوم به شکستی را برای آنها رقم خواهد زد که خروج از آن بسیار دشوار به نظر می‌رسد. 
مدیران و مسئولان ورزش فارس برای موفقیت در عرصه مدیریتی باید از تجربیات مفاخر ورزش این استان بیشترین میزان سود و مشاورت را ببرند و از بازنشستگی آنها در کنج خانه‌ها و پارک‌ها جلوگیری کنند؛ چرا که این افراد آگاه عمر را در عرصه ورزش صرف کرده و از تجارت گران بهایی برخوردار هستند. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی