[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۶۵۳
  • دوره جدید

پریشان‌احوالی‌های «پریشان» ، روزنامه شیراز نوین

 حسین فرزانه- گروه گزارش
مدتی پیش فیلم کوتاهی از هجوم کم سابقه گرد و خاک به شهر کازرون منتشر شد. غلظت این گرد و غبار به حدی بود که آسمان این شهر را برای ساعاتی تیره و تار کرد. منشأ این ریزگرد اما برخلاف انتظار خیلی دور نبود. باورش سخت و تأسف بار بود؛ این بار «پریشان» منشأ خاک است، نه عراق! وزش باد شدیدی ریزگردهای تالاب پریشان را در هوا معلق کرد و چند دقیقه بعد بر سر روستاها و شهر کازرون خاک بارید.
شاید میلیون‌ها سال بود که دریاچه‌ پریشان آنقدر پریشان نشده بود. با آب شیرینش بی‌ دریغ پهنه ای پهناور را از آب و آبادانی زیبا و سیراب می‌‌ساخت. مکان امن برای حیات وحش و پرندگان مهاجر بود و چشمه‌هایش جوشان و حیات در آن جاری. این طبیعت آبی، جایگاهی برای شادابی و گردش گروه‌ها و مردمان بسیاری بود که از جای جای ایران و بیرون از مرزهای این سرزمین پرشکوه به دیدنش می‌آمدند. تا آنکه خشک‌سالی 1386 خورشیدی رسید و پریشان رفته رفته بستری بی آب شد. خلاصه دست‌های بی‌رحم زمانه و کارنابلدی‌ها و بی‌خردی‌‌های مسئولان و مدیریت نادرست آب، روزگارش را تباه کرد و این پهنه حدوداً 5هزار هکتاری و بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین کشور خشکید.
حالا 15 سال است که پریشان دیگر تالاب و دریاچه با چشمه‌های جوشان نیست؛ که کویری است منشأ گرد و خاک، زباله‌دانی از پلاستیک‌ها و دورریختنی‌ها و گورستان گونه‌های زیستی نادر و مرتعی است برای چرای دام روستانشینان اطراف. نمادی است از کاغذبازی‌های نافرجام برای باززنده‌سازی و تابلویی است از برداشت بی‌رحمانه آب...
عده ای انگشت اتهام به سوی آسمان دراز کردند و چنین گفتند که گناه آسمان بی ‌ابر است که نمی‌‌بارد. این در حالی است که در طول سال‌های گذشته بارها بارش‌های مقطعی جان دوباره ‌ای به دریاچه‌های بختگان و کافتر و... بخشید و آن‌ها را مالامال آب کرد. اما باران هرچه بر پریشان بارید، از خوابِ خشکی بیدارش نکرد. پریشان، جان برخاستن ندارد. به‌راستی چرا این گونه شد؟! اینکه گفته شود علت خشکی تالاب‌ها، خشک‌سالی است، آیا فقط بهانه ای نیست برای برداشتن مسئولیت این اتفاق از دوش عده‌ای!؟ استان فارس از گذشته تا حال با میانگین بارش ۲۵۰ میلی‌متر در سال جزء مناطق کم آب کشور بوده است؛ چرا در چند سال اخیر این اتفاقات افتاده است؟
پاسخ صریح و روشن است؛ هزار چاه در اطراف پریشان است که یک سوم غیرمجاز بوده و مابقی هم که مجاز است، همه مجهز به کنتور نیستند. هرچقدر دلشان بخواهند آب برداشت می‌کنند؛ به گونه ای که زمین‌های اطراف دریاچه تمام سال کشت می‌شود و هیچ استراحتی به تأسیسات و سفره‌های آب نمی‌دهند. همان چاه‌هایی که هیچ نظارتی بر آن‌ها نمی‌شود و موتورهای قدرتمند سنگدلانه مشغول بالا کشیدن آب‌‌های زیرزمینی هستند.
اما چه باید کرد؟ در سال‌های اول در همان فرصت‌های طلایی برای احیای دریاچه، اقدام خاصی صورت نگرفت. از سال 93 ستاد استانی احیای تالاب‌های فارس شکل گرفت و اقداماتی مانند لای‌روبی چشمه‌‌ها و مسیر سیلاب‌ها، احداث حوضچه ذخیره ژنتیکی، تعیین حریم تالاب پریشان و جداسازی اراضی ملی از مستثنیات با احداث خاکریز به طول 50 کیلومتر، بردن سیلاب‌ها به سوی دریاچه پریشان و سوزاندن بخش بزرگی از نیزارهای پیرامون دریاچه از جمله تصمیمات این ستاد بود. اما آب از آب تکان نخورد که وضعیت حادتر شد. حالا گفته می‌شود علاوه بر راهکار‌هایی مانند «نصب کنتور‌های حجمی و هوشمند روی چاه‌های کشاورزی»، «مسدود کردن چاه‌‌های غیرمجاز»، «کاهش مصارف آب از طریق استقرار الگوی کشاورزی پایدار»، «اجرای روش‌‌های مناسب آبخیزداری و آبخوان‌داری»، «تغذیه مصنوعی سفره‌های زیرزمینی»، «احیای چشمه‌های پیرامون تالاب و تسهیل انتقال آب از چشمه‌ها به درون تالاب»، «حمایت از کشت‌‌های نوین و کم‌آب‌بر نظیر کنجد همراه با ایجاد صنایع تبدیلی»، «توسعه و جایگزینی کشت‌های گلخانه‌ای با شیوه‌های معمول کشت»، «جلوگیری از افزایش سطح زیر کشت و کف‌شکنی چاه‌های کشاورزی» روی میز مسئولان قرار گرفته تا امیدها برای زنده شدن پریشان را زنده کند. اما آنچه واضح است و رسانه‌ها روی آن مانور می‌دهند، انتقال آب به تالاب از محل سد نرگسی است. 
فرماندار کازرون چند روز پیش گفته بود چنانچه ساخت سد تمام شود و سالیانه ۱۲میلیون مترمکعب آب هم از سد نرگسی به تالاب پریشان منتقل شود، یک مدت زمان ۱۰ساله طول می‌کشد تا تالاب احیا شود. او اما راهکار اصلی برای احیای تالاب پریشان را مهار چاه‌‌های غیرمجاز و صنعتی سازی با هدف تأمین معیشت ساکنان حاشیه پریشان اعلام کرد؛ روشی دقیق و بجا که قطعاً احیای دریاچه را تسریع می‌کند. واقعیت این است که تا وقتی الگوی کشت در اطراف پریشان اصلاح نشود، معیشت‌های آب‌پایه جای خود را به صنایع کم‌مصرف ندهد، پر کردن بستر تالاب پریشان با آب‌های سطحی و سیلاب و آب سد نه تنها کمکی به احیای تالاب نمی‌کند، که موجب افزایش زمین‌های زیر کشت در اطراف پریشان، افزایش برداشت آب از چاه‌های موجود یا حتی حفر چاه‌های جدید برای تولید گوجه و هندوانه 
خواهد شد.
البته راحت می‌توان گفت الگوی کشت در اطراف پریشان اصلاح شود و چاه‌های غیرمجاز مسدود گردد و...؛ اما آیا می‌توان به همین راحتی به کشاورزانی که معیشت خانواده‌شان به کشاورزی وابسته شده است، گفت که از این تاریخ کشاورزی نکنند تا تالاب 
آبگیری شود؟!
سازمان‌های مردم نهاد مثل همیشه جلوتر از دولت و ساختار رسمی و متولی با توانمندی‌های کم‌نظیرشان به این عرصه نیز وارد شده اند. اخیراً در تالاب‌های طشک و بختگان دست به اقداماتی در دو حوزه طرح تنوع‌بخشی به معیشت‌های سازگار با منابع تالابی، توان‌افزایی و فرهنگ‌سازی زده اند. در واقع مدیریت این طرح‌ها با مدیریت دفتر تالاب‌های کشور است که با حمایت برنامه عمران ملل متحد (UNDP) برگزار می‌شود. هدف نیز مشخص است؛ تنوع دادن به معیشت‌های روستای هدف با معرفی و ایجاد شیوه‌های معیشتی غیروابسته به منابع آبی با مشارکت جامعه محلی، که باعث می‌شود فشار بر منابع آبی کاهش یابد. قطعاً اهالی روستاهای اطراف دریاچه خشک شده پریشان از این طرح‌ها استقبال خواهند کرد؛ طرح‌هایی که هم اکنون در روستاهای بسترم، جزین و جهان آباد از توابع شهرستان بختگان، غدیرگه و حاجی آباد از توابع شهرستان نی ریز، شرق آباد و سَنْکَر و چهار قلات از توابع شهرستان ارسنجان، دستجرد و محمد آباد از توابع شهرستان استهبان در حال اجراست.
فارس 13 تالاب دارد که فقط دو تالاب کوچک برمشور و هفت برم در طول سال آب دارند و مابقی تالاب‌های استان یا کاملاً خشک شده اند یا رو به زوال هستند. آیا می‌توان امیدوار بود روزی پریشان از جا برخیزد و آب و آبادانی را از سر بگیرد؟

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی