[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۱۵
  • دوره جدید

بافندگانی که کشاورز شدند، روزنامه شیراز نوین

 حسین فرزانه- گروه گزارش
گاهی پس و پیش کردن دو کلمه، عبارت‌های پرمعنایی تولید می‌کند. «کارگران هنرمند» و «هنرمندان کارگر»؛ دو گزاره متناقض‌نما که پیدا کردن مصداق برای هرکدام از آنها اصلاً کار سختی نیست. چه بسیارند کارگرانی که استعداد و ذوق و هنری دارند و چه هنرمندانی که جبر روزگار و نامهربانی از آن‌ها یک کارگر ساده ساخته است.
اینجا فراشبند، شهری که دستبافته‌های دختران و زنان روستایی و عشایری اش تا همین چند سال پیش شهره عام و خاص بود، حالا به جای بافتن رنگ عشق و نقش هنر به تار و پود زندگی و خواندن لالایی‌های ایلیاتی و محلی که طبیعت را به خواب می‌بُرد، صبح خروس خوان و با گرگ و میش هوا، چادر به سر، سوار بر پشت وانت نیسان راهی مزارع صیفی جات در دژگاه (روستایی در جنوبی‌ترین نقطه استان) می‌شوند تا زیر تیغ آفتاب، ایستاده و با کمرهای خم شده، در جنگ با حشرات، خزندگان و گیاهان تیغ دار و صد‌ها خطر دیگر، کار کنند و با کمترین توقع پیش بروند.
این زنان، مردانه ایستاده‌اند تا چرخ زندگی‌شان را بچرخانند. اما چه زندگی‌ای؟! نه بیمه دارند و نه دریافتی بایت ازکارافتادگی. این زنان جوان و میانسال کارگر فصلی نه پس‌اندازی دارند و نه از جایی حمایت می‌‌شوند. بیش از ۱۰ ساعت کار سخت زیر آفتاب سوزان برای 150 تا 200هزار تومان؛ مزدی ناچیز که عمدتاً صرف بهای ویزیت دکتر و بیمارستان‌ها برای درمان کار مضاعفی است که از تن خود می‌‌کشند. بر اثر فشار کار زیاد، دیگر پا و کمری برایشان نمانده و پیری زودرس قامت تکیده آنان را نشانه رفته است. چهره آفتاب‌سوخته‌شان بیشتر از سن واقعی‌شان جلوه می‌کند و انگشتانشان در جدال با خار و خاشاک ظرافت زنانه آنها را به یغما برده است.
در شرایطی که وضعیت کشاورزی و خشک‌سالی و شرایط سخت معیشت، مردان را از این عرصه فراری داده، زنان اما هنوز پای کار مانده‌اند. آنان مادرند، همسرند، خواهر و دخترند. مجبورند برای جنگ با بی‌رحمی روزگار مردی باشند در قالب زن.
در این بین چه آرزوهای زنان کارگر فصلی که در مزارع دیگران گم شد. گویی تصویر این زنان را قاب گرفته اند که هرچه تقلا می‌کنند کمتر دیده می‌شوند. اخیراً بر اثر واژگونی یک دستگاه مینی‌بوس حامل کارگران فصلی در محور جاده بخش ششده و قره بلاغ فسا حدفاصل روستای دیندارلو در استان فارس، ۱۹ نفر زخمی شدند. اورژانس جسد نیمه‌جان این زنان کارگر فصلی را از لابه لای پاره‌‌های آهن مینی بوس بیرون کشید. حادثه‌ای که زنان کارگر قربانی فقر و نداری شدند، اما این سانحه واکنش خاصی را در پی نداشت!
واقعیت این است که امروزه هیچ نهاد و سازمانی خود را متولی سامان‌دهی کارگران فصلی نمی‌داند و حمایت‌های جسته و گریخته هم به دلیل فشاری است که گاهاً از سوی رسانه‌ها وارد می‌شود. متأسفانه آمارها درباره اینکه در استان فارس چه تعداد زن کارگر فصلی وجود دارد، گنگ است. بعضی عدد 3هزار را عنوان می‌کنند؛ قطعاً با برنامه‌ریزی‌های مقطعی و پراکنده فعلی، خیلی نمی‌‌توان به بهبود اوضاع خوش‌بین بود. 10 اسفند 1400 خبر آمد با امضای تفاهم‌نامه همکاری بین «صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر» و «اتحادیه تعاونی‌های تأمین نیاز صنفی استادکاران، کارگران ساختمانی و فصلی کشور»، تمامی شاغلان فصلی در سراسر کشور بیمه خواهند شد. به عبارتی ۳۰۰هزار نفر از کارگران ساختمانی و فصلی کشور از مزایا و تعهدات بلندمدت صندوق بیمه اجتماعی شامل بازنشستگی، ازکارافتادگی کلی و بازماندگان برخوردار خواهند شد.
حالا چند ماهی است از تصویب این قانون می‌گذرد. آیا می‌توان امیدوار بود کارگران فصلی پس از سال‌ها بلاتکلیفی از مزایای بیمه و بازنشستگی برخوردار شوند؟ آیا روزی فرا می‌رسد که بر ساعات کار و شرایط شغلی و دستمزد آنها نظارت شود؟ مثل همیشه باید صبور بود و منتظر. به‌راستی کاری که کارگران فصلی انجام می‌‌دهند مصداق مشاغل سخت و زیان‌ آور نیست؟ هست.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی